روی دکمه «مشاوره آنلاین» کلیک کنید تا مهندس ایمان پاکراه و تیم آکادمی پاکراه بهصورت آنلاین و کاملاً رایگان راهنماییتان کنند.
مشاوره آنلایندر دنیای دیجیتال، زمان با میلیثانیهها اندازهگیری میشود، اما در ایران، پلتفرمهای خدماتی مدتی است که ساعتهایشان را با زمانِ بحران تنظیم کردهاند. از رانندهای که در هزارتوی اختلال GPS بنزین و اعصاب دود میکند، تا متخصص فنی که در دوراهی ماندن یا مهاجرت، آخرین کدهای سیستمی در حال سقوط را میزند؛ پلتفرمها دیگر فقط با رقیب نمیجنگند، آنها با آنتروپی زیرساخت در نبرند. این مقاله، روایت سقوط سیستماتیکی است که از لایههای فیبر نوری آغاز شده، با تورم ۴۴ درصدی گره خورده و حالا به سفره میلیونها نفر سرایت کرده است؛ جایی که هر کلیک، یک مبارزه است.
به گزارش تسنیم، بخش خدمات در کشور حدود 54 درصد شاغلین را شامل میشود. یعنی در شرایط فعلی، بیشتر از نصف شاغلین کشور برای گذران زندگی مجبور به گذر از 7 خوان رستم میشوند.
نگاهی به اوضاع اینترنت در روزهای اخیر
بررسی دادههای فنی از نتبلاکس و کلادفلر تاییدکننده یک انحراف استراتژیک میان اتصال ظاهری زیرساخت و دسترسی واقعی کاربران است. اعمال مکانیسم لیست سفید وضعیتی را پدید آورده که در آن پاسخدهی آیپیها در نقشههای جهانی، پوششی بر انسداد گسترده داخلی است. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، صراحتا تایید کرده است که با گذشت بیش از ۲۲ روز، شبکه به شرایط پیش از ۱۸ دیماه بازنگشته است. از منظر اقتصاد کلان، این شکاف فراتر از یک چالش فنی، به معنای تخریب محیط پیشبینیپذیر اقتصادی است. زمانی که اتصال ظاهری جایگزین کارایی واقعی میشود، امنیت روانی سرمایهگذاری زایل شده و شریانهای مالی در لایه زیرساخت دچار سکته میشوند.

واکاوی صورتهای مالی و آمارهای رسمی، نشاندهنده یک سقوط سیستماتیک در مدل سودآوری اپراتورهاست. شاخصهای کلیدی خسارت به شرح زیر است:
| شاخص اقتصادی کلیدی | میزان خسارت / درصد تغییر |
| خسارت روزانه کل به اقتصاد کشور | ۵ همت (هزار میلیارد تومان) |
| خسارت هفتگی بخش تجارت اجتماعی | ۲.۵ همت (افت فروش بیش از ۹۰٪) |
| تورم گروه ارتباطات (دیماه) | ۹ درصد |
| تورم سالانه منتهی به دیماه | ۴۴.۲ درصد |
تحلیل میانرشتهای نشان میدهد که مدل اقتصادی اپراتورهای ثابت (FCP) عملا فروپاشیده است؛ چراکه با رسیدن درآمد ترافیک بینالملل به تقریبا صفر، حاشیه سود این شرکتها نابود شده است. شکاف عمیق میان تورم ۹ درصدی بخش ارتباطات و تورم عمومی ۴۴.۲ درصدی، یک حلقه بازگشتی منفی ایجاد کرده که امکان هرگونه سرمایهگذاری سرمایهای (CAPEX) برای توسعه زیرساختهای آینده را سلب میکند.
دادههای پلتفرم پادرو و سازمان نظام صنفی رایانهای (نصر) حاکی از توقف فعالیت ۱۰۰ هزار فروشگاه اینستاگرامی و تهدید معیشت یک میلیون نفر است. این بنگاههای خرد با بحران حاد نقدینگی در آستانه پایان سال مواجهاند. سازمان نصر با هدف جلوگیری از ورشکستگی فراگیر، درخواستهای زیر را مطرح کرده است:
- تمدید مهلت انجام تکالیف مالیاتی تا پایان فروردین ۱۴۰۵.
- استمهال در ارسال لیست حقوق و حق بیمه پرسنل جهت مدیریت بحران عیدی و سنوات.
- افزایش مهلت ارسال فاکتورها در سامانه مودیان به ۳۰ روز.
تداوم این ناپایداری، انگیزه سرمایهگذاری را سرکوب و مهاجرت تخصصها را تسریع میکند. این اختلالات اکنون از لایه دیجیتال عبور کرده و به لجستیک فیزیکی شهر سرایت کرده است.
اختلال عمدی در سیگنالهای GPS، از یک ابزار امنیتی به یک مالیات لجستیکی بر دوش اقتصاد تبدیل شده است. طبق تحلیل بنیانگذار دیوار، این اختلالات سالانه ۱ میلیارد دلار خسارت به دلیل افزایش مصرف سوخت و هدررفت زمان به اقتصاد تحمیل میکند. رانندگان تاکسیهای اینترنتی با افت ۳۰ تا ۵۰ درصدی درآمد، هزینه اصلی این ضدِفناوری را میپردازند. همچنین، به گفته مشاور وزیر ارتباطات، کوچ اجباری از پلتفرمهای آموزشی بینالمللی به سامانههای محدود داخلی، منجر به تشدید نابرابری آموزشی و آسیب جدی به مشاغل خانگی زنان شده است.
تلاش پلتفرمهای خدماتی برای حیات!
پلتفرمهای خدماتی در مقایسه با سایر کسب و کارها، حاشیه سود پایینتر، و بخشهای متحرک بیشتری در ساختار خود دارند که برنامه ریزی را برای ارائهی یک تجربهی رضایت بخش سختتر میکند. در شرایط فعلی کشور، چالشهای این کسب و کارها چندین و چند برابر میشود. چه اسنپ و تپسی در زمینه حمل و نقل باشید، چه آچاره و آی پی امداد در تعمیرات یا حتی دیوار، ممکن نیست از گزند این چالشها در امان مانده باشید. در ادامه نگاهی دقیقتر به این چالشها خواهیم داشت.

۱. چالشهای عملیاتی و لجستیکی
در حالی که پلتفرمهای خدماتی تلاش میکنند تجربهای رضایتبخش خلق کنند، زیرساختهای فعلی این تلاش را به یک مبارزه فرسایشی تبدیل کردهاند. این چالشها تنها مشکلات فنی نیستند، بلکه هزینههای پنهانی هستند که مستقیماً از جیب کاربر و ارائهدهنده خدمات پرداخت میشوند:
- فلج شدن مسیریابی (GPS): همانطور که در متن پیشین اشاره شد، اختلال عمدی در سیگنالهای GPS دیگر تنها یک ابزار امنیتی نیست، بلکه به قول بنیانگذار دیوار، یک مالیات لجستیکی سنگین است. برای پلتفرمهای تاکسی اینترنتی (مانند اسنپ و تپسی) یا خدمات در محل (مانند آچاره و آی پی امداد)، این اختلال به معنای محاسبه غلط مسافت و قیمت، سرگردانی رانندگان و متخصصان در کوچه و خیابان، و در نهایت تاخیر در رسیدن سرویس است. نتیجه نهایی؟ ۱ میلیارد دلار خسارت سالانه ناشی از هدررفت سوخت و زمان، و کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی درآمد رانندگانی که در این هزارتوی کور، فرسوده میشوند.
- اختلال در درگاههای پرداخت: در اقتصاد دیجیتال، اعتماد در لحظه شکل میگیرد و در کسری از ثانیه فرو میریزد. قطعیهای مکرر یا کندی اینترنت (و سیاستهای لیست سفید)، باعث ناتمام ماندن تراکنشها در درگاههای پرداخت میشود. برای مشتری که سرویسی را دریافت کرده اما نمیتواند هزینه آن را بپردازد، یا کاربری که پول از حسابش کسر شده اما سرویسی ثبت نشده، این یعنی نارضایتی آنی. این اختلالات جریان نقدینگی پلتفرمها را که با حاشیه سود پایین فعالیت میکنند، مختل کرده و امنیت روانی خرید آنلاین را از بین میبرد.
- سقوط کیفیت پشتیبانی و قطع ارتباط با مشتری: زمانی که ابزارهای ارتباطی و CRMهای ابری (که اغلب روی سرورهای جهانی میزبانی میشوند) به دلیل فیلترینگ یا اختلالات شبکه از دسترس خارج میشوند، تیمهای پشتیبانی خلع سلاح میشوند. آنها نمیتوانند به موقع به تیکتها و تماسهای مشتریان خشمگین پاسخ دهند. در پلتفرمهای خدماتی که ماهیت فوری دارند (مثل تعمیرات یا جابجایی)، این تاخیر به معنای از دست دادن همیشگی مشتری و تخریب برند است.
۲. بحران منابع انسانی
چالش پلتفرمها به ابزار و اینترنت ختم نمیشود؛ بزرگترین سرمایه آنها، یعنی نیروی انسانی، در خطر است:
- موج مهاجرت متخصصان: همانطور که اشاره شد، متخصصان فنی اکنون در دوراهی ماندن یا مهاجرت قرار ندارند، بلکه بسیاری گزینه دوم را انتخاب کردهاند. ناپایداری اینترنت و عدم امکان پیشبینی آینده، انگیزه تیمهای فنی و توسعهدهندگان را سرکوب کرده است. پلتفرمها برای نگهداشتن کدهایی که در حال سقوط هستند، با کمبود نیروی متخصص دست و پنجه نرم میکنند.
- ریزش نیروهای عملیاتی: با تورم ۴۴ درصدی و عدم تناسب آن با درآمدهای ریالی، بسیاری از نیروهای خدماتی (رانندگان، تعمیرکاران و…) فعالیت در پلتفرمها را بهصرفه نمیدانند و به مشاغل دیگر یا بازارهای غیررسمی کوچ میکنند.
سخت بودن شرایط مهاجرت برای ایرانیان از یک طرف، و آشنا نبودن با زبانهای اروپایی از طرفی دیگر باعث شده تا احتمال موفقیت مهاجران ایرانی به شدت پایین باشد. با این حال تکنسینهای خبرهی پلتفرمهایی مثل آی پی امداد که توانایی فنی بالایی دارند، معمولا به سمت گزینههایی مثل ویزای کاریابی آلمان میروند تا شانس خود را در کشوری صنعتی اما به غایت خشک و سختگیر امتحان کنند. حقیقتی که نشان میدهد مهاجرتها نه به خاطر جاذبهی خارجی، بلکه به خاطر دافعهی داخلی است.
۳. فشار تورمی و فروپاشی مدلهای درآمدی
پلتفرمهای خدماتی در منگنهی فشار هزینهها و عدم امکان افزایش قیمتها گرفتار شدهاند:
- شکاف تورم و درآمد: در حالی که تورم عمومی کشور بالای ۴۰ درصد است، افزایش قیمت خدمات در پلتفرمها به دلیل کشش پایین بازار و رقابت سنگین، بسیار کمتر از تورم واقعی است. این موضوع حاشیه سود این شرکتها را که ذاتا پایین است، به مرز نابودی کشانده است.
- ناتوانی در توسعه (CAPEX): با توجه به اینکه درآمدها صرف هزینههای جاری و جبران خسارتهای روزانه (مانند همان خسارت ۵ همتی به کل اقتصاد) میشود، توانی برای سرمایهگذاری روی تکنولوژیهای جدید یا توسعه زیرساخت باقی نمیماند. پلتفرمها به جای رشد، در حال مدیریت بقا هستند.
در نظر بگیرید که تولید ناخالص داخلی بخش خدمات در ایران 45% است و مجبور کردن پلتفرمهای خدماتی برای رد شدن از 7 خان رستم، یعنی بنبستی بدون بازگشت برای اقتصاد!

من چند بار از آی پی امداد تعمیرکار گرفتم. از رفتار و تخصصشون خیلی راضی بودم. همه همیشه از مهاجرت دکترها و مهندس ها میگن اما استادکارها هم دارن از کشور میرن. با این فرمون چند سال دیگه وقتی چیزی خراب میشه باید بندازیم دور جدیدشو بگیریم.
ممنون از اینکه تجربوتونو با ما به اشتراک گذاشتید