وقتی دوربین را روی حالت دستی قرار میدهید، عبارتهایی مثل دیافراگم، سرعت شاتر، ISO، فوکوس، وایت بالانس، RAW و بوکه معنای عملی پیدا میکنند. در این واژهنامه از آکادمی پاکراه، معنی اصطلاحات رایج عکاسی را همراه با انگلیسی و تلفظ فارسی میخوانید؛ توضیح هر مدخل کوتاه و کاربردی است تا بتوانید آن را هنگام تنظیم دوربین، عکاسی با موبایل یا ویرایش عکس به کار ببرید.
راهنمای استفاده:
- هر اصطلاح فقط در دسته اصلی خودش تعریف شده و بخش مقایسهها برای رفع ابهام واژههای شبیه به هم است.
- تلفظها راهنمای خواندن فارسیاند و در نام برندها یا اصطلاحات تخصصی ممکن است گونههای تلفظی دیگری هم وجود داشته باشد.
نوردهی و تنظیم روشنایی
در این بخش، اصطلاحات مرتبط با نوردهی و تنظیم روشنایی و کاربرد آنها آمده است.
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Exposure | اِکسپوژِر | نوردهی؛ میزان قرارگرفتن حسگر یا فیلم در معرض نور هنگام ثبت عکس؛ با روشنایی نهایی فایل یکسان نیست. |
| Aperture | اَپِرچِر | دیافراگم؛ گشودگی لنز که مقدار نور عبوری و عمق میدان را تغییر میدهد. |
| F-number / F-stop | اِف نامبِر / اِف اِستاپ | عدد دیافراگم؛ عدد کوچکتر معمولاً به معنای دهانه بازتر است. |
| Shutter Speed | شاتِر اِسپید | مدت بازبودن مسیر نوردهی حسگر یا زمان نوردهی الکترونیکی؛ زمان کوتاهتر معمولاً تاری حرکت را کاهش میدهد. |
| ISO | آیزو | شاخص تنظیم حساسیت نوردهی در دوربین؛ در دوربین دیجیتال معمولاً با تغییر تقویت یا پردازش سیگنال بر روشنایی خروجی و نویز اثر میگذارد، نه بر نور ورودی لنز. |
| Exposure Triangle | اِکسپوژِر ترایاَنگِل | مثلث نوردهی؛ رابطه دیافراگم، زمان شاتر و ISO. |
| Exposure Value | اِکسپوژِر وَلیو | مقداری لگاریتمی برای بیان ترکیب زمان شاتر و عدد دیافراگم؛ EV بهتنهایی بدون درنظرگرفتن ISO بیانگر روشنایی عکس نیست. |
| Exposure Compensation | اِکسپوژِر کامپِنسِیشِن | جبران نوردهی؛ روشنتر یا تیرهتر کردن نوردهی پیشنهادی دوربین. |
| Overexposure | اووِر اِکسپوژِر | نوردهی بیشازحد که ممکن است جزئیات نواحی روشن را از بین ببرد. |
| Underexposure | آندِر اِکسپوژِر | نوردهی کمتر از مقدار مطلوب که بخشهای تیره را کمجزئیات میکند. |
| Stop | اِستاپ | پله نوردهی؛ یک استاپ یعنی دوبرابر یا نصف شدن مقدار نور. |
| Metering | میتِرینگ | نورسنجی؛ اندازهگیری روشنایی صحنه برای پیشنهاد نوردهی. |
| Spot Metering | اِسپات میتِرینگ | نورسنجی نقطهای؛ اندازهگیری روشنایی از ناحیهای کوچک. |
| Matrix Metering | مِیتریکس میتِرینگ | نورسنجی چندبخشی با تحلیل نواحی مختلف کادر. |
| Highlight | هایلایت | ناحیههای روشن تصویر. |
| Shadow | شَدو | ناحیههای تیره تصویر. |
| Histogram | هیستوگرام | نمودار توزیع تونهای روشنایی یا کانالهای رنگی تصویر. |
| Dynamic Range | داینامیک رِینج | بازه روشنایی قابل ثبت از سایهها تا هایلایتها با جزئیات قابلاستفاده. |
| Bracketing | بِرَکِتینگ | گرفتن چند عکس با تنظیمهای متفاوت، معمولاً برای انتخاب یا ترکیب بعدی. |
| Exposure Bracketing | اِکسپوژِر بِرَکِتینگ | ثبت چند نوردهی متفاوت از یک صحنه. |
| Bulb Mode | بالب مود | حالت باز نگه داشتن شاتر تا پایان فرمان عکاس، مناسب نوردهی طولانی. |
| Long Exposure | لانگ اِکسپوژِر | نوردهی طولانی برای ثبت رد نور یا محوشدن حرکت. |
| High Key | های کی | نورپردازی یا تصویری با غلبه تونهای روشن. |
| Low Key | لو کی | نورپردازی یا تصویری با غلبه تونهای تیره. |
فوکوس، لنز و عمق میدان
در این بخش، اصطلاحات مرتبط با فوکوس، لنز و عمق میدان و کاربرد آنها آمده است.
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Focus | فوکِس | تنظیم فاصله فوکوس برای واضح ثبتشدن سوژه مورد نظر. |
| Autofocus | آتوفوکِس | فوکوس خودکار توسط سیستم دوربین. |
| Manual Focus | مَنیوال فوکِس | فوکوس دستی توسط عکاس. |
| Single AF | سینگِل اِیاِف | فوکوس خودکار تکمرحلهای برای سوژههای نسبتاً ثابت. |
| Continuous AF | کانتینیوئِس اِیاِف | فوکوس خودکار پیوسته برای دنبالکردن سوژه متحرک. |
| Eye AF | آی اِیاِف | تشخیص و دنبالکردن چشم برای فوکوس. |
| Focus Tracking | فوکِس تِرَکینگ | دنبالکردن تغییر موقعیت سوژه در فرایند فوکوس. |
| Focus Peaking | فوکِس پیکینگ | نمایش لبههای واضح بهعنوان کمک فوکوس دستی. |
| Back-button Focus | بَک باتِن فوکِس | اختصاص عمل فوکوس به دکمهای غیر از شاتر. |
| Depth of Field | دِپث آو فیلد | عمق میدان؛ محدودهای از فواصل که در عکس بهطور قابلقبول واضح دیده میشوند. |
| Shallow Depth of Field | شَلو دِپث آو فیلد | عمق میدان کم؛ بخش محدودتری از فاصلهها واضح دیده میشود و بسته به فاصلهها و شرایط، پسزمینه میتواند محوتر باشد. |
| Hyperfocal Distance | هایپِرفوکال دیستِنس | فاصله فوکوسی که برای دیافراگم و معیار وضوح مشخص، دوردست تا بینهایت را در محدوده وضوح قابلقبول قرار میدهد و حد نزدیک آن تقریباً نصف فاصله هایپرفوکال است. |
| Focal Length | فوکال لِنگث | فاصله کانونی اپتیکی لنز؛ همراه اندازه حسگر، زاویه دید ثبتشده را تعیین میکند و بهتنهایی پرسپکتیو را تغییر نمیدهد. |
| Prime Lens | پرایم لِنز | لنز با فاصله کانونی ثابت. |
| Zoom Lens | زوم لِنز | لنز با فاصله کانونی متغیر. |
| Wide-angle Lens | واید اَنگِل لِنز | لنز با زاویه دید گسترده. |
| Telephoto Lens | تِلِفوتو لِنز | لنز با زاویه دید باریکتر برای بزرگتر دیده شدن سوژه دور. |
| Macro Lens | مَکرو لِنز | لنز مناسب ثبت جزئیات نزدیک با بزرگنمایی بالا. |
| Fisheye Lens | فیشآی لِنز | لنز فوقعریض با اعوجاج خمیده مشخص. |
| Lens Mount | لِنز مانت | اتصال مکانیکی و الکترونیکی لنز و بدنه. |
| Field of View | فیلد آو ویو | بخشی از صحنه که در کادر ثبت میشود. |
| Angle of View | اَنگِل آو ویو | گستره زاویهای صحنه قابل ثبت. |
| Minimum Focus Distance | مینیمِم فوکِس دیستِنس | کمترین فاصله مجاز برای فوکوس لنز. |
| Bokeh | بوکِه | ویژگی ظاهری و زیباییشناختی نواحی خارج از فوکوس. |
| Focus Breathing | فوکِس بریذینگ | تغییر زاویه دید ظاهری هنگام جابهجایی فوکوس. |
| Chromatic Aberration | کروماتیک اَبِرِیشِن | انحراف رنگی لنز که اغلب در لبههای پُرکنتراست دیده میشود. |
| Distortion | دیستورشِن | اعوجاج هندسی که خطوط مستقیم را خمیده ثبت میکند. |
| Vignetting | وینیِتینگ | تیرهتر شدن لبهها و گوشههای تصویر نسبت به مرکز. |
| Crop Factor | کراپ فَکتِر | نسبت قطر تصویر مرجع فولفریم به قطر حسگر کوچکتر. |
دوربین، حسگر و تجهیزات
در این بخش، اصطلاحات مرتبط با دوربین، حسگر و تجهیزات و کاربرد آنها آمده است.
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Camera Body | کَمِرا بادی | بدنه دوربین که حسگر، پردازنده و کنترلها را در خود دارد. |
| Image Sensor | ایمیج سِنسِر | حسگر دریافت نور و تبدیل آن به سیگنال الکتریکی. |
| Full Frame | فول فِرِیم | حسگری نزدیک به اندازه قاب ۳۶×۲۴ میلیمتر. |
| APS-C | اِیپیاِس سی | ردهای از حسگرهای کوچکتر از فولفریم. |
| Micro Four Thirds | مایکرو فور ثِردز | سامانه دوربین با حسگر حدود ۱۷٫۳×۱۳ میلیمتر. |
| Medium Format | میدیِم فورمَت | ردهای از حسگرها یا فیلمهای بزرگتر از فولفریم ۳۵ میلیمتری. |
| DSLR | دیاِساِلآر | دوربین دیجیتال تکلنزی بازتابی با آینه و منظرهیاب اپتیکی. |
| Mirrorless Camera | میرِرلِس کَمِرا | دوربین بدون آینه بازتابی اصلی. |
| Viewfinder | ویوفایندِر | منظرهیاب برای کادربندی و بررسی صحنه. |
| Optical Viewfinder | آپتیکال ویوفایندِر | منظرهیاب نوری. |
| Electronic Viewfinder | اِلِکترانیک ویوفایندِر | منظرهیاب الکترونیکی که تصویر حسگر را نمایش میدهد. |
| Shutter | شاتِر | سامانه تعیین زمان دریافت نور برای ثبت عکس. |
| Mechanical Shutter | مِکانیکال شاتِر | شاتر مکانیکی با پردههای متحرک. |
| Electronic Shutter | اِلِکترانیک شاتِر | کنترل زمان ثبت نور بهصورت الکترونیکی در حسگر. |
| Rolling Shutter | رولینگ شاتِر | خواندن پیاپی خطوط حسگر که میتواند باعث کجشدن سوژه متحرک شود. |
| Global Shutter | گلوبال شاتِر | ثبت همزمان بازه نوردهی تمام پیکسلهای حسگر. |
| Hot Shoe | هات شو | کفشک نصب فلاش و لوازم جانبی روی دوربین. |
| Tripod | ترایپاد | سهپایه برای ثابت نگهداشتن دوربین. |
| Monopod | مونوپاد | تکپایه برای کمک به نگهداری دوربین. |
| Remote Shutter Release | ریموت شاتِر ریلیس | ابزار آزادکردن شاتر بدون لمس مستقیم دوربین. |
| Image Stabilization | ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن | کاهش اثر لرزش دوربین هنگام ثبت تصویر. |
| In-body Image Stabilization | اینبادی ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن | لرزشگیر مبتنی بر حرکت حسگر در بدنه. |
| Optical Image Stabilization | آپتیکال ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن | لرزشگیر اپتیکی در مسیر لنز. |
| Burst Mode | بِرست مود | ثبت عکسهای متوالی با نگهداشتن فرمان شاتر. |
| Buffer | بافِر | حافظه موقت دوربین برای ذخیره داده پیش از نوشتن روی کارت. |
| Shutter Lag | شاتِر لَگ | تأخیر میان فرمان ثبت و آغاز ثبت تصویر. |
| Memory Card | مِمِری کارد | رسانه ذخیرهسازی تصاویر در دوربین. |
| Tethered Shooting | تِذِرد شوتینگ | عکاسی با اتصال دوربین به رایانه برای انتقال یا کنترل فوری. |
نورپردازی و فلاش
در این بخش، اصطلاحات مرتبط با نورپردازی و فلاش و کاربرد آنها آمده است.
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Available Light | اِوِیلِبِل لایت | نور موجود در صحنه بدون افزودن نور مصنوعی از طرف عکاس. |
| Natural Light | نَچِرال لایت | نور طبیعی مانند نور خورشید. |
| Ambient Light | اَمبیِنت لایت | نور محیط که صحنه را روشن میکند. |
| Key Light | کی لایت | نور اصلی شکلدهنده سوژه. |
| Fill Light | فیل لایت | نور مکمل برای ملایمکردن سایههای نور اصلی. |
| Backlight | بَکلایت | نوری که از پشت سوژه میتابد. |
| Rim Light | ریم لایت | نور حاشیهای که لبه سوژه را از پسزمینه جدا میکند. |
| Hard Light | هارد لایت | نور با سایههای تند و لبه مشخص. |
| Soft Light | سافت لایت | نور با سایههای ملایم و گذار نرم. |
| Diffuser | دیفیوزِر | پخشکننده نور برای نرمتر شدن سایهها. |
| Reflector | ریفِلِکتِر | بازتابدهنده نور به سمت سوژه. |
| Softbox | سافتباکس | اصلاحکننده نور با سطح پخشکننده بزرگ. |
| Umbrella Light | آمبرِلا لایت | نورپردازی با چتر بازتابی یا عبوری. |
| Speedlight | اِسپیدلایت | فلاش کوچک قابل نصب روی دوربین یا استفاده خارج از آن. |
| Studio Strobe | اِستودیو اِستروب | فلاش پرقدرت استودیویی. |
| Flash Sync Speed | فِلَش سینک اِسپید | بالاترین سرعت شاتر معمول که در آن کل حسگر برای یک پالس فلاش عادی بهطور همزمان در معرض نور قرار میگیرد؛ بسته به دوربین متغیر است. |
| High-speed Sync | های اِسپید سینک | روش فلاش برای کار با سرعت شاتر بالاتر از همگامسازی معمول. |
| TTL Flash | تیتیاِل فِلَش | نوردهی خودکار فلاش با اندازهگیری نور از مسیر لنز. |
| Color Temperature | کالِر تِمپِرِچِر | دمای رنگ نور که با کلوین توصیف میشود. |
| White Balance | وایت بَلِنس | تنظیم بازنمایی رنگ برای خنثیشدن تهرنگ منبع نور. |
| Golden Hour | گولدِن آور | بازه نزدیک طلوع یا غروب با نور خورشید کمزاویه. |
| Blue Hour | بلو آور | زمان گرگومیش با غلبه تهرنگ آبی در آسمان. |
ترکیببندی و تکنیکهای عکاسی
در این بخش، اصطلاحات مرتبط با ترکیببندی و تکنیکهای عکاسی و کاربرد آنها آمده است.
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Composition | کامپوزیشن | ترکیببندی؛ چیدمان عناصر تصویری در کادر. |
| Rule of Thirds | رول آو ثِردز | قاعده یکسوم؛ قرار دادن عناصر مهم نزدیک خطوط و تقاطعهای شبکه سهدرسه. |
| Leading Lines | لیدینگ لاینز | خطوط هدایتگر چشم بیننده به نقاط مهم تصویر. |
| Framing | فِرِیمینگ | قابگیری سوژه با عناصر موجود در صحنه. |
| Negative Space | نِگِتیو اِسپِیس | فضای خالی پیرامون سوژه که به تفکیک آن کمک میکند. |
| Symmetry | سیمِتری | تقارن بصری اجزای کادر. |
| Perspective | پِرسپِکتیو | رابطه ظاهری اندازهها و فواصل که عمدتاً به محل دوربین بستگی دارد. |
| Foreground | فورگراوند | پیشزمینه تصویر. |
| Background | بَکگراوند | پسزمینه تصویر. |
| Horizon Line | هورایزِن لاین | خط افق در کادر. |
| Aspect Ratio | اَسپِکت رِیشیو | نسبت عرض به ارتفاع تصویر. |
| Portrait Orientation | پورتِرِیت اوریِنتِیشِن | جهت عمودی کادر. |
| Landscape Orientation | لَندسکِیپ اوریِنتِیشِن | جهت افقی کادر. |
| Panning | پَنینگ | حرکتدادن دوربین همراه سوژه برای نمایش حس سرعت با زمینه محو. |
| Motion Blur | موشِن بلِر | تاری حاصل از حرکت سوژه یا دوربین در طول نوردهی. |
| Freeze Motion | فریز موشِن | ثبت سوژه متحرک بهشکل نسبتاً ثابت و واضح. |
| Silhouette | سیلوئِت | ثبت سوژه عمدتاً تیره در برابر زمینه روشن. |
| Double Exposure | دابِل اِکسپوژِر | ترکیب دو نوردهی در یک قاب. |
| Multiple Exposure | مالتیپِل اِکسپوژِر | ترکیب چند نوردهی در یک تصویر. |
| Panorama | پانوراما | نمای گسترده حاصل از ثبت و گاه اتصال چند عکس. |
| Focus Stacking | فوکِس اِستَکینگ | ترکیب عکسهایی با فاصله فوکوس متفاوت برای عمق میدان بیشتر. |
| HDR Photography | اِیچدیآر فُتاگرافی | ثبت یا ترکیب دامنه روشنایی گسترده، اغلب با چند نوردهی متفاوت؛ الزاماً همیشه با ترکیب چند عکس انجام نمیشود. |
| Time-lapse | تایملَپس | ثبت متوالی تصویر در فواصل زمانی و نمایش آن بهصورت حرکت سریع. |
| Intentional Camera Movement | اینتِنشِنال کَمِرا موومِنت | حرکت عمدی دوربین حین نوردهی برای ایجاد جلوه انتزاعی. |
| Candid Photography | کَندید فُتاگرافی | عکاسی از لحظههای طبیعی و بدون ژستدهی مستقیم. |
| Street Photography | اِستریت فُتاگرافی | عکاسی از زندگی و رخدادهای فضاهای عمومی. |
| Macro Photography | مَکرو فُتاگرافی | عکاسی از سوژههای بسیار کوچک با بزرگنمایی زیاد. |
| Product Photography | پروداکت فُتاگرافی | عکاسی محصول برای معرفی ویژگیهای آن. |
| Food Photography | فود فُتاگرافی | عکاسی غذا با تمرکز بر بافت، نور و چیدمان. |
| Portrait Photography | پورتِرِیت فُتاگرافی | عکاسی پرتره با تمرکز بر فرد و شخصیت او. |
| Landscape Photography | لَندسکِیپ فُتاگرافی | عکاسی منظره و طبیعت. |
کیفیت تصویر، رنگ و پردازش
در این بخش، اصطلاحات مرتبط با کیفیت تصویر، رنگ و پردازش و کاربرد آنها آمده است.
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Resolution | رِزولوشِن | وضوح ابعادی تصویر بر حسب تعداد پیکسلها. |
| Pixel | پیکسِل | کوچکترین عنصر نمونهبرداری یا نمایش تصویر دیجیتال. |
| Megapixel | مِگاپیکسِل | واحد یک میلیون پیکسل در تصویر. |
| Sharpness | شارپْنِس | وضوح ادراکی لبهها و جزئیات تصویر. |
| Contrast | کانتراست | تفاوت روشنایی میان نواحی تصویر. |
| Microcontrast | مایکروکانتراست | تفاوتهای ظریف روشنایی در جزئیات کوچک. |
| Saturation | سَچورِیشِن | شدت یا خلوص ادراکی رنگها. |
| Vibrance | وایبرَنس | تنظیم هوشمند غلظت رنگ با اثر متفاوت بر رنگهای ازپیش اشباع. |
| Hue | هیو | فام یا خانواده رنگ مانند قرمز، سبز و آبی. |
| Tint | تینت | اصلاح تهرنگ معمولاً در محور سبز و ارغوانی. |
| Noise | نویز | اختلال تصادفی روشنایی یا رنگ در داده تصویر. |
| Luminance Noise | لومینَنس نویز | نویز روشنایی با ظاهر دانهای. |
| Color Noise | کالِر نویز | نویز رنگی با نقاط رنگی نامنظم. |
| Grain | گرِین | دانهبندی فیلم یا جلوه مشابه آن در عکس. |
| Clipping | کلیپینگ | از دست رفتن جزئیات به علت رسیدن مقادیر به حداقل یا حداکثر ثبت. |
| Banding | بَندینگ | نوارهای ناخواسته در گذار تدریجی روشنایی یا رنگ. |
| Moiré | موآره | نقشهای تداخلی ناخواسته در بافتهای تکراری. |
| Color Grading | کالِر گِرِیدینگ | پرداخت خلاقانه رنگ و تون برای رسیدن به حس بصری مطلوب. |
| Color Correction | کالِر کِرِکشِن | اصلاح خطاهای رنگ و نور برای بازنمایی متعادلتر. |
| Retouching | ریتاچینگ | رتوش؛ اصلاح جزئیات ظاهری عکس مانند لک، پوست یا عناصر مزاحم. |
| Dodging | داجینگ | روشنتر کردن انتخابی بخشهایی از تصویر. |
| Burning | بِرنینگ | تیرهتر کردن انتخابی بخشهایی از تصویر. |
| Crop | کراپ | برش کادر برای تغییر ترکیببندی یا نسبت تصویر. |
| Sharpening | شارپِنینگ | افزایش وضوح ادراکی لبههای تصویر در پردازش. |
| Noise Reduction | نویز ریداکشِن | کاهش نویز دیجیتال با پردازش تصویر. |
| Lens Correction | لِنز کِرِکشِن | اصلاح اعوجاج و تیرگی گوشهها یا خطاهای نوری لنز. |
فرمت فایل، چاپ و مدیریت عکس
در این بخش، اصطلاحات مرتبط با فرمت فایل، چاپ و مدیریت عکس و کاربرد آنها آمده است.
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| RAW | را | داده خام یا کمپردازششده حاصل از حسگر با انعطاف بالا در ویرایش؛ بسته به دوربین ممکن است فشردهسازی بدون اتلاف یا اتلافدار داشته باشد. |
| JPEG | جِیپِگ | فرمت رایج فشردهسازی اتلافدار برای عکس. |
| HEIF | هیف | قالب تصویر با قابلیت فشردهسازی کارآمد و ویژگیهای نوین. |
| TIFF | تیف | فرمت تصویری مناسب کار حرفهای و بایگانی با پشتیبانی از دادههای باکیفیت. |
| PNG | پیاِنجی | فرمت تصویر بدون اتلاف با امکان شفافیت، رایجتر برای گرافیک. |
| DNG | دیاِنجی | قالب بازِ نگهداری داده خام دیجیتال. |
| EXIF | اِگزیف | فراداده استاندارد فایل تصویر، مانند زمان ثبت، تنظیمات دوربین و گاهی موقعیت مکانی؛ مقدار و نوع دادهها بسته به فایل متفاوت است. |
| IPTC Metadata | آیپیتیسی مِتادِیتا | فراداده توصیفی و حقوقی عکس مانند عنوان و نام پدیدآورنده. |
| Metadata | مِتادِیتا | اطلاعات همراه فایل درباره نحوه ثبت، محتوا یا حقوق استفاده. |
| Color Space | کالِر اِسپِیس | مدلی مشخص برای تعریف و تفسیر رنگها و گستره قابل بازنمایی آنها. |
| sRGB | اِسآرجیبی | فضای رنگ رایج برای وب و نمایشگرهای عمومی. |
| Adobe RGB | اَدوبی آرجیبی | فضای رنگ گستردهتر در برخی کاربردهای چاپ و ویرایش. |
| Bit Depth | بیت دِپث | تعداد بیت برای نمایش سطوح هر کانال؛ مرتبط با دقت پردازش رنگ. |
| DPI | دیپیآی | تعداد نقاط چاپ یا خروجی دستگاه در هر اینچ. |
| PPI | پیپیآی | تعداد پیکسل تصویر در هر اینچ از اندازه نمایش یا چاپ. |
| Soft Proofing | سافت پروفینگ | پیشنمایش شبیهسازیشده رنگهای خروجی چاپ. |
| Contact Sheet | کانتَکت شیت | صفحهای از بندانگشتی چند عکس برای انتخاب یا ارائه. |
| Watermark | واتِرمارک | نشان متنی یا تصویری روی عکس برای معرفی یا بازدارندگی از استفاده بدون اجازه. |
| Portfolio | پورتفولیو | مجموعه نمونهکارهای منتخب عکاس. |
| Backup | بَکآپ | نسخه پشتیبان تصاویر برای جلوگیری از ازدسترفتن داده. |
مخففهای رایج عکاسی
در این جدول تلفظ عبارت کامل انگلیسی درج شده است، نه تلفظ حروف مخفف.
| مخفف | عبارت کامل انگلیسی | تلفظ فارسی عبارت کامل | معنی فارسی |
|---|---|---|---|
| AF | Autofocus | آتوفوکِس | فوکوس خودکار |
| MF | Manual Focus | مَنیوال فوکِس | فوکوس دستی |
| DOF | Depth of Field | دِپث آو فیلد | عمق میدان |
| EV | Exposure Value | اِکسپوژِر وَلیو | ارزش نوردهی |
| AE | Automatic Exposure | آتوماتیک اِکسپوژِر | نوردهی خودکار |
| AEB | Automatic Exposure Bracketing | آتوماتیک اِکسپوژِر بِرَکِتینگ | براکتینگ خودکار نوردهی |
| AWB | Auto White Balance | آتو وایت بَلِنس | تراز سفیدی خودکار |
| WB | White Balance | وایت بَلِنس | تراز سفیدی |
| DR | Dynamic Range | داینامیک رِینج | محدوده دینامیکی |
| HDR | High Dynamic Range | های داینامیک رِینج | محدوده دینامیکی گسترده |
| DSLR | Digital Single-Lens Reflex | دیجیتال سینگِل لِنز ریفلِکس | دوربین دیجیتال تکلنزی بازتابی |
| EVF | Electronic Viewfinder | اِلِکترانیک ویوفایندِر | منظرهیاب الکترونیکی |
| OVF | Optical Viewfinder | آپتیکال ویوفایندِر | منظرهیاب اپتیکی |
| IBIS | In-Body Image Stabilization | اینبادی ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن | لرزشگیر داخلی بدنه |
| OIS | Optical Image Stabilization | آپتیکال ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن | لرزشگیر اپتیکی |
| HSS | High-Speed Sync | های اِسپید سینک | همگامسازی فلاش با سرعت بالای شاتر |
| TTL | Through The Lens | ثرو دِ لِنز | نورسنجی یا کنترل فلاش از مسیر لنز |
| FPS | Frames Per Second | فِرِیمز پِر سِکِند | تعداد فریم در ثانیه؛ در عکاسی پیاپی یا ویدئو |
| JPEG | Joint Photographic Experts Group | جوینت فوتوگرافیک اِکسپِرتس گروپ | نام گروه تدوین استاندارد و فرمت رایج عکس |
| DNG | Digital Negative | دیجیتال نِگِتیو | قالب نگاتیو دیجیتال |
| TIFF | Tagged Image File Format | تَگد ایمیج فایل فورمَت | قالب فایل تصویری برچسبدار |
| PNG | Portable Network Graphics | پورتِبِل نِتوِرک گِرَفیکس | قالب گرافیکی قابل حمل |
| HEIF | High Efficiency Image File Format | های اِفیشِنسی ایمیج فایل فورمَت | قالب فایل تصویری با کارایی بالا |
| EXIF | Exchangeable Image File Format | اِکسچِینجِبِل ایمیج فایل فورمَت | استاندارد ساختار فایل و فراداده قابل تبادل تصویر |
| IPTC | International Press Telecommunications Council | اینتِرنَشِنال پِرِس تِلِکامیونیکِیشِنز کانسِل | استانداردها و فراداده حرفهای خبر و عکس |
| DPI | Dots Per Inch | داتس پِر اینچ | تعداد نقاط چاپ در هر اینچ |
| PPI | Pixels Per Inch | پیکسِلز پِر اینچ | تعداد پیکسل در هر اینچ |
| CPL | Circular Polarizing Filter | سِرکیولِر پولارایزینگ فیلتِر | فیلتر پلاریزه دایرهای؛ نام رایج Circular Polarizer است |
تفاوت اصطلاحات مشابه در عکاسی
دیافراگم (Aperture) و عدد f (F-number):
- دیافراگم دهانه عبور نور است؛
- عدد f اندازه نسبی این دهانه را نشان میدهد و با بازتر شدن دهانه کوچکتر میشود.
سرعت شاتر (Shutter Speed) و ISO:
- شاتر مدت ورود نور را تغییر میدهد؛
- ISO عمدتاً میزان تقویت و پردازش سیگنال ثبتشده را تغییر میدهد.
فوکوس (Focus) و عمق میدان (Depth of Field):
- فوکوس فاصله تنظیم وضوح است؛
- عمق میدان محدودهای است که اطراف آن قابلقبول واضح دیده میشود.
بوکه (Bokeh) و تاری پسزمینه (Background Blur):
- تاری پسزمینه میزان محوشدگی است؛
- بوکه کیفیت زیباییشناختی شکل و بافت آن تاری است.
لنز پرایم (Prime Lens) و زوم (Zoom Lens):
- پرایم فاصله کانونی ثابت دارد؛
- زوم امکان تغییر فاصله کانونی را فراهم میکند.
لرزشگیر اپتیکی (OIS) و لرزشگیر بدنه (IBIS):
- OIS با اجزای اپتیکی لنز کار میکند
- و IBIS با حرکت حسگر؛
- هر دو برای کاهش اثر لرزش دوربین هستند.
RAW و JPEG:
- RAW برای پردازش پس از ثبت انعطاف بیشتری دارد؛
- JPEG برای اشتراکگذاری سریعتر و حجم کمتر مناسب است.
نویز (Noise) و گرین (Grain):
- نویز اختلال تصادفی در داده دیجیتال است؛
- گرین از ساختار فیلم یا شبیهسازی هنری آن ناشی میشود.
HDR و براکتینگ (Bracketing):
- براکتینگ یعنی گرفتن چند نوردهی؛
- HDR یکی از کاربردهای ترکیب آن عکسها یا پردازش دامنه دینامیکی است.
PPI و DPI:
- PPI به پیکسل تصویر
- و DPI به نقاط خروجی چاپگر مربوط است.
اگر عکاسی را بهعنوان کسبوکار دنبال میکنید، برای تصمیمگیری درباره بازار هدف، قیمتگذاری خدمات و توسعه فعالیت حرفهای میتوانید از مشاوره کسب و کار آکادمی پاکراه استفاده کنید.
اگر اصطلاحی در این واژهنامه جا مانده یا درباره کاربرد یکی از تنظیمات دوربین ابهامی دارید، در بخش دیدگاهها مطرح کنید تا این فرهنگ اصطلاحات بهمرور دقیقتر و کاملتر شود.
روی دکمه «مشاوره آنلاین» کلیک کنید تا مهندس ایمان پاکراه و تیم آکادمی پاکراه بهصورت آنلاین و کاملاً رایگان راهنماییتان کنند.
مشاوره آنلاین