زمان مطالعه: 10 دقیقه
سوالی درباره مقاله «انواع سبک های مدیریتی در سازمان» دارید؟

روی دکمه «مشاوره آنلاین» کلیک کنید تا مهندس ایمان پاکراه و تیم آکادمی پاکراه به‌صورت آنلاین و کاملاً رایگان راهنمایی‌تان کنند.

مشاوره آنلاین

مدیری که همه تصمیم‌ها را خودش می‌گیرد، با مدیری که از کارکنان نظر می‌خواهد، یک شیوه مدیریت ندارد. حتی ممکن است یک مدیر در شرایط مختلف، روش متفاوتی برای اداره تیم خود داشته باشد.

سبک مدیریتی مشخص می‌کند مدیر چطور تصمیم می‌گیرد، چقدر به کارکنان اختیار می‌دهد و چگونه تیم را هدایت می‌کند.

در این مطلب از آکادمی پاکراه، با انواع سبک های مدیریتی در سازمان آشنا می‌شویم و می‌بینیم هر سبک چه ویژگی‌هایی دارد و در چه شرایطی انتخاب مناسبی است.

سبک مدیریتی چیست؟

سبک مدیریتی به شیوه‌ای گفته می‌شود که مدیر برای هدایت کارکنان و اداره تیم استفاده می‌کند. این شیوه مشخص می‌کند مدیر چگونه تصمیم می‌گیرد، وظایف را تقسیم می‌کند، با کارکنان ارتباط دارد و بر عملکرد آن‌ها نظارت می‌کند.

برای شناخت سبک مدیریتی یک مدیر، می‌توان چند رفتار اصلی او را بررسی کرد:

  • تصمیم‌ها را خودش می‌گیرد یا از کارکنان نظر می‌خواهد؟
  • چه میزان اختیار به اعضای تیم می‌دهد؟
  • چطور وظایف و مسئولیت‌ها را تقسیم می‌کند؟
  • در برابر اشتباه کارکنان چه واکنشی نشان می‌دهد؟
  • تا چه اندازه عملکرد تیم را کنترل می‌کند؟

مجموعه این رفتارها، سبک مدیریتی مدیر را شکل می‌دهد. به همین دلیل، سبک مدیریتی فقط به نحوه رفتار مدیر با کارکنان محدود نمی‌شود و شیوه اداره کل تیم را در بر می‌گیرد.

انواع سبک های مدیریتی در سازمان کدامند؟

سبک‌های مدیریتی بر اساس میزان اختیار مدیر، نقش کارکنان در تصمیم‌گیری و شیوه هدایت تیم با یکدیگر تفاوت دارند. مهم‌ترین سبک‌های مدیریتی که در سازمان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارت‌اند از:

انواع سبک های مدیریتی در سارمان

  1. سبک مدیریتی اقتدارگرا
  2. سبک مدیریتی دموکراتیک
  3. سبک مدیریتی مشارکتی
  4. سبک مدیریتی تفویضی یا آزادگذار
  5. سبک مدیریتی تحول‌گرا
  6. سبک مدیریتی معامله‌ای
  7. سبک مدیریتی مربی‌گر
  8. سبک مدیریتی موقعیتی

در ادامه، هرکدام از این سبک‌ها را بررسی می‌کنیم تا مشخص شود مدیر در هر سبک چگونه تیم را هدایت می‌کند، چه مزایا و محدودیت‌هایی دارد و در چه شرایطی کاربرد بیشتری پیدا می‌کند.

۱. سبک مدیریتی اقتدارگرا

در سبک اقتدارگرا، بیشتر تصمیم‌های مهم را مدیر می‌گیرد و کارکنان نقش محدودی در تصمیم‌گیری دارند. مدیر وظایف را مشخص می‌کند، روش انجام کار را تعیین می‌کند و بر اجرای آن نظارت بیشتری دارد.

این سبک زمانی مفید است که تصمیم باید سریع گرفته شود یا تیم تجربه کافی برای تصمیم‌گیری مستقل ندارد. در مقابل، استفاده مداوم از آن فرصت مشارکت و استقلال کارکنان را کاهش می‌دهد.

سبک مدیریتی اقتدارگرا

مزایای سبک اقتدارگرا:

  • تصمیم‌گیری سریع‌تر انجام می‌شود،
  • مسئولیت‌ها و دستورالعمل‌ها برای کارکنان شفاف‌تر هستند،
  • در شرایط بحرانی، امکان کنترل بهتر شرایط وجود دارد.

معایب سبک اقتدارگرا:

  • مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری کاهش پیدا می‌کند،
  • وابستگی تیم به مدیر بیشتر می‌شود،
  • تداوم این سبک انگیزه و احساس استقلال کارکنان را کاهش می‌دهد.
مثال: در یک رستوران، اگر ناگهان مشخص شود یکی از مواد غذایی اصلی آلوده است، مدیر ممکن است بدون برگزاری جلسه با کارکنان، استفاده از آن ماده را متوقف کند و دستور جایگزینی آن را بدهد. در چنین شرایطی، سرعت تصمیم‌گیری اهمیت بیشتری از مشارکت همه اعضای تیم دارد.

۲. سبک مدیریتی دموکراتیک

در مدیریت دموکراتیک، کارکنان در تصمیم‌گیری نقش دارند. مدیر پیش از تصمیم‌گیری نظر اعضای تیم را می‌پرسد و دیدگاه‌های مختلف را بررسی می‌کند. با این حال، مسئولیت تصمیم نهایی همچنان بر عهده مدیر است.

این سبک زمانی نتیجه بهتری دارد که کارکنان دانش و تجربه کافی داشته باشند و نظر آن‌ها به تصمیم بهتر کمک کند.

سبک مدیریتی دموکراتیک

مزایای سبک دموکراتیک:

  • کارکنان احساس می‌کنند در تصمیم‌های مرتبط با کار خود نقش دارند،
  • مدیر می‌تواند از دیدگاه‌ها و اطلاعات بیشتری برای تصمیم‌گیری استفاده کند،
  • مشارکت کارکنان می‌تواند پذیرش تصمیم‌های نهایی را افزایش دهد.

معایب سبک دموکراتیک:

  • تصمیم‌گیری ممکن است زمان بیشتری ببرد،
  • اختلاف نظر اعضای تیم می‌تواند روند تصمیم‌گیری را دشوار کند،
  • در شرایطی که به تصمیم فوری نیاز باشد، مشورت با همه افراد عملی نیست.
مثال: مدیر یک شرکت طراحی قصد دارد ساعت کاری جدیدی برای تیم تعیین کند. به جای اینکه زمان جدید را یک‌ طرفه اعلام کند، درباره ساعات پیشنهادی با کارکنان صحبت می‌کند، مشکلات هر گزینه را می‌سنجد و سپس تصمیم نهایی را بر اساس اطلاعات جمع ‌آوری‌ شده می‌گیرد.

۳. سبک مدیریتی مشارکتی

در سبک مشارکتی، کارکنان هم درباره تصمیم‌های مدیر و هم در پیدا کردن راه‌حل و بهبود کار مشارکت می‌کنند. مدیر از تجربه و تخصص اعضای تیم استفاده می‌کند و آن‌ها را در حل مسائل سازمان دخالت می‌دهد.

این سبک برای تیم‌هایی مناسب است که اعضای آن‌ها شناخت خوبی از فرایندهای کاری دارند و می‌توانند برای مشکلات، راهکار ارائه کنند.

سبک مدیریتی مشارکتی

مزایای سبک مشارکتی:

  • از تخصص و تجربه کارکنان برای حل مسائل استفاده می‌شود،
  • فرصت بیشتری برای پیدا کردن راهکارهای متنوع ایجاد می‌شود،
  • کارکنان احساس اثرگذاری بیشتری در فرایندهای سازمان دارند.

معایب سبک مشارکتی:

  • بررسی نظرها و رسیدن به راهکار مشترک می‌تواند زمان‌بر باشد،
  • اگر نقش و مسئولیت افراد مشخص نباشد، فرایند تصمیم‌گیری پیچیده می‌شود،
  • مشارکت بیش از حد در تصمیم‌های ساده سرعت اجرای کار را کم می‌کند.
مثال: یک فروشگاه اینترنتی با افزایش درخواست‌های مرجوعی روبه‌رو شده است. مدیر به جای اینکه خودش روش جدیدی برای کاهش مرجوعی تعیین کند، از تیم فروش، پشتیبانی و انبار می‌خواهد علت مشکل را بررسی کنند. هر تیم بخشی از مسئله را تحلیل می‌کند و در نهایت راهکار مشترکی برای کاهش خطاها شکل می‌گیرد.

۴. سبک مدیریتی تفویضی یا آزادگذار

در سبک تفویضی، مدیر بخش قابل توجهی از اختیار را به کارکنان واگذار می‌کند و خودش بیشتر نقش ناظر و پشتیبان را دارد. کارکنان درباره نحوه انجام کار و برخی تصمیم‌های مربوط به مسئولیت خود اختیار بیشتری دارند.

این سبک برای تیم‌هایی مناسب است که افراد آن تجربه و تخصص کافی دارند و می‌توانند بدون نظارت مداوم کار خود را پیش ببرند.

تفویض اختیار به معنی رها کردن کارکنان نیست. مدیر همچنان باید هدف، مسئولیت و نتیجه مورد انتظار را مشخص کند و در صورت نیاز به تیم کمک کند.

سبک مدیریتی تفویضی یا آزادگذار

مزایای سبک تفویضی:

  • استقلال و مسئولیت‌ پذیری کارکنان افزایش پیدا می‌کند،
  • افراد متخصص می‌توانند از دانش خود برای انتخاب روش مناسب استفاده کنند،
  • مدیر زمان بیشتری برای مسائل کلان و تصمیم‌های مهم پیدا می‌کند.

معایب سبک تفویضی:

  • اگر کارکنان تجربه کافی نداشته باشند، احتمال خطا بیشتر می‌شود،
  • نبود نظارت کافی باعث ناهماهنگی در تیم می‌شود،
  • اگر هدف و انتظارات به‌ درستی مشخص نشوند، کارکنان درباره نتیجه مورد انتظار برداشت متفاوتی خواهند داشت.
مثال: مدیر یک شرکت نرم‌افزاری، طراحی صفحه جدید سایت را به یک طراح ارشد می‌سپارد و نتیجه مورد انتظار را مشخص می‌کند، اما درباره رنگ‌ها، چیدمان و روش اجرای طراحی دخالت روزانه ندارد. طراح می‌تواند بر اساس تخصص خود تصمیم بگیرد و در زمان مشخص، نتیجه را تحویل دهد.

۵. سبک مدیریتی تحول‌گرا

مدیریت تحول‌گرا بر ایجاد تغییر و حرکت سازمان به سمت اهداف جدید تمرکز دارد. مدیر در این سبک تلاش می‌کند کارکنان را با چشم‌انداز سازمان همراه کند، توانایی‌های آن‌ها را توسعه دهد و زمینه پذیرش تغییر را فراهم کند.

این سبک زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که سازمان در حال رشد، تغییر ساختار یا ورود به حوزه جدیدی باشد.

سبک مدیریتی تحول‌گرا

مزایای سبک تحول‌گرا:

  • کارکنان برای پذیرش تغییر و حرکت به سمت اهداف جدید آماده‌تر می‌شوند،
  • یادگیری و رشد فردی کارکنان مورد توجه قرار می‌گیرد،
  • مدیر می‌تواند انگیزه و جهت مشترکی برای تیم ایجاد کند.

معایب سبک تحول‌گرا:

  • اجرای تغییرات گسترده فشار کاری و ذهنی بیشتری به کارکنان وارد می‌کند،
  • اگر چشم‌انداز مدیر شفاف نباشد، تغییرات باعث سردرگمی می‌شوند،
  • تمرکز زیاد بر تغییر باعث کم‌ توجهی به مسائل روزمره و عملیاتی می‌شود.
مثال: یک شرکت تولیدی تصمیم می‌گیرد بخشی از فرایندهای خود را به سیستم‌های دیجیتال منتقل کند. مدیر فقط دستور استفاده از سیستم جدید را صادر نمی‌کند؛ بلکه دلیل این تغییر را برای کارکنان توضیح می‌دهد، آموزش لازم را فراهم می‌کند و آن‌ها را برای سازگاری با روش جدید آماده می‌کند.

۶. سبک مدیریتی معامله‌ای

در مدیریت معامله‌ای، عملکرد کارکنان با پاداش یا پیامد مشخص ارتباط دارد. مدیر اهداف و معیارهای عملکرد را تعیین می‌کند و بر اساس میزان تحقق آن‌ها، پاداش یا پیامد مربوط را در نظر می‌گیرد.

این سبک برای کارهایی که نتیجه آن‌ها به‌ راحتی قابل اندازه‌گیری است، کاربرد بیشتری دارد.

سبک مدیریتی معامله‌ای

مزایای سبک معامله‌ای:

  • انتظارات و معیارهای عملکرد برای کارکنان روشن هستند،
  • ارتباط میان عملکرد و پاداش می‌تواند انگیزه کوتاه‌مدت ایجاد کند،
  • مدیر می‌تواند عملکرد افراد را بر اساس معیارهای مشخص ارزیابی کند.

معایب سبک معامله‌ای:

  • تمرکز زیاد بر پاداش و پیامد انگیزه درونی کارکنان را کاهش می‌دهد،
  • کارکنان ممکن است بیشتر روی رسیدن به شاخص‌ها تمرکز کنند تا کیفیت واقعی کار،
  • این سبک برای ایجاد تغییرات عمیق و پرورش خلاقیت به‌ تنهایی کافی نیست.
مثال: مدیر یک مرکز تماس، برای تیم پشتیبانی هدف مشخصی برای پاسخ‌گویی به درخواست‌ها تعیین می‌کند. کارکنانی که معیارهای تعیین‌شده را با حفظ کیفیت خدمات رعایت کنند، پاداش دریافت می‌کنند. در اینجا رابطه میان عملکرد و پاداش برای کارکنان روشن است.

۷. سبک مدیریتی مربی‌گر

در سبک مربی‌گر، مدیر علاوه بر کار کارکنان، برای رشد مهارت و توانایی آن‌ها نیز وقت می‌گذارد. او به کارکنان بازخورد می‌دهد، نقاط قوت و ضعف آن‌ها را بررسی می‌کند و کمک می‌کند در کار خود پیشرفت کنند.

هدف این سبک این است که کارکنان به مرور توانمندتر و مستقل‌تر شوند.

سبک مدیریتی مربی‌گر

مزایای سبک مربی‌گر:

  • مهارت و توانایی کارکنان در طول زمان افزایش پیدا می‌کند،
  • بازخورد مستمر به کارکنان کمک می‌کند خطاهای خود را بهتر اصلاح کنند،
  • وابستگی کارکنان به مدیر با افزایش توانمندی آن‌ها کاهش پیدا می‌کند.

معایب سبک مربی‌گر:

  • آموزش و ارائه بازخورد مستمر به زمان مدیر نیاز دارد،
  • نتیجه این سبک در کوتاه ‌مدت همیشه قابل مشاهده نیست،
  • اگر کارکنان تمایل به یادگیری و دریافت بازخورد نداشته باشند، اثربخشی آن کاهش پیدا می‌کند.
مثال: یک مدیر فروش متوجه می‌شود یکی از کارشناسان جدید در مذاکره با مشتریان مشکل دارد. به جای اینکه فقط او را بابت فروش پایین توبیخ کند، چند جلسه مذاکره را با او مرور می‌کند، نقاط قابل بهبود را نشان می‌دهد و در تماس‌های بعدی بازخورد می‌دهد.

۸. سبک مدیریتی موقعیتی

در مدیریت موقعیتی، مدیر یک روش ثابت را برای همه افراد و شرایط به کار نمی‌گیرد. او سبک مدیریت خود را با توجه به شرایط، نوع کار و میزان تجربه و توانایی کارکنان تغییر می‌دهد.

برای یک نیروی تازه‌ کار ممکن است دستورالعمل و نظارت بیشتری لازم باشد، اما یک نیروی متخصص و باتجربه اختیار بیشتری خواهد داشت.

سبک مدیریتی موقعیتی

مزایای سبک موقعیتی:

  • روش مدیریت با نیاز واقعی هر فرد و شرایط کاری هماهنگ می‌شود،
  • مدیر می‌تواند از کارکنان کم‌ تجربه حمایت بیشتری داشته باشد،
  • کارکنان باتجربه می‌توانند متناسب با توانایی خود اختیار بیشتری داشته باشند.

معایب سبک موقعیتی:

  • اجرای درست آن به توانایی مدیر در تشخیص شرایط نیاز دارد،
  • تغییر رفتار مدیر در موقعیت‌های مختلف ممکن است برای برخی کارکنان ناهماهنگ به نظر برسد،
  • استفاده نادرست از سبک‌های مختلف باعث سردرگمی یا احساس بی‌عدالتی در تیم می‌شود.
مثال: مدیر یک آژانس تبلیغاتی ممکن است برای کارآموزی که تازه وارد تیم شده، وظایف مشخص و نظارت نزدیک‌تری در نظر بگیرد. اما همان مدیر برای مدیر هنری باتجربه، هدف پروژه را مشخص کند و انتخاب روش اجرا را به خودش بسپارد. در هر دو حالت، هدف مدیر یکی است؛ اما شیوه مدیریت را با شرایط فرد تغییر می‌دهد.

کدام سبک مدیریتی برای کدام سازمان مناسب است؟

هیچ سبک مدیریتی برای همه سازمان‌ها و شرایط بهترین انتخاب نیست. میزان تجربه کارکنان، نوع کار، شرایط سازمان و هدف مدیر انتخاب سبک مدیریت را تغییر می‌دهند.

جدول زیر نشان می‌دهد در هر شرایط، کدام سبک‌های مدیریتی کاربرد بیشتری دارد:

شرایط سازمان یا تیمسبک مدیریتی مناسب‌تر
1. کارکنان تجربه کمی دارنداقتدارگرا یا مدیریتی با نظارت بیشتر
2. کارکنان متخصص و باتجربه هستندتفویضی یا مشارکتی
3. سازمان با یک بحران فوری روبه‌رو استاقتدارگرا
4. کار به خلاقیت و ایده‌پردازی نیاز دارددموکراتیک یا مشارکتی
5. سازمان در حال رشد یا تغییر استتحول‌گرا
6. عملکرد با شاخص‌های مشخص قابل اندازه‌گیری استمعامله‌ای
7. توسعه مهارت کارکنان اهمیت زیادی داردمربی‌گر
8. شرایط افراد و وظایف با یکدیگر متفاوت استموقعیتی

این تطبیق قطعی نیست و یک مدیر می‌تواند با تغییر شرایط، روش مدیریت خود را نیز تغییر دهد. برای نمونه، ممکن است در زمان بحران تصمیم‌گیری متمرکز داشته باشد، اما بعد از برطرف شدن مشکل، برای پیدا کردن راهکارهای بلندمدت از مشارکت کارکنان استفاده کند.

آیا یک مدیر باید فقط از یک سبک مدیریتی استفاده کند؟

خیر. یک مدیر لازم نیست همیشه از یک سبک مدیریتی استفاده کند. شرایط سازمان، نوع کار و توانایی کارکنان روش مدیریت را تغییر می‌دهند.

حتی برای یک تیم واحد هم ممکن است سبک مدیریت در موقعیت‌های مختلف تغییر کند. در یک بحران، تصمیم‌گیری سریع اهمیت بیشتری دارد و مدیر ممکن است کنترل بیشتری داشته باشد. بعد از برطرف شدن بحران، می‌تواند دوباره از مشارکت کارکنان برای پیدا کردن راه‌حل‌های بهتر استفاده کند.

مدیر موفق کسی نیست که همیشه یک سبک مشخص را اجرا کند؛ بلکه کسی است که بتواند روش مدیریت خود را با شرایط هماهنگ کند.

چه عواملی در انتخاب سبک مدیریتی موثر هستند؟

انتخاب سبک مدیریتی به یک عامل محدود نمی‌شود. مدیر باید شرایط تیم و سازمان را بررسی کند و بعد تصمیم بگیرد چه میزان اختیار، نظارت و مشارکت لازم است.

عوامل موثر در انتخاب سبک مدیریتی

مهم‌ترین عوامل موثر عبارت‌اند از:

  • تجربه و مهارت کارکنان: هرچه کارکنان توانمندتر و مستقل‌تر باشند، امکان استفاده از سبک‌های تفویضی و مشارکتی بیشتر می‌شود،
  • نوع کار: کارهای حساس و فوری به تصمیم‌گیری سریع نیاز دارند، اما کارهای خلاقانه از مشارکت و آزادی عمل بیشتر سود می‌برند،
  • اندازه تیم: مدیریت یک تیم پنج نفره با مدیریت یک سازمان بزرگ یکسان نیست و میزان هماهنگی و تفویض اختیار می‌تواند متفاوت باشد،
  • شرایط سازمان: در زمان بحران، تغییرات مهم یا رشد سریع، ممکن است سبک مدیریت نیز نیاز به تغییر داشته باشد،
  • هدف مدیر: اگر هدف اصلی کنترل عملکرد باشد، سبک معامله‌ای می‌تواند کاربرد بیشتری داشته باشد؛ اما برای رشد کارکنان، سبک مربی‌گر مناسب‌تر است،
  • فرهنگ سازمانی: در سازمانی که همکاری و گفت‌وگو ارزش زیادی دارد، مدیریت مشارکتی راحت‌تر اجرا می‌شود، در مقابل، محیط‌های بسیار ساختارمند ممکن است به مدیریت متمرکزتری نیاز داشته باشند.

در نتیجه، مدیر نباید فقط بر اساس علاقه یا شخصیت خودش یک سبک را انتخاب کند. سبک مناسب باید با نیاز واقعی سازمان و تیم هماهنگ باشد.

سبک مدیریتی چه تاثیری بر عملکرد سازمان دارد؟

سبک مدیریتی روی نحوه کار کردن تیم اثر می‌گذارد. وقتی کارکنان بدانند چه اختیاری دارند، از آن‌ها چه انتظاری می‌رود و مدیر چگونه با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند، همکاری و انجام وظایف منظم‌تر می‌شود.

این تاثیر را می‌توان در چند بخش دید:

  • تصمیم‌گیری: سبک مدیریت مشخص می‌کند تصمیم‌ها با سرعت بالا و توسط مدیر گرفته شوند یا کارکنان نیز در آن‌ها نقش داشته باشند،
  • بهره‌وری: شیوه تقسیم کار، میزان نظارت و آزادی عمل روی سرعت و کیفیت انجام وظایف اثر دارد،
  • انگیزه کارکنان: وقتی کارکنان احساس کنند به آن‌ها اعتماد می‌شود و نقش مشخصی در کار دارند، انگیزه بیشتری برای پیگیری مسئولیت‌های خود پیدا می‌کنند،
  • نوآوری: دادن فرصت برای ارائه ایده و حل مسئله به شکل‌گیری راهکارهای جدید کمک می‌کند،
  • مسئولیت‌پذیری: وقتی حدود اختیار و مسئولیت مشخص باشد، کارکنان بهتر می‌دانند نتیجه کارشان بر عهده چه کسی است،
  • رضایت کارکنان: نحوه ارتباط مدیر، میزان استقلال و شیوه برخورد با عملکرد تجربه کارکنان از محیط کار را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
نکته: البته هیچ سبک مدیریتی به تنهایی نمی‌تواند موفقیت سازمان را تضمین کند. اثر هر سبک به شرایط سازمان، نوع کار و نحوه اجرای آن بستگی دارد. یک سبک مناسب اگر بدون توجه به شرایط تیم اجرا شود، ممکن است نتیجه‌ای متفاوت از انتظار مدیر ایجاد کند.

6 اشتباه رایج در انتخاب سبک مدیریتی

انتخاب سبک مدیریت زمانی مشکل ‌ساز می‌شود که مدیر بدون توجه به شرایط تیم، یک روش ثابت را برای همه موقعیت‌ها به کار ببرد.

چند اشتباه در این زمینه عملکرد تیم و رابطه مدیر با کارکنان را مختل می‌کند که رد ادامه آنها را بررسی می‌کنیم:

6 اشتباه رایج در انتخاب سبک مدیریتی

1. انتخاب سبک مدیریت بر اساس شخصیت مدیر

بعضی مدیران به کنترل زیاد علاقه دارند و بعضی دیگر ترجیح می‌دهند بیشتر اختیار را به کارکنان بدهند. اما علاقه شخصی مدیر نباید تنها معیار انتخاب سبک مدیریتی باشد.

ممکن است یک مدیر به نظارت نزدیک عادت داشته باشد، اما تیم او از افراد متخصصی تشکیل شده باشد که به استقلال بیشتری نیاز دارند.

2. استفاده از یک سبک برای همه کارکنان

همه کارکنان تجربه و توانایی یکسانی ندارند. یک نیروی تازه‌کار به آموزش و نظارت بیشتری نیاز دارد، در حالی که یک نیروی باتجربه مسئولیت‌های بیشتری را مستقلانه انجام می‌دهد.

به همین دلیل، استفاده از یک روش ثابت برای همه اعضای تیم باعث نظارت بیش از حد بر افراد باتجربه یا رها شدن نیروهای کم‌تجربه می‌شود.

3. تفویض اختیار بدون تعیین چارچوب

واگذار کردن کار به کارکنان بدون مشخص کردن هدف، مسئولیت و نتیجه مورد انتظار، تفویض اختیار محسوب نمی‌شود. کارمند باید بداند چه کاری را انجام می‌دهد، تا کجا اختیار دارد و نتیجه چگونه ارزیابی می‌شود.

اگر این چارچوب مشخص نباشد، احتمال دوباره‌کاری، تصمیم‌های ناهماهنگ و اختلاف درباره مسئولیت‌ها بیشتر می‌شود.

4. کنترل بیش از حد کارکنان متخصص

نظارت زیاد همیشه به معنی مدیریت بهتر نیست. وقتی کارکنان تخصص و تجربه کافی دارند، دخالت مدیر در جزئیات سرعت کار و استقلال آن‌ها را کاهش می‌دهد.

در چنین تیم‌هایی، مشخص کردن هدف و نتیجه مورد انتظار و دادن آزادی عمل بیشتر روش مناسب‌تری است.

5. مشارکت دادن کارکنان در همه تصمیم‌ها

مشارکت کارکنان ارزشمند است، اما قرار نیست همه تصمیم‌ها با نظرخواهی از کل تیم گرفته شوند. بعضی تصمیم‌ها فوری هستند و تاخیر در آن‌ها به سازمان آسیب می‌زند.

مدیر باید تشخیص دهد کدام تصمیم به مشارکت تیم نیاز دارد و کدام تصمیم باید سریع گرفته شود.

6. تغییر مداوم سبک مدیریت بدون دلیل

تغییر سبک مدیریتی مفید است، اما اگر کارکنان هر روز با روش متفاوتی روبه‌رو شوند، نمی‌دانند چه انتظاری از مدیر داشته باشند.

تغییر سبک باید دلیل مشخصی داشته باشد؛ برای نمونه، تغییر شرایط تیم، نوع کار یا مرحله‌ای که سازمان در آن قرار دارد.

چگونه سبک مدیریتی مناسب خود را انتخاب کنیم؟

برای انتخاب سبک مدیریتی، ابتدا باید شرایط تیم و کاری که انجام می‌دهید را بشناسید. قرار نیست یک سبک را فقط به دلیل محبوب بودن یا توصیه دیگران انتخاب کنید.

چطور سبک مدیریتی انتخاب کنیم؟

این سوال‌ها می‌توانند به شما کمک کنند:

  • کارکنان چقدر تجربه دارند؟
  • تصمیم‌ها چقدر فوری هستند؟
  • کارکنان چقدر می‌توانند مستقل کار کنند؟
  • هدف اصلی شما چیست؟
  • تصمیم موردنظر چقدر به تخصص کارکنان وابسته است؟
  • شرایط سازمان ثابت است یا در حال تغییر؟

در نهایت، برای انتخاب سبک مدیریتی باید میزان تجربه کارکنان، نوع تصمیم، سطح استقلال تیم و هدف سازمان را در کنار هم ببینید. ممکن است پاسخ این سوال‌ها نشان دهد که یک سبک به تنهایی کافی نیست و ترکیبی از چند روش بهتر جواب می‌دهد.

برای انتخاب سبک مدیریتی در سازمان از کجا مشاوره بگیریم؟

انتخاب سبک مدیریتی فقط به شناخت نام و ویژگی‌های سبک‌ها محدود نمی‌شود. ممکن است سبکی روی کاغذ مناسب به نظر برسد، اما با شرایط تیم، ساختار سازمان یا نوع فعالیت شما هماهنگ نباشد.

اگر نمی‌دانید کدام سبک برای سازمان شما مناسب‌تر است، مشاوره با یک متخصص به بررسی دقیق‌تر شرایط کمک می‌کند.

برای دریافت مشاوره در این زمینه، فرم دریافت مشاوره را پر کنید تا یک جلسه مشاوره تخصصی برایتان فیکس شود.

سوالات متداول

سبک‌های مدیریت شامل اقتدارگرا، دموکراتیک، مشارکتی، تفویضی، تحول‌گرا، معامله‌ای، مربی‌گر و موقعیتی هستند.

از سبک‌های رهبری می‌توان به اقتدارگرا، دموکراتیک، تحول‌گرا، خدمتگزار و آزادگذار اشاره کرد.

روش‌های مدیریت شامل مدیریت اقتدارگرا، دموکراتیک، مشارکتی، تفویضی، تحول‌گرا، معامله‌ای، مربی‌گر و موقعیتی است.

در این سبک، کارکنان در تصمیم‌گیری، حل مسائل و ارائه راهکارها مشارکت می‌کنند و مدیر از تخصص و تجربه آن‌ها استفاده می‌کند.

در سبک مدیریت حمایتی، مدیر روی حمایت از کارکنان، ارتباط مناسب و ایجاد محیط کاری امن و مثبت تمرکز می‌کند. مدیر به نیازها و مشکلات کارکنان توجه دارد و برای افزایش رضایت و انگیزه آن‌ها تلاش می‌کند.