زمان مطالعه: 12 دقیقه
سوالی درباره مقاله «مدیر محترم، زمان‌شناس باش؛ احترام به زمان از خودت شروع می‌شود» دارید؟

روی دکمه «مشاوره آنلاین» کلیک کنید تا مهندس ایمان پاکراه و تیم آکادمی پاکراه به‌صورت آنلاین و کاملاً رایگان راهنمایی‌تان کنند.

مشاوره آنلاین

«بررسی می‌کنیم و به شما خبر می‌دهیم.»

این جمله را در واحد پشتیبانی آی‌پی امداد به مشتری ناراضی می‌گفتیم. جمله مؤدبانه بود و همکار ما هم واقعاً قصد داشت موضوع را بررسی کند؛ اما یک ایراد مهم داشت: هیچ‌کس نمی‌دانست “چه زمانی” قرار است خبری بدهیم.

مشتری تلفن را قطع می‌کرد، اما سؤال‌هایش همچنان باقی می‌ماند: امروز تماس می‌گیرند؟ فردا؟ یک هفته دیگر؟ اصلاً پرونده من در حال بررسی است؟

طبیعی بود که دوباره با مرکز تماس ارتباط بگیرد. گاهی پیش از آنکه بررسی ما کامل شود، چند بار تماس می‌گرفت؛ نه لزوماً چون عجول بود، بلکه چون ما زمان را از پاسخ خود حذف کرده بودیم و او را در ابهام گذاشته بودیم.

وقتی این گپ را پیدا کردم، اسکریپت مکالمه واحد پشتیبانی را تغییر دادیم. از آن به بعد همکار ما باید به مشتری یک بازه روشن می‌داد؛ مثلاً: «موضوع شما بررسی شد و حداکثر تا ۲۴ ساعت آینده نتیجه را اعلام می‌کنیم.»

بعد از این تغییر، تماس‌های تکراری مشتریان ناراضی به شکل محسوسی کمتر شد. ما نیروی تازه‌ای استخدام نکرده بودیم و ابزار پیچیده‌ای هم نخریده بودیم؛ فقط به مشتری چیزی داده بودیم که برایش ارزش داشت: زمان مشخص.

اگر زمان را از یک فرایند حذف کنید، حتی یک وعده محترمانه هم می‌تواند به بی‌اعتمادی تبدیل شود. ایمان پاکراه

به مشتری زمان بدهید

زمان‌شناسی مدیر فقط به جلسه مربوط نیست

وقتی درباره زمان‌شناسی صحبت می‌کنیم، اولین تصویر مدیری است که سر ساعت وارد جلسه می‌شود. این رفتار مهم است، اما فقط کوچک‌ترین بخش ماجراست.

زمان‌شناسی یعنی هرجا که در کسب‌وکار «زمان» یک شاخص است، آن را جدی بگیریم:

  • حقوق را در موعد مشخص پرداخت کنیم؛
  • جلسه آنلاین یا حضوری را به‌موقع شروع کنیم؛
  • برای انجام یک قول، تاریخ یا بازه روشن بدهیم؛
  • مشتری را بدون زمان پاسخ‌گویی معطل نگذاریم؛
  • برای تحویل یک تسک، ددلاین واقعی تعیین کنیم؛
  • وسیله، نرم‌افزار یا زیرساختی را که به نیروی انسانی وعده داده‌ایم، در زمان توافق‌شده فراهم کنیم؛
  • خارج از ساعت کاری، به زمان استراحت افراد احترام بگذاریم؛ مگر آنکه از قبل، برای شرایط حساس یک فرایند شفاف و توافق‌شده وجود داشته باشد.

برای من، احترام به زمان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اخلاقی یک مدیر است. داشتن یک ساعت شیک روی دست، کسی را زمان‌شناس نمی‌کند.

زمان‌شناسی جایی دیده می‌شود که منافع یا آسایش مدیر با تعهدی که داده است برخورد می‌کند و او باز هم به زمان طرف مقابل احترام می‌گذارد.

چرا احترام به زمان، یک رفتار اخلاقی است؟

پول از دست‌رفته را گاهی می‌توان دوباره به دست آورد؛ اما ساعتی که از زندگی یک نفر گرفته‌ایم، قابل بازگشت نیست.

وقتی کارمندی برای ما کار می‌کند، فقط تخصصش را در اختیار کسب‌وکار نمی‌گذارد. او بخشی از عمر، تمرکز و انرژی روزانه‌اش را خرج هدفی می‌کند که ما به‌عنوان مدیر تعریف کرده‌ایم. اگر جلسه را بی‌دلیل دیر شروع کنیم، حقوق را بدون اطلاع عقب بیندازیم، یا او را برای یک پاسخ نامعلوم منتظر بگذاریم، در واقع با باارزش‌ترین دارایی زندگی‌اش بی‌دقت برخورد کرده‌ایم.

این موضوع درباره مشتری هم صادق است. مشتری ممکن است هزینه خدمت را بپردازد، اما زمانی که برای تماس، انتظار، پیگیری و مراجعه دوباره صرف می‌کند هم بخشی از هزینه واقعی اوست.

در گزارش «دولت در یک نگاه ۲۰۲۵» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، سرعت دریافت خدمت بیشترین تفاوت را در رضایت کلی کاربران خدمات اداری ایجاد کرده است. این داده درباره کشورهای عضو OECD است، نه ایران؛ اما یک پیام قابل‌تعمیم دارد: مردم فقط نتیجه را ارزیابی نمی‌کنند؛ مدت و شفافیت مسیر رسیدن به نتیجه هم بخشی از تجربه آن‌هاست.

اگر مدیر زمان را جدی نگیرد، سیستم هم جدی نمی‌گیرد

در آی‌پی امداد و آکادمی پاکراه، برای هر واحد مدیر مشخصی داریم و مدیران با من در ارتباط مستقیم هستند. بعضی نیروها در شیفت‌های مشخص فعالیت می‌کنند و بعضی هم به‌صورت دورکار و شناور در طول روز کار می‌کنند.

در طراحی فرایند آی‌پی امداد، برای گروهی از «ردفلگ‌ها» یک مسیر ارتباطی مستقیم با من در نظر گرفته‌ام؛ عمدتاً نارضایتی‌های حساسی که به تصمیم مدیران ارشد نیاز دارند. این مسیر از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب فعال است.

تأکید می‌کنم: این مثال به معنی درست‌بودن فرهنگ «مدیر همیشه باید آنلاین باشد» نیست. من به دلیل حساسیت خدمات پلتفرم و با انتخاب خودم، این بازه را در فرایند تعریف کرده‌ام. در یک کسب‌وکار دیگر ممکن است راه درست، مدیر کشیک، شیفت چرخشی یا بازه کوتاه‌تری باشد.

اما وقتی خودم چنین فرایندی را طراحی کرده‌ام، نمی‌توانم پیام حساس امروز را فردا پاسخ بدهم و بعد از مدیران میانی انتظار داشته باشم زمان را جدی بگیرند.

اگر ذی‌نفع اصلی کسب‌وکار به قاعده‌ای که ساخته پایبند نباشد، نیروها خیلی زود به این نتیجه می‌رسند: «وقتی برای آقای پاکراه مهم نیست، چرا برای من مهم باشد؟»

فرهنگ سازمانی بیشتر از آنکه با جمله‌های مدیر ساخته شود، با رفتار تکرارشونده او شکل می‌گیرد.

پژوهشی روی ۳۸۵ عضو از ۹۸ تیم نیز نشان داده «رهبری زمانی»، یعنی کمک رهبر به تنظیم زمان، ریتم و هماهنگی کار با عملکرد نوآورانه بهتر تیم ارتباط مثبت دارد.

قرار نیست هر مقاله دانشگاهی نسخه مستقیم کسب‌وکار ما باشد؛ اما این یافته با تجربه‌ای که در عملیات دیده‌ام هم‌جهت است: وقتی مدیر زمان را هماهنگ و قابل پیش‌بینی می‌کند، تیم انرژی کمتری برای سردرگمی و انرژی بیشتری برای انجام کار دارد.

رفتار مدیر، استاندارد زمانی تیم را شکل می‌دهد

مدیر باید نمونه یک همکار وقت شناس حرفه‌ای باشد

برخی مدیران تصور می‌کنند اگر در عملیات مثل یک همکار مسئولیت‌پذیر رفتار کنند، اقتدارشان کم می‌شود. من برعکس فکر می‌کنم. مدیر هنگام تعامل با نیروهای انسانی باید نمونه رفتاری باشد که از تیم انتظار دارد.

من در جلسات مشاوره آکادمی پاکراه میان دو جلسه ۳۰ دقیقه فاصله می‌گذارم و معمولاً سه دقیقه زودتر وارد جلسه می‌شوم. این سه دقیقه فقط برای آماده‌کردن دوربین و صدا نیست؛ پیامی رفتاری به مراجع می‌دهد: زمان شما برای من اهمیت دارد.

همین منطق را در جلسه حضوری اجرا می‌کنم. ترافیک و شلوغی شهر را پیش از حرکت در نظر می‌گیرم. اگر تسکی بر عهده خودم باشد، حجم کارهای دیگرم را پیش از اعلام زمان می‌سنجم. تلاش می‌کنم اجازه ندهم کسی برای تعهد زمانی به من تذکر بدهد؛ چون نمی‌توانم چیزی را از دیگران بخواهم که خودم در اجرای آن سهل‌انگارم.

مدیر با رفتار خود، استاندارد پنهان سازمان را می‌نویسد:

  • اگر دیر برسد، تأخیر را مجاز می‌کند؛
  • اگر وعده بدون زمان بدهد، ابهام را عادی می‌کند؛
  • اگر پیش از موعد درباره مانع اطلاع دهد، مسئولیت‌پذیری را آموزش می‌دهد؛
  • اگر وقت استراحت تیم را رعایت کند، مرز حرفه‌ای می‌سازد؛
  • اگر پرداخت‌ها و پاسخ‌ها منظم باشند، اعتماد ایجاد می‌کند.

سه دقیقه زودتر حاضرشدن؛ آموزش با رفتار

یک ساعت تعهد به مشتری چگونه به سیستم تبدیل می‌شود؟

سیستم‌سازی با نوشتن یک جمله زیبا در آیین‌نامه اتفاق نمی‌افتد. تعهد باید به چند اقدام قابل‌اندازه‌گیری تبدیل شود و برای هر اقدام، مسئول و زمان مشخص وجود داشته باشد.

در آی‌پی امداد، وقتی یک خدمت در پنل متخصص قرار می‌گیرد، ما متعهدیم حداکثر ظرف یک ساعت وضعیت آن خدمت برای مشتری روشن شود. برای عملی‌کردن این تعهد، فرایند را به چند نقطه کنترل زمانی تقسیم کرده‌ایم:

  1. خدمت در پنل یک متخصص قرار می‌گیرد.
  2. اگر متخصص خدمت را نبیند و تأیید نکند، پس از ۱۵ دقیقه پیامک یادآوری ارسال می‌شود.
  3. اگر باز هم اقدامی انجام نشود، ۱۰ دقیقه بعد تلفن گویا با متخصص تماس می‌گیرد و پیام ضبط‌شده را پخش می‌کند.
  4. اگر همچنان پاسخی دریافت نشود، خدمت برای متخصص دیگری ارسال می‌شود.
  5. کل این زنجیره باید به تعهد یک‌ساعته ما به مشتری منتهی شود: تعیین وضعیت خدمت.

این همان تفاوت «قول» و «سیستم» است.

قول می‌گوید: «تا یک ساعت دیگر مشخص می‌شود.»

سیستم می‌پرسد: «در دقیقه ۱۵ چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر انجام نشد چه کسی مطلع می‌شود؟ نقطه جایگزینی کجاست؟ و چه چیزی نشان می‌دهد تعهد نهایی اجرا شده است؟»

همین نگاه درباره قطعه‌ای که متخصص از مشتری تحویل می‌گیرد نیز وجود دارد. اگر متخصص زمان مشخصی را برای بازگرداندن قطعه اعلام کرده است، آن زمان بخشی از تعهد خدمت است؛ نه یک جمله تقریبی که بتوان بدون اطلاع مشتری تغییرش داد.

فرایند یک‌ساعته آی‌پی امداد؛ از یادآوری تا ارجاع مجدد

اگر می‌خواهید این نگاه را در کل کسب‌وکار اجرا کنید، راهنمای سیستم‌سازی کسب‌وکار در آکادمی پاکراه نقطه شروع مناسبی است. سیستم زمانی شکل می‌گیرد که کارها مستند، قابل تکرار، قابل پایش و تا حد ممکن مستقل از حضور یک فرد باشند.

هر تعهد باید یک «چه زمانی» داشته باشد

یکی از عبارت‌های خطرناک در محیط کار این است: «انجامش می‌دهم.»

این جمله بدون زمان، تعهد کاملی نیست. انجام می‌دهم؛ امروز؟ تا پایان هفته؟ هر وقت کارهای مهم‌تر تمام شد؟ طرف مقابل نباید مجبور شود زمان پنهان در ذهن ما را حدس بزند.

من اگر پیشنهادی از یک نیروی انسانی دریافت کنم، فقط نمی‌گویم «ممنون، بررسی می‌کنم». اگر برای بررسی به زمان نیاز داشته باشم، می‌گویم: «ممنون از پیشنهادت؛ اجازه بده تا ۲۴ ساعت آینده بررسی کنم و نتیجه را به تو بگویم.»

از این لحظه، آن ۲۴ ساعت یک تعهد مدیریتی است. عنوان مدیر به من اجازه نمی‌دهد زمان دیگران را معلق نگه دارم.

این قاعده را می‌توان به تمام تعاملات اضافه کرد:

  • «نتیجه مصاحبه را تا دوشنبه اعلام می‌کنیم.»
  • «درخواست افزایش دسترسی تا پایان امروز بررسی می‌شود.»
  • «حقوق بین روزهای اول تا سوم ماه واریز می‌شود.»
  • «به شکایت شما حداکثر تا ۲۴ ساعت آینده پاسخ می‌دهیم.»
  • «نسخه آزمایشی این فرایند تا پایان هفته آماده می‌شود.»

زمان دقیق همیشه به معنی اعلام ساعت و دقیقه نیست. گاهی یک بازه واقع‌بینانه کافی است؛ مهم این است که طرف مقابل بداند چه زمانی باید منتظر نتیجه باشد و از چه زمانی حق پیگیری دارد.

ددلاین حرفه‌ای را چگونه تعیین کنیم؟

بعضی مدیران برای حرفه‌ای به‌نظررسیدن، برای هر کاری فوراً یک ددلاین قطعی اعلام می‌کنند؛ حتی وقتی هیچ تصوری از حجم واقعی آن ندارند. نتیجه معمولاً تمدیدهای مکرر، فشار بی‌دلیل یا افت کیفیت است.

ددلاین حرفه‌ای را چگونه تعیین کنیم؟

به نظر من، تعیین ددلاین حرفه‌ای سه حالت دارد:

۱. تجربه انجام آن تسک وجود دارد

اگر مدیر یا تیم قبلاً تسک مشابهی را انجام داده و داده قابل اتکا دارد، مدیر می‌تواند ددلاین پیشنهادی روشن تعیین کند.

بهتر است زمان فقط براساس خوش‌بینی مدیر نباشد و وابستگی‌ها، کارهای جاری و ظرفیت واقعی فرد هم دیده شود.

۲. مدیر تجربه ندارد، اما نیروی اجراکننده تجربه دارد

در این حالت، ددلاین باید با گفت‌وگو تعیین شود. مدیر هدف و اولویت را مشخص می‌کند و نیروی انسانی درباره زمان اجرا نظر می‌دهد. تصمیم نهایی باید هم نیاز کسب‌وکار را ببیند و هم واقعیت عملیات را.

۳. هیچ‌کس هنوز زمان واقعی را نمی‌داند

این تسک باید وارد مرحله آزمایش شود. بار اول می‌توان یک بازه ارزیابی تعیین کرد، زمان بخش‌های مختلف را سنجید، موانع را ثبت کرد و از داده اجرای نخست برای ساختن استاندارد دفعات بعد استفاده کرد.

یک ددلاین خوب، حاصل حدس سریع نیست؛ حاصل تجربه، مشورت یا اندازه‌گیری است. بعد از تعیین هم نباید با هر تغییر کوچک جابه‌جا شود. تغییر مداوم ددلاین، هم اعتبار مدیر را پایین می‌آورد و هم به تیم یاد می‌دهد زمان‌های اعلام‌شده جدی نیستند.

اگر به زمان تعهدشده نمی‌رسید، چه کار کنید؟

گاهی با وجود برنامه‌ریزی درست، یک مانع واقعی پیش می‌آید. حرفه‌ای‌بودن به این معنی نیست که هیچ‌وقت تأخیر نکنیم؛ یعنی قبل از آنکه طرف مقابل مجبور به پیگیری شود، مسئولیت تأخیر را بپذیریم.

یک مدیر در این موقعیت باید همان رفتاری را انجام دهد که از یک نیروی مسئولیت‌پذیر انتظار دارد:

  1. پیش از پایان موعد اطلاع بدهد؛
  2. کوتاه و شفاف دلیل مؤثر را توضیح دهد، نه فهرستی از بهانه‌ها را؛
  3. وضعیت فعلی کار را اعلام کند؛
  4. زمان جدید و واقع‌بینانه پیشنهاد دهد؛
  5. اگر تأخیر به کار دیگران آسیب می‌زند، راه‌حل موقت یا جایگزین ارائه کند.
مثال: قرار بود نتیجه بررسی را امروز ساعت ۱۶ اعلام کنم. برای تصمیم نهایی به گزارش مالی نیاز دارم که هنوز کامل نشده است. بررسی اصلی انجام شده و گزارش تا فردا ساعت ۱۰ می‌رسد؛ نتیجه نهایی را حداکثر تا ساعت ۱۲ اعلام می‌کنم.

این پیام تأخیر را حذف نمی‌کند، اما بی‌خبری و بی‌احترامی را از آن حذف می‌کند.

احترام به زمان، مزاحم‌نشدن در زمان استراحت هم هست

بعضی مدیران زمان‌شناسی را فقط از کارمند می‌خواهند:

  • سر ساعت بیا،
  • ددلاین را رعایت کن،
  • پاسخ بده.

اما خودشان ساعت ۱۱ شب یک پیام عادی می‌فرستند و انتظار پاسخ فوری دارند.

اگر نقش یک نفر کشیک یا آن‌کال نیست، زمان استراحت او بخشی از مرز حرفه‌ای کار است. پیام‌های غیرضروری خارج از ساعت کاری، حتی اگر با جمله «هر وقت دیدی جواب بده» همراه شوند، می‌توانند ذهن فرد را دوباره وارد کار کنند.

اگر کسب‌وکار شما واقعاً به پاسخ‌گویی خارج از ساعت اداری نیاز دارد، آن را به فرایند تبدیل کنید:

  • مصداق وضعیت حساس را تعریف کنید؛
  • بازه پاسخ‌گویی را روشن کنید؛
  • مسئول یا مدیر کشیک مشخص کنید؛
  • راه ارتباطی جداگانه داشته باشید؛
  • جبران، شیفت یا زمان استراحت متناسب را در نظر بگیرید.
فرق بزرگی است میان «فرایند پاسخ‌گویی اضطراری» و «عادت مدیر به بی‌مرزی». ایمان پاکراه

مردم از یک سازمان دولتی که اهمیتی به زمان نمیدهند، چه تجربه‌ای دارند؟

بسیاری از ما تجربه‌ای شبیه این داشته‌ایم: برای یک پرونده به سازمانی مراجعه می‌کنیم، اما کسی نمی‌گوید رسیدگی چقدر طول می‌کشد. کارمند مربوطه در مرخصی است و جانشینی ندارد. سامانه وضعیت روشنی نشان نمی‌دهد. روز دیگری برمی‌گردیم و می‌شنویم «هنوز آماده نشده؛ بعداً مراجعه کنید.»

مردم از یک سازمان بی‌‌اهمیت به زمان چه تجربه‌ای دارند؟

مسئله فقط انتظار نیست؛ ابهام در انتظار است. اگر بدانیم رسیدگی هفت روز کاری زمان می‌برد، می‌توانیم برای زندگی‌مان برنامه‌ریزی کنیم. اما وقتی هیچ بازه‌ای وجود ندارد، مجبور می‌شویم تلفن بزنیم، حضوری مراجعه کنیم، در صف بایستیم و هر بار بخشی از روزمان را از دست بدهیم.

این رفتار را نباید به همه سازمان‌های دولتی یا همه کارکنان آن‌ها تعمیم داد. نیروهای حرفه‌ای و فرایندهای دقیق هم وجود دارند. با این حال، هرجا یک سازمان بزرگ زمان مردم را نادیده می‌گیرد، فقط یک مراجعه‌کننده را ناراضی نمی‌کند؛ به جامعه پیام می‌دهد که تأخیر و بی‌خبری طبیعی است.

بعد همان نگاه وارد جلسات و شرکت‌های خصوصی می‌شود:

  • نیم ساعت دیر رسیدن عادی می‌شود،
  • تسک چند روز پس از موعد تحویل داده می‌شود،
  • یا اصلاً ددلاینی تعیین نمی‌شود.

اگر کسی اعتراض کند، جمله آشنایی می‌شنود: «بابا، داریم در ایران زندگی می‌کنیم؛ حالا یک ساعت دیر شد، مگر چه شده؟»

به نظر من محل زندگی، ترافیک، شلوغی شهر و دغدغه‌های خانوادگی واقعیت‌هایی هستند که باید در برنامه‌ریزی دیده شوند؛ نه بهانه‌هایی که بعد از تأخیر به آن‌ها پناه ببریم.

اگر می‌دانیم مسیر پرترافیک است، زمان حرکت را تغییر می‌دهیم. اگر تقویممان شلوغ است، تعهد تازه را با بازه واقعی می‌پذیریم. مسئولیت زمان یعنی شرایط را انکار نکنیم، اما هزینه بی‌برنامگی خودمان را هم به دیگران تحمیل نکنیم.

چک‌لیست مدیر زمان‌شناس

برای اینکه احترام به زمان از یک ارزش ذهنی به رفتار قابل سنجش تبدیل شود، این پرسش‌ها را درباره کسب‌وکارتان پاسخ دهید:

تعهدها

  • آیا هر قول مدیریتی، زمان یا بازه مشخص دارد؟
  • اگر انجام کار به تأخیر بیفتد، پیش از موعد اطلاع می‌دهیم یا بعد از پیگیری طرف مقابل؟
  • آیا زمان‌های اعلام‌شده ثبت و قابل پیگیری‌اند؟

جلسات

  • جلسه سر ساعت شروع و در زمان مشخص تمام می‌شود؟
  • دستور جلسه و افراد ضروری از قبل معلوم‌اند؟
  • فاصله کافی برای جابه‌جایی، استراحت یا ثبت خروجی وجود دارد؟

منابع انسانی

  • حقوق و مزایا در بازه ثابت پرداخت می‌شوند؟
  • درخواست‌ها و پیشنهادهای کارکنان زمان پاسخ‌گویی دارند؟
  • زمان استراحت و خارج از کار محترم شمرده می‌شود؟

مشتری

  • مشتری می‌داند درخواستش چه زمانی بررسی می‌شود؟
  • برای سکوت یا عدم اقدام هر نقش، هشدار و مسیر جایگزین داریم؟
  • تأخیر را پیش از تماس مجدد مشتری به او اطلاع می‌دهیم؟

فرایند و ددلاین

  • زمان استاندارد هر کار از داده آمده یا از حدس؟
  • اگر تجربه نداریم، تسک را آزمایش و زمان آن را اندازه‌گیری می‌کنیم؟
  • برای عبور از موعد، مسئول هشدار و اقدام بعدی مشخص است؟

اگر پاسخ چند سؤال «نه» است، مشکل شما فقط مدیریت زمان شخصی نیست؛ بخشی از سیستم کسب‌وکارتان هنوز شاخص زمانی ندارد.

زمان‌شناسی از تقویم شروع نمی‌شود؛ از احترام شروع می‌شود

کسب‌وکارهای کشورهای مختلف ممکن است زبان، قانون و فرهنگ متفاوتی داشته باشند؛ اما برای همکاری حرفه‌ای به چند رفتار مشترک نیاز دارند.

یکی از روشن‌ترین آن‌ها احترام به زمان است. تجارت مشترک زمانی امکان‌پذیر می‌شود که طرفین بتوانند روی موعد، پاسخ و تعهد یکدیگر حساب کنند.

مدیری که به زمان اهمیت نمی‌دهد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد سیستمش طبق زمان‌بندی کار کند. ممکن است با تذکر، فشار یا کنترل شدید، مدتی کارها را جلو ببرد؛ اما تیم بیش از دستورهای او، رفتار او را یاد می‌گیرد.

اگر می‌خواهید زمان در سازمان شما ارزش داشته باشد، قبل از ساختن تقویم و ددلاین، خودتان به اولین آدم زمان‌شناس آن سازمان تبدیل شوید. ایمان پاکراه

از جلسه بعدی شروع کنید. از پرداخت بعدی، پاسخ بعدی و قول بعدی. کنار هر «انجام می‌دهم»، یک «چه زمانی» بگذارید و اگر نرسیدید، قبل از آنکه دیگری پیگیری کند مسئولیتش را بپذیرید.

به نظر شما کدام رفتار بیشتر از همه نشان می‌دهد یک مدیر برای زمان کارکنان یا مشتریان احترام قائل نیست؟ تجربه‌تان را در بخش دیدگاه‌ها بنویسید.

سوالات متداول

زمان‌شناسی مدیر فقط به‌موقع رسیدن به جلسه نیست. پرداخت به‌موقع، تعیین زمان پاسخ‌گویی، رعایت ددلاین، احترام به ساعات استراحت و اطلاع‌رسانی پیش از تأخیر، همگی بخشی از زمان‌شناسی مدیریتی‌اند.

اگر تجربه قبلی وجود دارد، از داده همان اجراها استفاده کند. اگر نیروی اجراکننده باتجربه‌تر است، با او مشورت کند. اگر هیچ داده‌ای وجود ندارد، اجرای نخست را آزمایشی در نظر بگیرد، زمان را اندازه بگیرد و سپس استاندارد بسازد.

پیش از پایان موعد، وضعیت را اطلاع دهد، مانع اصلی را شفاف توضیح دهد، زمان جدید واقع‌بینانه بدهد و اگر تأخیر به کار دیگران آسیب می‌زند، راه‌حل موقت پیشنهاد کند.

وقتی مشتری زمان مشخصی برای رسیدگی دارد، ابهام و نیاز به پیگیری مکرر کمتر می‌شود. حتی اگر حل مسئله فوری نباشد، اطلاع از بازه پاسخ‌گویی حس کنترل و اعتماد بیشتری ایجاد می‌کند.