می توانید اپیزود را از پلیر بالا گوش کنید یا نسخه متنی آن را در ادامه بخوانید.

برای شروع کسب‌وکار چند محصول لازم داریم؟ از هر مدل چند عدد بخریم؟ چند رنگ یا سایز موجود کنیم؟

برای این سؤال‌ها عدد ثابتی وجود ندارد. موجودی اولیه فروشگاه باید براساس:

  • بودجه،
  • میزان تقاضا،
  • نوع محصول،
  • تعداد مدل و تنوع،
  • سرعت تأمین مجدد،
  • حداقل خرید تأمین‌کننده
  • و نوع مشتری تعیین شود.

نه اینکه از روز اول انبار را پر کنید و سرمایه‌تان در کالا بخوابد، نه اینکه آن‌قدر کم موجودی داشته باشید که مشتری وارد فروشگاه شود و چیزی برای انتخاب پیدا نکند.

در این اپیزود از پاکار، ایمان پاکراه درباره همین تعادل صحبت می‌کند؛ اینکه چطور بودجه موجودی اولیه را مشخص کنیم، بین تعداد مدل و تعداد موجودی تصمیم بگیریم، برای رنگ و سایزها ضریب تقاضا در نظر بگیریم و بعد با داده واقعی فروش، خریدهای بعدی را اصلاح کنیم.

خلاصه اپیزود: برای شروع چقدر جنس بخریم؟

اگر بخواهم جواب این اپیزود را خیلی کوتاه کنم، به‌جای اینکه دنبال عددی مثل «۱۰ مدل» یا «از هر محصول ۵ عدد» باشید، این مسیر را طی کنید:

اول مشخص کنید چه مقدار از کل سرمایه واقعاً قرار است تبدیل به موجودی شود.

بعد محصول‌ها، مدل‌ها، رنگ‌ها و سایزها را مشخص کنید.

برای هرکدام براساس احتمال تقاضا وزن در نظر بگیرید.

نوع محصول، سرعت تأمین، حداقل خرید تأمین‌کننده و نوع مشتری را وارد محاسبه کنید.

بعد با موجودی کنترل‌شده وارد بازار شوید و رفتار واقعی مشتری را ببینید.

هرچه بیشتر فروخت، در خرید بعدی وزن بیشتری بگیرد.

هرچه حرکت نکرد، دوباره بررسی شود.

اصل ماجرا این است:

با تحقیق شروع کنید، با داده ادامه دهید و خرید بعدی را براساس رفتار واقعی بازار اصلاح کنید.

برای شروع فروشگاه یا آنلاین‌شاپ چند محصول لازم است؟

یکی از پرتکرارترین سؤال‌ها همین است:

«برای شروع آنلاین‌شاپ چند محصول لازم دارم؟»

جواب من یک عدد ثابت نیست.

کسی نمی‌تواند بدون شناخت کسب‌وکار شما بگوید:

۱۰ محصول.

۲۰ محصول.

یا ۱۰۰ محصول.

چون تعداد مناسب به چند عامل بستگی دارد:

  • چه چیزی می‌فروشید؟
  • مشتری شما کیست؟
  • چقدر سرمایه دارید؟
  • محصول چقدر سریع تأمین می‌شود؟
  • تقاضای هر مدل چقدر است؟
  • محصول فاسدشدنی یا فصلی است؟
  • فروشگاه آنلاین دارید یا فیزیکی؟
  • B2C هستید یا B2B؟
  • و حتی مزیت رقابتی شما چیست؟

پس ما دنبال عدد جادویی موجودی نیستیم.

دنبال یک روش تصمیم‌گیری هستیم.

موجودی اولیه فروشگاه چقدر باید باشد؟

اولین اشتباه این است که بگوییم:

«هرچی سرمایه دارم جنس می‌کنم.»

کل سرمایه کسب‌وکار نباید الزاماً تبدیل به کالا شود.

شما ممکن است هزینه‌های دیگری داشته باشید:

  • تبلیغات،
  • بسته‌بندی،
  • ارسال،
  • سایت،
  • اجاره،
  • نیروی انسانی،
  • نرم‌افزار،
  • تولید محتوا
  • و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده.

پس اول باید مشخص کنید از کل سرمایه، چه مبلغی واقعاً برای خرید یا تولید موجودی اولیه کنار گذاشته‌اید.

من اسم این عدد را می‌گذارم:

X

X یعنی بودجه‌ای که در این مرحله می‌توانید وارد موجودی کنید، بدون اینکه سایر بخش‌های کسب‌وکار را از نقدینگی محروم کنید.

بعد تازه سؤال اصلی شروع می‌شود:

این X را چطور بین محصولات تقسیم کنیم؟

اگر هنوز درباره میزان سرمایه مناسب برای شروع تردید دارید، در اپیزود با سرمایه کم کسب‌وکارم رو شروع کنم یا صبر کنم؟ مفصل‌تر درباره سرمایه راه‌اندازی، سرمایه در گردش و شروع کوچک صحبت کرده‌ایم.

تعداد مدل با تعداد موجودی محصول چه فرقی دارد؟

این دو را نباید با هم اشتباه بگیریم.

مثال:

فرض کنید یک محصول دارید که سه رنگ دارد و از هر رنگ پنج عدد می‌خرید.

شما از نظر مدل ممکن است بگویید:

«یک محصول دارم.»

اما از نظر موجودی فیزیکی:

۱۵ واحد کالا دارید.

در پوشاک موضوع پیچیده‌تر می‌شود.

مثال:

فرض کنید یک مدل لباس دارید:

۳ رنگ

و ۴ سایز.

همین یک مدل حالا می‌تواند ۱۲ ترکیب مختلف داشته باشد.

هر ترکیب رنگ و سایز یک بخش مستقل از موجودی شماست و بخشی از سرمایه را درگیر می‌کند.

بنابراین هنگام برنامه‌ریزی موجودی باید سه مفهوم را از هم جدا کنید:

  1. مدل محصول
  2. تنوع یا Variant؛ مثل رنگ و سایز
  3. تعداد واحد فیزیکی موجود

ممکن است صاحب آنلاین‌شاپ بگوید:

«فقط ۱۰ مدل خریدم.»

اما هر مدل چند رنگ و سایز داشته باشد و ناگهان تعداد واقعی موجودی بسیار بیشتر شود.

از هر محصول چند عدد بخریم؟

اینجا تحقیقات بازار اهمیت پیدا می‌کند.

فرض کنید پنج مدل مختلف دارید.

آیا بودجه X را به پنج قسمت مساوی تقسیم کنیم؟

نه الزاماً.

برای هر محصول باید براساس احتمال تقاضا وزن در نظر بگیرید.

رقبا را بررسی کنید.

فروشگاه‌های آنلاین را ببینید.

محصولات پرفروش بازار را بررسی کنید.

کامنت‌ها و سؤال‌های مشتریان را بخوانید.

اگر داده فروش قبلی دارید، از آن استفاده کنید.

تجربه فعالان بازار را هم در نظر بگیرید.

بعد ببینید:

  • کدام مدل احتمالاً تقاضای بیشتری دارد؟
  • کدام رنگ بیشتر خواسته می‌شود؟
  • کدام سایز بیشتر مصرف می‌شود؟
  • کدام گروه محصول سهم بیشتری از فروش خواهد داشت؟

بعد بودجه را براساس همین احتمال تقسیم کنید.

اگر احتمال می‌دهید محصول A دو برابر محصول B تقاضا داشته باشد، منطقی نیست الزاماً برای هر دو موجودی مساوی بخرید.

به زبان ساده:

هر محصول به اندازه احتمال تقاضایش از بودجه موجودی سهم بگیرد.

اما این فقط فرضیه اولیه است.

بازار واقعی ممکن است چیز دیگری به شما نشان دهد.

رنگی که فکر می‌کردید پرفروش است حرکت نکند.

مدلی که روی آن حساب زیادی باز نکرده بودید مرتب تمام شود.

خرید دوم باید با خرید اول فرق کند.

تحقیق اولیه، شروع تصمیم است؛ نه پایان تصمیم.

تنوع محصول بیشتر بهتر است یا موجودی بیشتر از چند مدل محدود؟

فرض کنید بودجه مشخصی دارید.

دو انتخاب پیش روی شماست:

۱۰ مدل داشته باشید و از هرکدام یک عدد بخرید.

یا:

۲ مدل داشته باشید و از هرکدام ۵ عدد بخرید.

کدام بهتر است؟

باز هم پاسخ ثابتی وجود ندارد.

اینجا باید بین تنوع سبد و عمق موجودی تعادل ایجاد کنید.

اگر تنوع بیش از حد کم باشد، مشتری وارد فروشگاه می‌شود و ممکن است احساس کند:

«اینجا چیزی برای انتخاب نیست.»

اما اگر تنوع بیش از حد زیاد باشد، سرمایه بین تعداد زیادی SKU پخش می‌شود و ممکن است هیچ‌کدام را به‌اندازه کافی موجود نداشته باشید.

پس هدف نه «کمترین موجودی ممکن» است، نه «بیشترین تنوع ممکن».

هدف این است که سبد اولیه:

برای مشتری قابل انتخاب باشد و برای کسب‌وکار قابل مدیریت.

برای هر رنگ و سایز چند عدد موجود کنیم؟

اشتباه رایج این است که فرض کنیم همه رنگ‌ها یا سایزها تقاضای مساوی دارند.

مثال:

مثلاً اگر یک لباس چهار سایز دارد، لازم نیست الزاماً از هر سایز پنج عدد خریداری شود.

اگر تحقیقات بازار نشان می‌دهد دو سایز مشخص سهم بیشتری از تقاضا دارند، طبیعی است سهم بیشتری از موجودی به آن‌ها برسد.

همین موضوع درباره رنگ هم وجود دارد.

فرض کنید یک کالا در سه رنگ عرضه می‌شود.

ممکن است:

مشکی تقاضای زیادی داشته باشد،

سفید متوسط باشد،

و یک رنگ خاص فقط برای بخش محدودی از مشتریان جذاب باشد.

خرید مساوی یعنی فرض کرده‌اید تقاضا مساوی است.

درحالی‌که معمولاً این‌طور نیست.

پس برای:

  • مدل،
  • رنگ،
  • سایز
  • و حتی گروه محصول

می‌توانید ضریب تقاضا در نظر بگیرید.

بعد بعد از شروع فروش، این ضریب‌ها را با داده واقعی اصلاح کنید.

چطور بفهمیم کدام محصول پرفروش‌تر خواهد بود؟

قبل از شروع، هیچ پیش‌بینی صددرصد دقیقی وجود ندارد.

ولی می‌توانید احتمال خطا را کمتر کنید.

بازار را ببینید.

رقبا را بررسی کنید.

فروشگاه‌های بزرگ را ببینید.

کامنت‌ها را بخوانید.

ترند جست‌وجو را بررسی کنید.

از تجربه تأمین‌کنندگان استفاده کنید.

اگر فروش قبلی وجود دارد، داده آن را تحلیل کنید.

حتی سؤال‌هایی که مشتری مرتب می‌پرسد می‌تواند به شما سرنخ بدهد.

اما در نهایت:

بازار واقعی تصمیم شما را تصحیح می‌کند.

اگر یک محصول مرتب تمام می‌شود، در خرید بعدی سهم بیشتری می‌گیرد.

اگر محصول دیگری حرکت نمی‌کند، باید دلیلش را بررسی کنید.

قرار نیست اولین خرید شما کامل باشد.

قرار است اطلاعاتی تولید کند که خرید بعدی را بهتر کند.

در اپیزود از کجا بفهمم ایده من مشتری داره؟ درباره بررسی نیاز، جامعه هدف، رقبا و آزمایش تقاضای واقعی صحبت کرده‌ایم.

خواب سرمایه در موجودی یعنی چه؟

فرض کنید بخش بزرگی از سرمایه را تبدیل به کالا کرده‌اید.

کالا در انبار هست، اما فروش نمی‌رود.

از نظر حسابداری شاید هنوز دارایی داشته باشید، اما پول آزاد ندارید.

حالا محصول پرفروشی تمام شده و می‌خواهید دوباره آن را بخرید.

ولی نقدینگی شما داخل محصولات کندفروش قفل شده است.

این همان جایی است که خواب سرمایه در موجودی می‌تواند مشکل‌ساز شود.

برای همین موجودی زیاد الزاماً نشانه قدرت نیست.

اگر گردش نداشته باشد، می‌تواند مانع رشد شود.

از طرف دیگر موجودی بیش از حد کم هم مشکل خودش را دارد.

مشتری می‌آید.

محصول موجود نیست.

رنگ تمام شده.

سایز نیست.

و فروش از دست می‌رود.

پس موجودی را باید بین دو ریسک مدیریت کرد:

موجودی زیاد → سرمایه راکد

موجودی کم → فروش از دست‌رفته

موجودی فروشگاه فیزیکی و آنلاین با هم فرق دارد؟

بله.

در فروشگاه فیزیکی، خود موجود بودن کالا بخشی از تجربه مشتری است.

مشتری وارد می‌شود.

می‌خواهد محصول را ببیند.

لمس کند.

امتحان کند.

مثلاً لباس را پرو کند.

اگر مرتب بشنود:

«این رنگ نداریم.»

«این سایز تموم شده.»

«این فقط نمونه‌ست.»

احتمالاً تجربه خرید آسیب می‌بیند.

برای همین در بسیاری از فروشگاه‌های فیزیکی، تنوع و موجودی واقعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اما فروش آنلاین انعطاف بیشتری دارد.

مشتری از طریق:

  • عکس،
  • ویدئو،
  • توضیحات
  • و اطلاعات محصول

تصمیم می‌گیرد.

در بعضی مدل‌ها حتی لازم نیست تمام محصولاتی که نمایش می‌دهید از قبل در انبار خودتان باشد.

آیا می‌توان بدون موجودی کالا فروش آنلاین را شروع کرد؟

در بعضی مدل‌ها بله.

ممکن است:

  • بخشی از محصولات را خودتان موجود کنید،
  • بعضی را بعد از سفارش تأمین کنید،
  • بعضی را پیش‌فروش کنید،
  • یا از مدل دراپ‌شیپینگ استفاده کنید.

مدل کسب و کار دراپ‌شیپینگ یعنی محصول را می‌فروشید، اما موجودی آن نزد شما نیست و بعد از ثبت سفارش، تأمین‌کننده محصول را آماده یا برای مشتری ارسال می‌کند.

در بازار اصطلاح دیگری هم داریم:

خالی‌فروشی.

یعنی ابتدا محصول را می‌فروشید و بعد برای تأمینش اقدام می‌کنید.

این مدل می‌تواند سرمایه موردنیاز برای موجودی را کاهش دهد، اما ریسک دارد.

مخصوصاً در بازاری که قیمت و موجودی می‌تواند سریع تغییر کند.

امروز از تأمین‌کننده قیمت می‌گیرید.

محصول را می‌فروشید.

فردا برای خرید می‌روید و می‌بینید:

  • قیمت تغییر کرده،
  • یا کالا دیگر موجود نیست.
  • حالا یا باید ضرر کنید،
  • یا از مشتری پول بیشتری بخواهید،
  • یا سفارش را لغو کنید.

هر سه می‌تواند تجربه نامناسبی ایجاد کند.

پس اگر فروش سفارش‌محور یا بدون موجودی دارید، باید:

  • تأمین‌کننده قابل اعتماد داشته باشید،
  • قیمت را مرتب بررسی کنید،
  • از موجودی مطمئن شوید،
  • و سرعت تأمین را بشناسید.
نکته: چیزی را نفروشید که نمی‌دانید واقعاً می‌توانید تأمینش کنید یا نه.

سرعت تأمین مجدد چه تأثیری روی موجودی اولیه دارد؟

فرض کنید دو کالا تقاضای تقریباً مساوی دارند.

محصول اول اگر امروز تمام شود، فردا دوباره می‌توانید آن را تهیه کنید.

محصول دوم اگر تمام شود، ۴۵ روز طول می‌کشد تا دوباره به دستتان برسد.

منطق موجودی این دو نباید یکسان باشد.

هرچه زنجیره تأمین سریع‌تر و مطمئن‌تر باشد، نیاز کمتری دارید سرمایه زیادی در کالا نگه دارید.

هرچه تأمین:

  • کندتر،
  • نامطمئن‌تر،
  • یا پیچیده‌تر

باشد، حاشیه امن بیشتری در موجودی لازم دارید.

پس جواب سؤال:

«از این محصول چندتا بخرم؟»

فقط به میزان فروش بستگی ندارد.

به این هم بستگی دارد که:

اگر تمام شد، چقدر طول می‌کشد جایگزینش کنم؟

اگر تأمین‌کننده فقط عمده یا پک کامل بفروشد چه؟

بازار همیشه طبق فرمول ایده‌آل شما عمل نمی‌کند.

ممکن است تحقیقات نشان دهد:

«من از این کالا سه عدد می‌خواهم.»

اما تأمین‌کننده بگوید:

«زیر ۱۲ عدد نمی‌فروشم.»

یا:

«باید جین کامل بخری.»

یا:

«کل سایزبندی رو باید برداری.»

اینجا باید اقتصاد خرید را هم وارد تصمیم کنید.

گاهی خرید تکی آن‌قدر گران درمی‌آید که دیگر نمی‌توانید با قیمت بازار رقابت کنید.

ممکن است برای رسیدن به قیمت خرید مناسب مجبور شوید حجم بیشتری تهیه کنید.

اما باید یک واقعیت را هم بپذیرید:

همه واحدهای یک پک الزاماً با سرعت یکسان فروخته نمی‌شوند.

  • شاید ۱۰ عدد راحت فروخته شوند و دو عدد بمانند.
  • شاید هشت رنگ سریع حرکت کنند و چهار رنگ کندتر.

بخشی از موجودی هم ممکن است در نهایت با تخفیف فروخته شود.

این اتفاق باید از ابتدا در محاسبات اقتصادی کسب‌وکار دیده شود.

کالای فاسدشدنی را چقدر موجود کنیم؟

منطق موجودی کالای فاسدشدنی با کالای بادوام فرق دارد.

اگر:

  • کیک تولید می‌کنید،
  • شکلات خانگی دارید،
  • رستوران یا کترینگ دارید،
  • مواد غذایی می‌فروشید
  • یا محصولی با عمر مصرف محدود دارید،

خرید یا تولید زیاد فقط باعث خواب سرمایه نمی‌شود.

ممکن است مستقیماً تبدیل به ضایعات شود.

مثال:

فرض کنید براساس تحقیقات اولیه احتمال می‌دهید:

یک غذا تقاضای بیشتری دارد،

یکی متوسط،

و یکی تقاضای کمی دارد.

می‌توانید آماده‌سازی را متناسب با همین احتمال انجام دهید.

مثلاً:

۵،

۳،

۲،

۱.

این اعداد فقط مثال‌اند.

اصل این است که مقدار آماده‌سازی به تقاضای احتمالی نزدیک باشد.

حتی اگر یک محصول تمام شود، «تمام شدن واقعی» همیشه اتفاق بدی نیست.

ممکن است مشتری بفهمد اگر دیر اقدام کند محصول تمام می‌شود.

اما این موضوع را با کمیابی جعلی اشتباه نگیرید.

اینکه ۱۰ عدد تولید کنید و وانمود کنید ۱۰۰ عدد فروخته‌اید، کمیابی نیست.

فریب است.

محصولات فصلی یا مد روز را چقدر بخریم؟

محصول فصلی یا ترندی ممکن است خراب نشود، اما یک خطر دیگر دارد:

تقاضایش می‌تواند منقضی شود.

مثال:

مثلاً:

لباس مناسب شب عید،

رنگ ترند،

اکسسوری مد روز،

کالای مناسبتی

یا محصولی که به یک موج کوتاه‌مدت بازار وابسته است.

ممکن است امروز خرید آن بسیار جذاب باشد و چند ماه بعد مشتری دیگر همان محصول را نخواهد.

اگر استراتژی شما بر محصولات ترندی است، بهتر است محتاطانه‌تر تست کنید.

ابتدا تعداد محدودتری وارد بازار کنید.

اگر بازار واکنش نشان داد، موجودی را افزایش دهید.

کالای مد روز را نمی‌شود دقیقاً با منطق محصول کلاسیک و همیشه‌فروش خرید.

اگر جنسی که خریدیم فروش نرفت چه کنیم؟

اولین واکنش نباید تخفیف فوری باشد.

اول بفهمید چرا نفروخته است.

  • مشکل از خود محصول است؟
  • درست معرفی نشده؟
  • تبلیغات کافی نبوده؟
  • قیمت مشکل دارد؟
  • مخاطب اشتباه انتخاب شده؟
  • یا واقعاً تقاضایی برای آن وجود ندارد؟

اگر مشکل در معرفی یا بازاریابی است، شاید بتوانید آن را اصلاح کنید.

اگر مسئله قیمت است، دوباره اقتصاد محصول را بررسی کنید.

اما اگر به این نتیجه رسیدید که واقعاً تقاضای مناسبی وجود ندارد، به محصول تعصب نداشته باشید.

خرید آن را متوقف کنید.

برای آزادکردن موجودی می‌توانید، بسته به شرایط:

  • آفر طراحی کنید،
  • تخفیف منطقی بدهید،
  • محصول را در باندل قرار دهید،
  • یا برای خروج موجودی راه دیگری پیدا کنید.

قرار نیست کالایی فقط به این دلیل که روزی خریده‌اید، تا ابد در انبار بماند.

سرمایه باید دوباره وارد چرخه شود.

تبلیغات چه ارتباطی با موجودی کالا دارد؟

موجودی و بازاریابی را جدا از هم نبینید.

فرض کنید متوجه شده‌اید یک کالا پرفروش است.

تمام بودجه تبلیغات را روی همان محصول قرار می‌دهید.

طبیعی است که فروشش بیشتر شود.

اما ممکن است بقیه محصولات کمتر حرکت کنند.

سرمایه شما داخل آن‌ها قفل شود.

بعد محصول پرفروش تمام شود و برای خرید مجددش پول آزاد نداشته باشید.

قرار نیست به همه محصولات بودجه تبلیغاتی مساوی بدهید.

اما باید گردش کل سبد را ببینید.

بازاریابی روی حرکت موجودی اثر می‌گذارد و موجودی هم باید روی تصمیم بازاریابی اثر بگذارد.

موجودی کسب‌وکار B2B و B2C یکسان است؟

نه.

اگر به مصرف‌کننده نهایی یا B2C می‌فروشید، ممکن است هر مشتری یک واحد محصول بخرد.

اما مشتری B2B ممکن است در هر سفارش:

  • ۱۰،
  • ۵۰،
  • یا چندصد واحد بخواهد.

پس موجودی این دو مدل نمی‌تواند الزاماً یکسان باشد.

باید مواردی مثل:

  • حجم متوسط سفارش،
  • دفعات خرید،
  • تعداد مشتری،
  • نوع قرارداد
  • و مدت تأمین

را وارد تصمیم کنید.

مزیت رقابتی چطور روی موجودی اثر می‌گذارد؟

فرض کنید تصمیم گرفته‌اید یکی از مزیت‌های رقابتی شما قیمت پایین‌تر باشد.

ممکن است خرید یک یا دو عددی اصلاً اجازه ندهد با قیمت رقابتی بفروشید.

برای کاهش قیمت تمام‌شده شاید مجبور شوید:

  • عمده بخرید،
  • جین بخرید،
  • کارتن بخرید
  • یا حجم سفارش را افزایش دهید.

بنابراین تعداد موجودی فقط سؤال تقاضا نیست.

سؤال اقتصاد تأمین هم هست.

مدل کسب‌وکار، انواع استراتژی قیمت‌گذاری و مزیت رقابتی می‌توانند مستقیم روی حجم خرید اثر بگذارند.

در اپیزود چرا مشتری باید شما را انتخاب کند، نه رقیبتون؟ درباره پیدا کردن تفاوتی صحبت کرده‌ایم که از نگاه مشتری واقعاً ارزشمند باشد.

موجودی فروشگاه را از همان اول چطور مدیریت کنیم؟

حتی اگر کسب‌وکار کوچک است، باید بدانید:

  • چه محصولی دارید؟
  • از هرکدام چند عدد مانده؟
  • کدام رنگ و سایز موجود است؟
  • چه چیزی در حال تمام‌شدن است؟
  • چه چیزی مدت زیادی حرکت نکرده؟
  • و چه زمانی باید دوباره سفارش دهید؟

لازم نیست روز اول سیستم پیچیده‌ای داشته باشید.

ممکن است یک فایل اکسل کافی باشد.

یا نرم‌افزار حسابداری.

یا سیستم انبار.

مهم این است که موجودی برای خودتان قابل مشاهده باشد.

در فروش آنلاین این موضوع برای مشتری هم مهم است.

یکی از بدترین تجربه‌ها این است که مشتری محصول را سفارش دهد و بعد به او بگویید:

«ببخشید، موجود نبود.»

جمع‌بندی: برای شروع کسب‌وکار چقدر جنس بخریم؟

هیچ عدد ثابتی وجود ندارد.

قبل از خرید، اول مشخص کنید چه مقدار از سرمایه واقعاً می‌تواند تبدیل به موجودی شود.

بعد:

  • محصول‌ها،
  • مدل‌ها،
  • رنگ‌ها،
  • سایزها
  • و تعداد واحدهای موردنیاز را مشخص کنید.

به هرکدام براساس احتمال تقاضا وزن بدهید.

نوع محصول را در نظر بگیرید.

سرعت تأمین مجدد را بررسی کنید.

حداقل خرید تأمین‌کننده را بدانید.

ببینید B2B هستید یا B2C.

و مشخص کنید مدل قیمت‌گذاری و مزیت رقابتی شما چه اثری روی حجم خرید دارد.

بعد با موجودی کنترل‌شده وارد بازار شوید.

داده جمع کنید.

پرفروش‌ها را بیشتر کنید.

کندفروش‌ها را دوباره بررسی کنید.

و خرید بعدی را براساس چیزی که بازار واقعاً به شما نشان داده اصلاح کنید.

نه از روز اول انبار را پر کنید و پولتان را داخل محصولاتی قفل کنید که هنوز نمی‌دانید فروش می‌روند یا نه.

و نه آن‌قدر کم موجود کنید که مشتری وارد شود و چیزی برای انتخاب نداشته باشد.

برای من اصل این اپیزود در یک جمله خلاصه می‌شود:

شروع کنید، ولی با فرضیه؛ نه با قمار.

چه امتیازی به این پادکست می دهید؟
امتیاز
منتظر خواندن دیدگاه شما بعد از گوش کردن به این پادکست خواهیم بود.
avatar
ایمان پاکراه کارآفرین و مربی کسب و کار

نزدیک به دو دهه است که در زمینه کسب و کار های مختلف فعالیت می‌کنم. خوشحال میشم که تجربیات خودم رو با شما به اشتراک بزارم و نقشی هرچند کوچک در ارتقاء دانش جامعه کارآفرین ایرانی و صاحبین کسب و کار داشته باشم.