زمان مطالعه: 6 دقیقه
سوالی درباره مقاله «مدیریت مشارکتی چیست؟» دارید؟

روی دکمه «مشاوره آنلاین» کلیک کنید تا مهندس ایمان پاکراه و تیم آکادمی پاکراه به‌صورت آنلاین و کاملاً رایگان راهنمایی‌تان کنند.

مشاوره آنلاین

مدیریت مشارکتی روشی برای اداره سازمان است که در آن کارکنان در موضوعاتی که به کارشان مربوط می‌شود، در ارائه نظر، حل مسئله و گاهی تصمیم ‌گیری نقش دارند.

در این رویکرد، مدیر همچنان مسئول هدایت سازمان است، اما بخشی از فرایند تصمیم‌سازی و اختیار را به شکل هدفمند با اعضای تیم به اشتراک می‌گذارد.

بنابراین مدیریت مشارکتی یعنی استفاده از دانش و تجربه کارکنان برای تصمیم‌های بهتر!

در این مطلب از آکادمی پاکراه، قصد داریم این مطلب را مفصل شرح داده و نحوه اجراز درست آن را با شما در میان بگذاریم.

مدیریت مشارکتی چگونه کار می‌کند؟

در مدیریت سنتی، مسیر تصمیم ‌گیری از مدیر به سمت کارکنان حرکت می‌کند یعنی:

مدیر تصمیم می‌گیرد،تصمیم ابلاغ می‌شود،کارکنان اجرا می‌کنند.

مدیریت مشارکتی چگونه کار می‌کند؟

اما در مدیریت مشارکتی، مسیر متفاوت است به این صورت که:

  • مسئله مطرح می‌شود،
  • اطلاعات و دیدگاه‌ها جمع می‌شود،
  • گزینه‌ها بررسی می‌شوند،
  • تصمیم گرفته می‌شود،
  • مسئولیت اجرا مشخص می‌شود،
  • نتیجه ارزیابی می‌شود.
نکته: میزان مشارکت در تمام تصمیم‌ها یکسان نیست. گاهی مدیر فقط نظر کارکنان را می‌پرسد و خودش تصمیم نهایی را می‌گیرد. گاهی هم تصمیم به شکل مشترک گرفته می‌شود یا اختیار اجرای آن به تیم واگذار می‌شود.

آیا در مدیریت مشارکتی مدیر اختیار خود را از دست می‌دهد؟

خیر.

یکی از برداشت‌های اشتباه این است که مدیریت مشارکتی یعنی مدیر باید همه تصمیم‌ها را به رأی کارکنان بگذارد. چنین رویکردی در بسیاری از سازمان‌ها تصمیم ‌گیری را دشوار می‌کند.

مدیریت مشارکتی بیشتر درباره تعیین دامنه مشارکت است.

مثال:

برای مثال، مدیر ممکن است:

  • درباره نحوه انجام یک فرایند از کارکنان نظر بخواهد،
  • حل یک مشکل عملیاتی را به یک تیم بسپارد،
  • درباره تغییرات مهم سازمانی با مدیران میانی مشورت کند،
  • اما در یک تصمیم اضطراری یا موضوع محرمانه، خودش تصمیم نهایی را بگیرد.

پس سوال اصلی این است که در کدام تصمیم، چه کسانی، تا چه اندازه و با چه اختیاری باید مشارکت کنند؟

سطوح مدیریت مشارکتی چیست؟

مشارکت را می‌توان یک طیف در نظر گرفت. ادبیات مدیریت نیز شکل‌های مختلفی از مشارکت، از مشورت تا اشتراک قدرت و تفویض اختیار، را از یکدیگر متمایز می‌کند.

سطوح مدیریت مشارکتی

۱. نظرخواهی

مدیر تصمیم را خودش می‌گیرد، اما پیش از تصمیم ‌گیری نظر کارکنان را دریافت می‌کند.

مثال:

مثلا:

«به نظر شما چرا زمان پاسخ‌گویی به مشتری افزایش پیدا کرده است؟»

۲. مشورت

کارکنان فقط نظر نمی‌دهند؛ بلکه گزینه‌ها و راه‌ حل‌های خود را نیز ارائه می‌کنند و مدیر بر اساس اطلاعات موجود تصمیم می‌گیرد.

۳. تصمیم ‌گیری مشترک

مدیر و اعضای تیم درباره مسئله، گزینه‌ها و راه‌ حل به توافق می‌رسند و تصمیم حاصل، نتیجه مشارکت واقعی طرفین است.

۴. تفویض اختیار

در برخی تصمیم‌ها، اختیار تصمیم ‌گیری به فرد یا تیم واگذار می‌شود و مدیر بیشتر نقش تعیین هدف، فراهم‌ کردن منابع و نظارت بر نتیجه را دارد.

این چهار سطح کمک می‌کنند مدیر بدون افتادن در دام همه‌ چیز یا هیچ ‌چیز، میزان مشارکت را متناسب با نوع تصمیم انتخاب کند.

مزایای مدیریت مشارکتی چیست؟

مدیریت مشارکتی می‌تواند چند پیامد مثبت داشته باشد، اما بهتر است درباره آن اغراق نکنیم.

پژوهش‌های مختلف ارتباط مشارکت با رضایت شغلی، انگیزش و برخی نتایج عملکردی را بررسی کرده‌اند، اما اندازه این اثر در همه شرایط یکسان نیست.

مهم‌ترین مزایا عبارت‌اند از:

1. استفاده از دانش میدانی کارکنان

کارکنانی که مستقیما با مشتری، فرایند یا محصول سروکار دارند، اطلاعاتی دارند که ممکن است در گزارش‌های مدیریتی دیده نشود.

وارد کردن این اطلاعات به فرایند تصمیم ‌گیری کیفیت تحلیل مسئله را افزایش می‌دهد.

2. افزایش حس مالکیت نسبت به تصمیم

وقتی فرد در شکل‌ گیری یک تصمیم نقش داشته باشد، احتمال اینکه آن را صرفا «دستور مدیر» تلقی کند کمتر می‌شود.

3. افزایش فرصت برای ایده‌های جدید

مشارکت افراد با تجربه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت گزینه‌های بیشتری برای حل یک مسئله به وجود می‌آورد.

4. بهبود ارتباط میان مدیر و کارکنان

اگر نظرخواهی واقعی و منظم باشد، مدیر تصویر دقیق‌تری از مشکلات و دغدغه‌های تیم پیدا می‌کند.

5. افزایش رضایت و انگیزش در برخی شرایط

شواهد پژوهشی ارتباط مشارکت در تصمیم ‌گیری با رضایت شغلی، درگیری شغلی و برخی پیامدهای روان ‌شناختی کارکنان را نشان داده‌اند.

معایب و چالش‌های مدیریت مشارکتی چیست؟

مدیریت مشارکتی همیشه بهترین انتخاب نیست و اجرای نادرست آن ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

برخی از چالش‌های مدیریت مشارکتی عبارتند از:

1. تصمیم ‌گیری ممکن است کندتر شود

وقتی افراد بیشتری در تصمیم حضور دارند، جمع‌آوری اطلاعات و رسیدن به توافق زمان بیشتری می‌برد.

2. احتمال تعارض افزایش پیدا می‌کند

مشارکت یعنی شنیدن دیدگاه‌های متفاوت. بنابراین اختلاف نظر بخشی طبیعی از این فرایند است و مدیر باید توانایی مدیریت آن را داشته باشد.

3. مشارکت نمایشی

یکی از خطرناک‌ترین حالت‌ها زمانی است که مدیر از کارکنان نظر می‌خواهد، اما تصمیم از قبل گرفته شده است.

اگر این اتفاق تکرار شود، کارکنان به مرور تصور می‌کنند مشارکت آنها صرفا تشریفاتی است.

4. مشارکت افراد نامرتبط

هر تصمیمی به مشارکت همه کارکنان نیاز ندارد. وارد کردن افراد نامرتبط جلسه را طولانی و تصمیم ‌گیری را پیچیده می‌کند.

5. مسئولیت مبهم

اگر مشخص نباشد تصمیم نهایی با چه کسی است، ممکن است بعد از پایان جلسه همه تصور کنند شخص دیگری مسئول اجراست.

چه تصمیم‌هایی برای مدیریت مشارکتی مناسب هستند؟

یکی از کاربردی‌ترین راه‌ برای اجرای این سبک مدیریت، تفکیک تصمیم‌هاست. در جدول زیر یک راهنمای کلی از تصمیم‌هایی که برای مدیریت مشارکتی مناسب هستند آورده‌ایم:

چه تصمیم‌هایی برای مدیریت مشارکتی مناسب‌اند؟

نوع تصمیمسطح مشارکت مناسب
1. بهبود روش انجام کارزیاد
2. حل مشکلات روزمره تیمزیاد
3. بهبود فرایندهازیاد
4. برنامه‌ریزی فعالیت تیمزیاد
5. انتخاب بین چند راه‌ حل عملیاتیمتوسط تا زیاد
6. تصمیم‌های استراتژیکمتوسط
7. اطلاعات محرمانهمحدود
8. بحران و تصمیم‌های فوریمحدود

این جدول یک قانون مطلق نیست؛ نوع سازمان، میزان تخصص افراد، ریسک تصمیم و زمان در دسترس باید در تعیین سطح مشارکت در نظر گرفته شود.

چگونه مدیریت مشارکتی را در سازمان اجرا کنیم؟

اجرای مدیریت مشارکتی بهتر است با یک تغییر کوچک و قابل‌ اندازه‌ گیری شروع شود، نه با تغییر ناگهانی کل ساختار سازمان.

پیشنهاد ما این است که طبق مراحل زیر پیش بروید:

چطور مدیریت مشارکتی را اجرا کنیم؟

۱. یک مسئله مناسب انتخاب کنید

برای شروع، مسئله‌ای را انتخاب کنید که کارکنان درباره آن دانش مستقیم دارند.

مثال:

چرا زمان پاسخ‌گویی تیم پشتیبانی به مشتریان افزایش یافته است؟

۲. محدوده اختیار را مشخص کنید

پیش از گرفتن نظر کارکنان، مشخص کنید:

  • چه چیزی قابل تغییر است؟
  • چه محدودیت‌هایی وجود دارد؟
  • تصمیم نهایی با چه کسی است؟
  • چه منابعی در اختیار تیم قرار دارد؟

۳. اطلاعات لازم را به اشتراک بگذارید

مشارکت بدون اطلاعات کافی، بیشتر شبیه حدس ‌زدن است تا تصمیم‌ گیری.

اگر قرار است کارکنان درباره یک فرایند تصمیم بگیرند، باید اطلاعات مرتبط با آن را در اختیار داشته باشند.

۴. روش مشارکت را مشخص کنید

برای هر موضوع می‌توان از روش‌های مختلف استفاده کرد:

  • جلسه حل مسئله،
  • طوفان فکری،
  • نظرسنجی داخلی،
  • سامانه پیشنهادها،
  • کارگروه‌های تخصصی،
  • جلسات بازخورد،
  • تیم‌های میان‌ وظیفه‌ای.

۵. تصمیم و مسئولیت اجرا را ثبت کنید

در پایان باید مشخص باشد:

  • چه تصمیمی گرفته شد؟
  • چه کسی مسئول اجراست؟
  • تا چه زمانی؟
  • موفقیت را با چه شاخصی می‌سنجیم؟

۶. نتیجه را به کارکنان اعلام کنید

اگر پیشنهادی اجرا نشد، بهتر است دلیل آن نیز توضیح داده شود.

این مرحله اهمیت زیادی دارد، چون کارکنان باید ببینند مشارکت آنها واقعا وارد چرخه تصمیم ‌گیری شده است.

یک مثال ساده از مدیریت مشارکتی

فرض کنید یک شرکت متوجه شده است سفارش‌های مشتریان با تاخیر ارسال می‌شوند.

روش سنتی

مدیر مشکل را بررسی می‌کند و دستور می‌دهد:

«از هفته آینده فرایند بسته ‌بندی باید تغییر کند.»

روش مشارکتی

مدیر ابتدا مسئله را با تیم مطرح می‌کند.

کارکنان بخش فروش، انبار و ارسال هرکدام بخشی از مشکل را توضیح می‌دهند. مشخص می‌شود تاخیر فقط به بسته ‌بندی مربوط نیست و بخشی از آن به زمان انتقال اطلاعات سفارش از فروش به انبار مربوط می‌شود.

تیم چند راه‌ حل پیشنهاد می‌کند، راه‌ حل‌ها بر اساس زمان، هزینه و تاثیر احتمالی مقایسه می‌شوند و سپس یک گزینه برای اجرا انتخاب می‌شود.

نکته: تفاوت اصلی این دو روش در «جلسه بیشتر» نیست؛ در این است که دانش افرادی که با فرایند درگیر هستند وارد تصمیم شده است.

چگونه موفقیت مدیریت مشارکتی را اندازه بگیریم؟

اگر موفقیت را اندازه‌گیری نکنیم، ممکن است تصور کنیم سازمان مشارکتی‌تر شده است در حالی که این اتفاق نیوفتاده!

چطور موفقیت مدیریت مشارکتی را بسنجیم؟

چند شاخص کلیدی عملکرد برای اینکه بفهمیم مدیریت مشارکتی جواب داده یا نه عبارت‌اند از:

  • تعداد پیشنهادهای ثبت ‌شده،
  • درصد پیشنهادهای اجراشده،
  • میانگین زمان پاسخ به پیشنهادها،
  • تعداد پروژه‌های بهبود،
  • میزان مشارکت اعضای تیم،
  • رضایت کارکنان از امکان اظهار نظر،
  • میزان تحقق اهداف پروژه‌های مشارکتی،
  • تغییر شاخص عملکرد مرتبط با مسئله.
نکته:

تعداد پیشنهادها تنها معیار موفقیت نیست.

اگر ۱۰۰ پیشنهاد دریافت شود اما هیچ‌کدام بررسی یا اجرا نشوند، سیستم مشارکت عملکرد خوبی ندارد.

تفاوت مدیریت مشارکتی و مدیریت سنتی چیست؟

در جدول زیر، یک مقایسه کلی بین مدیریت سنتی و مدیریت مشارکتی آورده‌ایم:

مدیریت سنتیمدیریت مشارکتی
تصمیم بیشتر از بالا به پایین استکارکنان در تصمیم‌سازی نقش دارند
مدیر منبع اصلی تصمیم استدانش تیم نیز وارد تصمیم می‌شود
تأکید بر ابلاغ و اجراتأکید بر مشارکت و مسئولیت
اختیار بیشتر متمرکز استبخشی از اختیار می‌تواند توزیع شود
بازخورد بعد از اجرا دریافت می‌شودبازخورد قبل و حین تصمیم وارد می‌شود

البته این مقایسه به معنی ناکارآمد بودن مدیریت سنتی نیست. در بعضی موقعیت‌ها، مخصوصا شرایط فوری یا تصمیم‌های با ریسک بالا، تصمیم ‌گیری متمرکز منطقی‌تر است.

مدیریت مشارکتی برای چه سازمان‌هایی مناسب نیست؟

مدیریت مشارکتی یک نسخه ثابت برای همه سازمان‌ها نیست.

در موارد زیر، مدیریت مشارکتی منطقی نیست:

  • تصمیم باید در چند دقیقه گرفته شود،
  • موضوع محرمانه است،
  • افراد اطلاعات کافی ندارند،
  • مسئولیت‌ها بسیار مبهم هستند،
  • فرهنگ سازمانی تحمل گفت‌وگو و اختلاف نظر را ندارد،
  • مدیر فقط به دنبال تأیید تصمیم خودش است.

بنابراین قبل از اجرای مدیریت مشارکتی باید پرسید: آیا این تصمیم واقعا از مشارکت دیگران سود می‌برد؟

این سوال از خود «مشارکت کردن» مهم‌تر است.

برای اجرای مدیریت مشارکتی از چه کسی مشاوره بگیریم؟

مدیریت مشارکتی زمانی نتیجه ‌بخش است که مشارکت کارکنان از یک شعار به بخشی واقعی از فرایند تصمیم ‌گیری و مدیریت تبدیل شود.

اگر نمی‌دانید این رویکرد چطور باید با ساختار، تیم و شرایط کسب‌ و کار شما هماهنگ شود، می‌توانید برای بررسی دقیق‌تر وضعیت کسب‌ و کارتان از تیم مشاورین متخصص آکادمی پاکراه مشاوره بگیرید.

در آکادمی کسب‌ و کار پاکراه، راهکارها متناسب با شرایط هر کسب‌ و کار طراحی و برای اجرای آن نیز همراهی لازم ارائه می‌شود.

سوالات متداول

مدیریت مشارکتی سبکی از مدیریت است که در آن کارکنان در تصمیم ‌گیری، حل مسائل و ارائه پیشنهادهای مرتبط با کار سازمان مشارکت می‌کنند. هدف آن استفاده از دانش و تجربه کارکنان و افزایش احساس مسئولیت آنهاست.

افزایش انگیزه کارکنان، بهبود رضایت شغلی، تقویت خلاقیت و نوآوری، استفاده بهتر از تجربه کارکنان و افزایش همکاری تیمی از مهم‌ترین مزایای مدیریت مشارکتی هستند.

طولانی شدن فرایند تصمیم ‌گیری، اختلاف نظر میان اعضای تیم، ارائه پیشنهادهای غیرکاربردی و دشواری هماهنگی میان افراد از چالش‌های مدیریت مشارکتی هستند.

اعتماد میان مدیر و کارکنان، ارتباط شفاف، شنیدن نظرات کارکنان، تفویض اختیار، همکاری تیمی و ایجاد فرصت واقعی برای مشارکت از اصول مهم مدیریت مشارکتی هستند.

فرهنگ سازمانی نامناسب، بی‌اعتمادی، مدیریت آمرانه، ساختارهای سلسله‌مراتبی، نبود فرهنگ کار گروهی و بی‌توجهی مدیران به نظرات کارکنان از موانع مهم اجرای مدیریت مشارکتی هستند.

برای اجرای مدیریت مشارکتی می‌توان با دریافت منظم پیشنهادهای کارکنان، تشکیل گروه‌های کاری، مشارکت دادن افراد در تصمیم‌های مرتبط با وظایفشان و ایجاد سازوکار مشخص برای بررسی پیشنهادها شروع کرد