می توانید اپیزود را از پلیر بالا گوش کنید یا نسخه متنی آن را در ادامه بخوانید.

خیلی از صاحبین کسب‌وکار یک سؤال مشترک دارن:

«فروش دارم ولی سود ندارم؛ چرا آخر ماه پولی برام نمی‌مونه؟»

گاهی حتی فروش نسبت به ماه‌های قبل بیشتر شده، مشتری هم هست و پول هم وارد حساب میشه، اما وقتی آخر ماه می‌رسه، موجودی حساب چیزی نیست که انتظارش رو داشتیم.

اینجا معمولاً اولین راه‌حلی که به ذهن می‌رسه اینه که «باید بیشتر بفروشم».

اما من فکر می‌کنم قبل از اینکه سراغ افزایش فروش بریم، باید یک سؤال مهم‌تر رو جواب بدیم:

پولی که وارد کسب‌وکار شده، دقیقاً کجا رفته؟

چون ممکنه مشکل شما کمبود فروش نباشه.

  • شاید فروش دارید ولی حاشیه سود مناسبی ندارید،
  • شاید هزینه‌های واقعی کسب‌وکارتون رو کامل نمی‌شناسید،
  • شاید سود دارید اما نقدینگی ندارید،
  • یا شاید پولتون در موجودی، مطالبات، تجهیزات و توسعه کسب‌وکار قرار گرفته.

در این اپیزود از پاکار، ایمان پاکراه  درباره یکی از دغدغه‌های رایج صاحبین کسب‌وکار صحبت می‌کنه؛ اینکه چرا با وجود فروش، آخر ماه پولی باقی نمی‌مونه.

خلاصه اپیزود: فروش دارم، سود ندارم؛ چرا آخر ماه چیزی برام نمی‌مونه؟

اگر فروش دارید ولی آخر ماه چیزی براتون نمی‌مونه، لزوماً مشکل از کمبود فروش نیست.

  • ممکنه هزینه‌های واقعی کسب‌وکارتون رو کامل ندیده باشید،
  • حاشیه سودتون پایین باشه،
  • پول فروش هنوز وصول نشده باشه،
  • یا نقدینگی‌تون در موجودی، مطالبات، توسعه، بدهی
  • یا برداشت‌های شخصی گیر کرده باشه.

توی این اپیزود بررسی می‌کنیم تفاوت درآمد، سود و نقدینگی چیه، فروش چکی و اقساطی چه اثری روی جریان پول داره، رشد فروش چرا گاهی پول بیشتری می‌خواد و چطور بفهمیم پولی که وارد کسب‌وکار شده دقیقاً کجا رفته.

فروش دارم ولی سود ندارم؛ مشکل از کجاست؟

یکی از اشتباهات رایج اینه که فروش رو با سود اشتباه بگیریم.

فرض کنید این ماه ۵۰۰ میلیون تومان فروش داشتید.

این عدد به‌تنهایی مشخص نمی‌کنه که کسب‌وکارتون چقدر سود کرده.

برای ساختن همین ۵۰۰ میلیون فروش چه هزینه‌هایی داشتید؟

  • هزینه خرید یا تولید محصول،
  • حقوق نیروی انسانی،
  • اجاره،
  • تبلیغات،
  • بازاریابی،
  • ارسال،
  • انبار،
  • اینترنت،
  • نرم‌افزارها،
  • تجهیزات،
  • پشتیبانی،
  • رفت‌وآمد
  • و ده‌ها هزینه دیگه باید از درآمد شما تأمین بشن.
نکته: برای همین عدد فروش شاید بزرگ باشه، ولی چیزی که در نهایت برای شما باقی می‌مونه خیلی کمتر از چیزی باشه که تصور می‌کردید.

درآمد، سود ناخالص و سود خالص یکی نیستند

مثال:

برای اینکه موضوع ملموس‌تر بشه، یک راننده اسنپ رو در نظر بگیرید.

فرض کنید یک راننده در طول روز مبلغ مشخصی از سفرهاش درآمد داشته.

تمام این پول سود اون نیست.

بنزین مصرف کرده، خودرو استهلاک داشته، سرویس و تعمیر لازم داره و خود راننده هم زمان و توان کاریش رو در اختیار این فعالیت قرار داده.

در کسب‌وکار هم همین اتفاق میفته.

اگر محصولی رو ۱۰۰ تومان خریدید و ۱۵۰ تومان فروختید، نمی‌تونید بدون بررسی بقیه هزینه‌ها بگید ۵۰ تومان سود خالص داشتید.

ممکنه برای فروش همون محصول هزینه تبلیغات، نیروی فروش، ارسال، بسته‌بندی، مرجوعی، پشتیبانی یا تخفیف پرداخت کرده باشید.

بنابراین وقتی می‌خواید بفهمید چرا با وجود فروش سود ندارید، اول باید درآمد، سود ناخالص و سود خالص رو از هم جدا کنید.

هزینه‌های پنهان کسب‌وکار رو دست‌کم نگیرید

یکی از دلایلی که باعث میشه آخر ماه پولی باقی نمونه، هزینه‌هاییه که در محاسبات اولیه دیده نشدن.

مخصوصاً در شرایط امروز ایران، خیلی از هزینه‌هایی که قبلاً خرد محسوب می‌شدن، وقتی کنار هم قرار می‌گیرن عدد قابل‌توجهی می‌سازن.

  • هزینه اینترنت،
  • قبوض،
  • لوازم‌التحریر،
  • پذیرایی،
  • رفت‌وآمد،
  • بنزین،
  • استهلاک خودرو،
  • تعمیر لپ‌تاپ و پرینتر،
  • نرم‌افزارها
  • و زیرساخت‌های مختلف همه بخشی از هزینه واقعی کسب‌وکار هستن.

نیروی انسانی هم فقط حقوق ماهانه نیست.

  • آموزش و آنبوردینگ،
  • پاداش،
  • بونوس،
  • افزایش حقوق،
  • برنامه‌های نگهداشت،
  • ناهار یا عصرانه
  • و سایر مزایایی که برای تیم در نظر می‌گیرید هم هزینه دارن.

تجهیزات هم فقط هزینه خرید ندارن.

  • دستگاه تولید،
  • کولر،
  • یخچال،
  • لپ‌تاپ،
  • پرینتر
  • یا هر تجهیز دیگه‌ای که برای درآمدزایی استفاده می‌کنید،
  • هزینه تعمیر، سرویس، نگهداری و در نهایت جایگزینی داره.

پس قبل از اینکه بگید «کسب‌وکار من سود نداره»، مطمئن بشید که واقعاً تمام هزینه‌های کسب‌وکارتون رو شناسایی کردید.

هزینه جذب مشتری چقدر از سود شما رو می‌خوره؟

برای فروش، فقط محصول کافی نیست؛ مشتری هم باید پیدا بشه.

ممکنه برای تبلیغات اینستاگرام، گوگل، اینفلوئنسر، محتوا، پیامک یا نیروی فروش هزینه کرده باشید.

اما فقط دونستن مبلغ تبلیغات کافی نیست.

باید بدونید هر کانال چند لید برای شما ساخته، چند لید به مشتری تبدیل شده و در نهایت هزینه جذب هر مشتری چقدر بوده.

ممکنه فروش خوبی داشته باشید، اما برای ساختن همون فروش هزینه زیادی پرداخت کرده باشید.

نکته: موضوع وقتی جدی‌تر میشه که مشتری فقط یک بار از شما خرید کنه.

اگر برای هر مشتری جدید دوباره مجبور باشید از صفر هزینه جذب پرداخت کنید، وارد چرخه‌ای می‌شید که دائماً بخشی از درآمدتون برای جایگزین کردن مشتری‌های قبلی مصرف میشه.

نکته: برای همین نگهداشت مشتری و خرید مجدد هم مستقیماً روی سودآوری کسب‌وکار اثر می‌ذاره.

سود دارم ولی پول ندارم؛ پول کجا رفته؟

حالا فرض کنیم همه هزینه‌ها رو محاسبه کردید و واقعاً کسب‌وکار سوددهه.

پس چرا حساب بانکی خالیه؟

اینجا باید تفاوت سود و نقدینگی رو درک کنیم.

ممکنه پول شما از بین نرفته باشه؛ فقط شکلش تغییر کرده باشه.

مثال:

مثلاً پولتون تبدیل شده به:

  • موجودی کالا،
  • مواد اولیه،
  • طلب از مشتری،
  • تجهیزات جدید،
  • توسعه زیرساخت
  • یا افزایش ظرفیت کسب‌وکار.

پس اگر سود دارید ولی پول نقد ندارید، اولین سؤال این نیست که «پولم گم شده؟»

باید بپرسید:

پول من الان کجای کسب‌وکار قرار گرفته؟

مثال:

مثلاً اگر در انباره، سؤال بعدی اینه که این موجودی با چه سرعتی دوباره تبدیل به پول میشه.

اگر از مشتری طلب دارید، چه زمانی قراره وصول بشه؟

اگر تجهیزات خریدید، این سرمایه‌گذاری چه ظرفیتی برای درآمد آینده ایجاد می‌کنه؟

فروش چکی و اقساطی می‌تونه فروش رو زیاد و نقدینگی رو کم کنه

فرض کنید این ماه ۲۰۰ میلیون تومان فروش داشتید.

اما فقط ۵۰ میلیون تومانش رو نقد گرفتید و ۱۵۰ میلیون باقی‌مونده چک یا اقساطه.

شما ۲۰۰ میلیون تومان فروش ثبت کردید، اما امروز ۲۰۰ میلیون تومان پول ندارید.

نکته: اینجا باید ببینید مدل کسب‌وکارتون تحمل فروش اقساطی یا چکی رو داره یا نه.
مثال:

فرض کنید مشتری سه ماه دیگه تسویه می‌کنه، اما شما فردا برای تأمین مجدد کالا باید نقدی پرداخت کنید.

حقوق نیروی انسانی هم سر موعد پرداخت میشه.

اجاره، بیمه، قبوض و سایر هزینه‌ها هم منتظر وصول چک مشتری نمی‌مونن.

پس فقط مقدار فروش مهم نیست؛ زمان ورود و خروج پول هم اهمیت داره.

این مسئله در بازار تورمی ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه.

اگر امروز محصولی رو بفروشید و پولش چند ماه بعد به دستتون برسه، باید بررسی کنید که زمان وصول پول، هزینه تأمین مجدد اون محصول چقدر شده.

بنابراین در فروش چکی، اقساطی یا BNPL فقط درصد سود رو نبینید.

زمان وصول، تورم، هزینه جایگزینی کالا، ریسک دیرکرد و نقدینگی موردنیاز کسب‌وکار هم باید در محاسبات دیده بشه.

رشد فروش همیشه به معنی پول بیشتر نیست

یک نکته جالب اینه که حتی رشد فروش هم می‌تونه نیاز شما به پول رو بیشتر کنه.

فرض کنید کسب‌وکارتون ظرفیت مشخصی داره.

یک تعداد مشتری وارد میشن، خرید می‌کنن و شما تلاش می‌کنید اون‌ها رو نگه دارید.

به مرور ظرفیت فعلی پر میشه.

حالا اگر بخواید فروش رو بیشتر کنید، شاید به نیروی انسانی بیشتر، موجودی بیشتر، تولید بیشتر، مواد اولیه بیشتر، فضای بزرگ‌تر یا زیرساخت قوی‌تر نیاز داشته باشید.

پس ممکنه فروش شما رشد کنه، ولی در همون مقطع نقدینگی بیشتری هم برای تأمین این رشد لازم داشته باشید.

مسئله این نیست که هزینه توسعه بده.

مسئله اینه که باید بدونید:

این پول چرا داره خرج میشه، چه ظرفیتی ایجاد می‌کنه و چه زمانی باید نتیجه‌اش رو در درآمد و سود ببینید.

کسب‌وکار شما در چه مرحله‌ای قرار داره؟

برای قضاوت درباره سودآوری باید بدونید در چه مرحله‌ای از کسب‌وکار هستید.

ماه‌های اول راه‌اندازی با سال پنجم فعالیت یکسان نیست.

  • ممکنه هنوز به نقطه سر‌به‌سر نرسیده باشید.
  • ممکنه در مرحله جذب مشتری باشید.
  • شاید دارید روی نگهداشت مشتری کار می‌کنید.
  • شاید ظرفیت فعلیتون پر شده و وارد مرحله توسعه شدید.

در هرکدوم از این مراحل، میزان هزینه و انتظار ما از سود می‌تونه متفاوت باشه.

اما اگر مدت زیادی گذشته، مشتری دارید، فروش تکرارشونده شکل گرفته، ظرفیت توسعه پیدا کرده و همچنان نمی‌دونید چرا پولی باقی نمی‌مونه، باید ساختار مالی کسب‌وکارتون رو جدی‌تر بررسی کنید.

بدهی‌ها و تعهدات گذشته هم می‌تونن پول امروز رو مصرف کنن

گاهی فروش این ماه خوبه، اما پولش صرف تصمیم‌های گذشته میشه.

قسط وام، چک‌های قبلی، بدهی تأمین‌کننده یا تعهداتی که قبلاً ایجاد کردید ممکنه بخشی از نقدینگی فعلی رو مصرف کنن.

بدهی لزوماً بد نیست.

مهم اینه که بدونید چرا بدهکار شدید، بدهی چه چیزی برای کسب‌وکار ساخته و از چه محلی قراره بازپرداخت بشه.

اگر پشتوانه مالی کسب‌وکار مرتب کمتر میشه و همزمان بدهی‌ها و تعهدات بیشتر میشن، این روند می‌تونه یک علامت هشدار باشه؛ حتی اگر هنوز فروش خوبی دارید.

پول شخصی رو از پول کسب‌وکار جدا کنید

یکی دیگه از دلایل اینکه صاحب کسب‌وکار میگه «پول درمیارم ولی چیزی نمی‌مونه»، مخلوط شدن هزینه‌های زندگی و کسب‌وکاره.

هر پولی که وارد حساب کسب‌وکار میشه، الزاماً پول قابل خرج شما نیست.

کسب‌وکار برای ادامه فعالیت خودش به پول نیاز داره؛ برای نگهداشت، توسعه، تأمین کالا و آمادگی در برابر اتفاقات پیش‌بینی‌نشده.

این به معنی این نیست که صاحب کسب‌وکار نباید از درآمدش استفاده کنه.

بحث سر برداشت برنامه‌ریزی‌شده است.

قبل از یک خرید شخصی بزرگ، فقط موجودی حساب رو نبینید.

ببینید اگر این پول رو خارج کنید، آیا به هزینه‌های آینده، نگهداشت، توسعه یا پشتوانه مالی کسب‌وکار آسیبی وارد میشه یا نه.

فقط موجودی حساب امروز رو نبینید

یک کسب‌وکار سالم فقط گذشته رو بررسی نمی‌کنه؛ آینده نقدینگی رو هم می‌بینه.

برای ۳۰ روز آینده سه سؤال ساده از خودتون بپرسید:

  1. چه پول‌هایی واقعاً قراره وارد حسابم بشه؟
  2. چه پرداخت‌هایی حتماً باید انجام بدم؟
  3. اگر خروجی بیشتر از ورودی بود، کسری رو از کجا تأمین می‌کنم؟

این نگاه کمک می‌کنه قبل از اینکه حساب خالی بشه متوجه مشکل نقدینگی بشید.

مالیات، بیمه، حقوق، تمدیدها، چک‌های آینده، اقساط و هزینه‌های دوره‌ای هم باید دیده بشن.

ممکنه امروز پول در حساب باشه، اما تمام اون پول واقعاً قابل خرج نباشه.

چطور بفهمیم چرا آخر ماه چیزی برامون نمی‌مونه؟

اگر بخوام همه این بحث رو به یک تمرین تبدیل کنم، پیشنهاد می‌کنم یک ماه از کسب‌وکارتون رو بردارید و مسیر پول رو از اول تا آخر بررسی کنید.

اول ببینید چقدر فروش داشتید.

بعد تمام هزینه‌های واقعی رو استخراج کنید.

بعد مشخص کنید واقعاً چقدر سود کردید.

اگر سود داشتید ولی پول نقد ندارید، دنبال پول بگردید:

  • آیا در موجودی انبار خوابیده؟
  • دست مشتریه؟
  • فروش چکی یا اقساطیه؟
  • برای توسعه هزینه شده؟
  • صرف بدهی‌های قبلی شده؟
  • به زندگی شخصی منتقل شده؟
  • یا برای تعهدات آینده لازمه؟

بعد هم بررسی کنید کسب‌وکارتون در چه مرحله‌ای قرار داره و طی ماه‌های آینده چه پول‌هایی وارد و خارج میشن.

در نهایت باید بتونید به یک سؤال خیلی ساده جواب بدید:

پولی که وارد کسب‌وکار من شد، دقیقاً کجا رفت؟

اگر جواب این سؤال رو پیدا کنید، خیلی راحت‌تر متوجه می‌شید مشکل اصلی کسب‌وکارتون کمبود فروش، حاشیه سود پایین، هزینه‌های زیاد، کمبود نقدینگی، فروش اقساطی، بدهی یا مدیریت نادرست جریان پوله.

در این اپیزود از پاکار، ایمان پاکراه همین مسیر رو قدم‌به‌قدم باز می‌کنه تا فقط به عدد فروش نگاه نکنید و تصویر دقیق‌تری از پولی که واقعاً در کسب‌وکارتون ساخته و مصرف میشه داشته باشید.

چه امتیازی به این پادکست می دهید؟
امتیاز
منتظر خواندن دیدگاه شما بعد از گوش کردن به این پادکست خواهیم بود.
avatar
ایمان پاکراه کارآفرین و مربی کسب و کار

نزدیک به دو دهه است که در زمینه کسب و کار های مختلف فعالیت می‌کنم. خوشحال میشم که تجربیات خودم رو با شما به اشتراک بزارم و نقشی هرچند کوچک در ارتقاء دانش جامعه کارآفرین ایرانی و صاحبین کسب و کار داشته باشم.