زمان مطالعه: 8 دقیقه
سوالی درباره مقاله «اصطلاحات رایج عکاسی» دارید؟

روی دکمه «مشاوره آنلاین» کلیک کنید تا مهندس ایمان پاکراه و تیم آکادمی پاکراه به‌صورت آنلاین و کاملاً رایگان راهنمایی‌تان کنند.

مشاوره آنلاین

وقتی دوربین را روی حالت دستی قرار می‌دهید، عبارت‌هایی مثل دیافراگم، سرعت شاتر، ISO، فوکوس، وایت بالانس، RAW و بوکه معنای عملی پیدا می‌کنند. در این واژه‌نامه از آکادمی پاکراه، معنی اصطلاحات رایج عکاسی را همراه با انگلیسی و تلفظ فارسی می‌خوانید؛ توضیح هر مدخل کوتاه و کاربردی است تا بتوانید آن را هنگام تنظیم دوربین، عکاسی با موبایل یا ویرایش عکس به کار ببرید.

راهنمای استفاده:

  • هر اصطلاح فقط در دسته اصلی خودش تعریف شده و بخش مقایسه‌ها برای رفع ابهام واژه‌های شبیه به هم است.
  • تلفظ‌ها راهنمای خواندن فارسی‌اند و در نام برندها یا اصطلاحات تخصصی ممکن است گونه‌های تلفظی دیگری هم وجود داشته باشد.

نوردهی و تنظیم روشنایی

در این بخش، اصطلاحات مرتبط با نوردهی و تنظیم روشنایی و کاربرد آن‌ها آمده است.

اصطلاح انگلیسی تلفظ فارسی معنی و کاربرد
Exposure اِکسپوژِر نوردهی؛ میزان قرارگرفتن حسگر یا فیلم در معرض نور هنگام ثبت عکس؛ با روشنایی نهایی فایل یکسان نیست.
Aperture اَپِرچِر دیافراگم؛ گشودگی لنز که مقدار نور عبوری و عمق میدان را تغییر می‌دهد.
F-number / F-stop اِف نامبِر / اِف اِستاپ عدد دیافراگم؛ عدد کوچک‌تر معمولاً به معنای دهانه بازتر است.
Shutter Speed شاتِر اِسپید مدت بازبودن مسیر نوردهی حسگر یا زمان نوردهی الکترونیکی؛ زمان کوتاه‌تر معمولاً تاری حرکت را کاهش می‌دهد.
ISO آیزو شاخص تنظیم حساسیت نوردهی در دوربین؛ در دوربین دیجیتال معمولاً با تغییر تقویت یا پردازش سیگنال بر روشنایی خروجی و نویز اثر می‌گذارد، نه بر نور ورودی لنز.
Exposure Triangle اِکسپوژِر ترای‌اَنگِل مثلث نوردهی؛ رابطه دیافراگم، زمان شاتر و ISO.
Exposure Value اِکسپوژِر وَلیو مقداری لگاریتمی برای بیان ترکیب زمان شاتر و عدد دیافراگم؛ EV به‌تنهایی بدون درنظرگرفتن ISO بیانگر روشنایی عکس نیست.
Exposure Compensation اِکسپوژِر کامپِنسِیشِن جبران نوردهی؛ روشن‌تر یا تیره‌تر کردن نوردهی پیشنهادی دوربین.
Overexposure اووِر اِکسپوژِر نوردهی بیش‌ازحد که ممکن است جزئیات نواحی روشن را از بین ببرد.
Underexposure آندِر اِکسپوژِر نوردهی کمتر از مقدار مطلوب که بخش‌های تیره را کم‌جزئیات می‌کند.
Stop اِستاپ پله نوردهی؛ یک استاپ یعنی دوبرابر یا نصف شدن مقدار نور.
Metering میتِرینگ نورسنجی؛ اندازه‌گیری روشنایی صحنه برای پیشنهاد نوردهی.
Spot Metering اِسپات میتِرینگ نورسنجی نقطه‌ای؛ اندازه‌گیری روشنایی از ناحیه‌ای کوچک.
Matrix Metering مِیتریکس میتِرینگ نورسنجی چندبخشی با تحلیل نواحی مختلف کادر.
Highlight های‌لایت ناحیه‌های روشن تصویر.
Shadow شَدو ناحیه‌های تیره تصویر.
Histogram هیستوگرام نمودار توزیع تون‌های روشنایی یا کانال‌های رنگی تصویر.
Dynamic Range داینامیک رِینج بازه روشنایی قابل ثبت از سایه‌ها تا هایلایت‌ها با جزئیات قابل‌استفاده.
Bracketing بِرَکِتینگ گرفتن چند عکس با تنظیم‌های متفاوت، معمولاً برای انتخاب یا ترکیب بعدی.
Exposure Bracketing اِکسپوژِر بِرَکِتینگ ثبت چند نوردهی متفاوت از یک صحنه.
Bulb Mode بالب مود حالت باز نگه داشتن شاتر تا پایان فرمان عکاس، مناسب نوردهی طولانی.
Long Exposure لانگ اِکسپوژِر نوردهی طولانی برای ثبت رد نور یا محوشدن حرکت.
High Key های کی نورپردازی یا تصویری با غلبه تون‌های روشن.
Low Key لو کی نورپردازی یا تصویری با غلبه تون‌های تیره.

فوکوس، لنز و عمق میدان

در این بخش، اصطلاحات مرتبط با فوکوس، لنز و عمق میدان و کاربرد آن‌ها آمده است.

اصطلاح انگلیسی تلفظ فارسی معنی و کاربرد
Focus فوکِس تنظیم فاصله فوکوس برای واضح ثبت‌شدن سوژه مورد نظر.
Autofocus آتوفوکِس فوکوس خودکار توسط سیستم دوربین.
Manual Focus مَنیوال فوکِس فوکوس دستی توسط عکاس.
Single AF سینگِل اِی‌اِف فوکوس خودکار تک‌مرحله‌ای برای سوژه‌های نسبتاً ثابت.
Continuous AF کانتینیوئِس اِی‌اِف فوکوس خودکار پیوسته برای دنبال‌کردن سوژه متحرک.
Eye AF آی اِی‌اِف تشخیص و دنبال‌کردن چشم برای فوکوس.
Focus Tracking فوکِس تِرَکینگ دنبال‌کردن تغییر موقعیت سوژه در فرایند فوکوس.
Focus Peaking فوکِس پیکینگ نمایش لبه‌های واضح به‌عنوان کمک فوکوس دستی.
Back-button Focus بَک باتِن فوکِس اختصاص عمل فوکوس به دکمه‌ای غیر از شاتر.
Depth of Field دِپث آو فیلد عمق میدان؛ محدوده‌ای از فواصل که در عکس به‌طور قابل‌قبول واضح دیده می‌شوند.
Shallow Depth of Field شَلو دِپث آو فیلد عمق میدان کم؛ بخش محدودتری از فاصله‌ها واضح دیده می‌شود و بسته به فاصله‌ها و شرایط، پس‌زمینه می‌تواند محوتر باشد.
Hyperfocal Distance هایپِرفوکال دیستِنس فاصله فوکوسی که برای دیافراگم و معیار وضوح مشخص، دوردست تا بی‌نهایت را در محدوده وضوح قابل‌قبول قرار می‌دهد و حد نزدیک آن تقریباً نصف فاصله هایپرفوکال است.
Focal Length فوکال لِنگث فاصله کانونی اپتیکی لنز؛ همراه اندازه حسگر، زاویه دید ثبت‌شده را تعیین می‌کند و به‌تنهایی پرسپکتیو را تغییر نمی‌دهد.
Prime Lens پرایم لِنز لنز با فاصله کانونی ثابت.
Zoom Lens زوم لِنز لنز با فاصله کانونی متغیر.
Wide-angle Lens واید اَنگِل لِنز لنز با زاویه دید گسترده.
Telephoto Lens تِلِفوتو لِنز لنز با زاویه دید باریک‌تر برای بزرگ‌تر دیده شدن سوژه دور.
Macro Lens مَکرو لِنز لنز مناسب ثبت جزئیات نزدیک با بزرگ‌نمایی بالا.
Fisheye Lens فیش‌آی لِنز لنز فوق‌عریض با اعوجاج خمیده مشخص.
Lens Mount لِنز مانت اتصال مکانیکی و الکترونیکی لنز و بدنه.
Field of View فیلد آو ویو بخشی از صحنه که در کادر ثبت می‌شود.
Angle of View اَنگِل آو ویو گستره زاویه‌ای صحنه قابل ثبت.
Minimum Focus Distance مینیمِم فوکِس دیستِنس کمترین فاصله مجاز برای فوکوس لنز.
Bokeh بوکِه ویژگی ظاهری و زیبایی‌شناختی نواحی خارج از فوکوس.
Focus Breathing فوکِس بریذینگ تغییر زاویه دید ظاهری هنگام جابه‌جایی فوکوس.
Chromatic Aberration کروماتیک اَبِرِیشِن انحراف رنگی لنز که اغلب در لبه‌های پُرکنتراست دیده می‌شود.
Distortion دیستورشِن اعوجاج هندسی که خطوط مستقیم را خمیده ثبت می‌کند.
Vignetting وینیِتینگ تیره‌تر شدن لبه‌ها و گوشه‌های تصویر نسبت به مرکز.
Crop Factor کراپ فَکتِر نسبت قطر تصویر مرجع فول‌فریم به قطر حسگر کوچک‌تر.

دوربین، حسگر و تجهیزات

در این بخش، اصطلاحات مرتبط با دوربین، حسگر و تجهیزات و کاربرد آن‌ها آمده است.

اصطلاح انگلیسی تلفظ فارسی معنی و کاربرد
Camera Body کَمِرا بادی بدنه دوربین که حسگر، پردازنده و کنترل‌ها را در خود دارد.
Image Sensor ایمیج سِنسِر حسگر دریافت نور و تبدیل آن به سیگنال الکتریکی.
Full Frame فول فِرِیم حسگری نزدیک به اندازه قاب ۳۶×۲۴ میلی‌متر.
APS-C اِی‌پی‌اِس سی رده‌ای از حسگرهای کوچک‌تر از فول‌فریم.
Micro Four Thirds مایکرو فور ثِردز سامانه دوربین با حسگر حدود ۱۷٫۳×۱۳ میلی‌متر.
Medium Format میدیِم فورمَت رده‌ای از حسگرها یا فیلم‌های بزرگ‌تر از فول‌فریم ۳۵ میلی‌متری.
DSLR دی‌اِس‌اِل‌آر دوربین دیجیتال تک‌لنزی بازتابی با آینه و منظره‌یاب اپتیکی.
Mirrorless Camera میرِرلِس کَمِرا دوربین بدون آینه بازتابی اصلی.
Viewfinder ویوفایندِر منظره‌یاب برای کادربندی و بررسی صحنه.
Optical Viewfinder آپتیکال ویوفایندِر منظره‌یاب نوری.
Electronic Viewfinder اِلِکترانیک ویوفایندِر منظره‌یاب الکترونیکی که تصویر حسگر را نمایش می‌دهد.
Shutter شاتِر سامانه تعیین زمان دریافت نور برای ثبت عکس.
Mechanical Shutter مِکانیکال شاتِر شاتر مکانیکی با پرده‌های متحرک.
Electronic Shutter اِلِکترانیک شاتِر کنترل زمان ثبت نور به‌صورت الکترونیکی در حسگر.
Rolling Shutter رولینگ شاتِر خواندن پیاپی خطوط حسگر که می‌تواند باعث کج‌شدن سوژه متحرک شود.
Global Shutter گلوبال شاتِر ثبت هم‌زمان بازه نوردهی تمام پیکسل‌های حسگر.
Hot Shoe هات شو کفشک نصب فلاش و لوازم جانبی روی دوربین.
Tripod ترای‌پاد سه‌پایه برای ثابت نگه‌داشتن دوربین.
Monopod مونوپاد تک‌پایه برای کمک به نگه‌داری دوربین.
Remote Shutter Release ریموت شاتِر ریلیس ابزار آزادکردن شاتر بدون لمس مستقیم دوربین.
Image Stabilization ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن کاهش اثر لرزش دوربین هنگام ثبت تصویر.
In-body Image Stabilization این‌بادی ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن لرزش‌گیر مبتنی بر حرکت حسگر در بدنه.
Optical Image Stabilization آپتیکال ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن لرزش‌گیر اپتیکی در مسیر لنز.
Burst Mode بِرست مود ثبت عکس‌های متوالی با نگه‌داشتن فرمان شاتر.
Buffer بافِر حافظه موقت دوربین برای ذخیره داده پیش از نوشتن روی کارت.
Shutter Lag شاتِر لَگ تأخیر میان فرمان ثبت و آغاز ثبت تصویر.
Memory Card مِمِری کارد رسانه ذخیره‌سازی تصاویر در دوربین.
Tethered Shooting تِذِرد شوتینگ عکاسی با اتصال دوربین به رایانه برای انتقال یا کنترل فوری.

نورپردازی و فلاش

در این بخش، اصطلاحات مرتبط با نورپردازی و فلاش و کاربرد آن‌ها آمده است.

اصطلاح انگلیسی تلفظ فارسی معنی و کاربرد
Available Light اِوِیلِبِل لایت نور موجود در صحنه بدون افزودن نور مصنوعی از طرف عکاس.
Natural Light نَچِرال لایت نور طبیعی مانند نور خورشید.
Ambient Light اَمبیِنت لایت نور محیط که صحنه را روشن می‌کند.
Key Light کی لایت نور اصلی شکل‌دهنده سوژه.
Fill Light فیل لایت نور مکمل برای ملایم‌کردن سایه‌های نور اصلی.
Backlight بَک‌لایت نوری که از پشت سوژه می‌تابد.
Rim Light ریم لایت نور حاشیه‌ای که لبه سوژه را از پس‌زمینه جدا می‌کند.
Hard Light هارد لایت نور با سایه‌های تند و لبه مشخص.
Soft Light سافت لایت نور با سایه‌های ملایم و گذار نرم.
Diffuser دیفیوزِر پخش‌کننده نور برای نرم‌تر شدن سایه‌ها.
Reflector ریفِلِکتِر بازتاب‌دهنده نور به سمت سوژه.
Softbox سافت‌باکس اصلاح‌کننده نور با سطح پخش‌کننده بزرگ.
Umbrella Light آمبرِلا لایت نورپردازی با چتر بازتابی یا عبوری.
Speedlight اِسپیدلایت فلاش کوچک قابل نصب روی دوربین یا استفاده خارج از آن.
Studio Strobe اِستودیو اِستروب فلاش پرقدرت استودیویی.
Flash Sync Speed فِلَش سینک اِسپید بالاترین سرعت شاتر معمول که در آن کل حسگر برای یک پالس فلاش عادی به‌طور هم‌زمان در معرض نور قرار می‌گیرد؛ بسته به دوربین متغیر است.
High-speed Sync های اِسپید سینک روش فلاش برای کار با سرعت شاتر بالاتر از همگام‌سازی معمول.
TTL Flash تی‌تی‌اِل فِلَش نوردهی خودکار فلاش با اندازه‌گیری نور از مسیر لنز.
Color Temperature کالِر تِمپِرِچِر دمای رنگ نور که با کلوین توصیف می‌شود.
White Balance وایت بَلِنس تنظیم بازنمایی رنگ برای خنثی‌شدن ته‌رنگ منبع نور.
Golden Hour گولدِن آور بازه نزدیک طلوع یا غروب با نور خورشید کم‌زاویه.
Blue Hour بلو آور زمان گرگ‌ومیش با غلبه ته‌رنگ آبی در آسمان.

ترکیب‌بندی و تکنیک‌های عکاسی

در این بخش، اصطلاحات مرتبط با ترکیب‌بندی و تکنیک‌های عکاسی و کاربرد آن‌ها آمده است.

اصطلاح انگلیسی تلفظ فارسی معنی و کاربرد
Composition کامپوزیشن ترکیب‌بندی؛ چیدمان عناصر تصویری در کادر.
Rule of Thirds رول آو ثِردز قاعده یک‌سوم؛ قرار دادن عناصر مهم نزدیک خطوط و تقاطع‌های شبکه سه‌درسه.
Leading Lines لیدینگ لاینز خطوط هدایتگر چشم بیننده به نقاط مهم تصویر.
Framing فِرِیمینگ قاب‌گیری سوژه با عناصر موجود در صحنه.
Negative Space نِگِتیو اِسپِیس فضای خالی پیرامون سوژه که به تفکیک آن کمک می‌کند.
Symmetry سیمِتری تقارن بصری اجزای کادر.
Perspective پِرسپِکتیو رابطه ظاهری اندازه‌ها و فواصل که عمدتاً به محل دوربین بستگی دارد.
Foreground فورگراوند پیش‌زمینه تصویر.
Background بَک‌گراوند پس‌زمینه تصویر.
Horizon Line هورایزِن لاین خط افق در کادر.
Aspect Ratio اَسپِکت رِیشیو نسبت عرض به ارتفاع تصویر.
Portrait Orientation پورتِرِیت اوریِنتِیشِن جهت عمودی کادر.
Landscape Orientation لَندسکِیپ اوریِنتِیشِن جهت افقی کادر.
Panning پَنینگ حرکت‌دادن دوربین همراه سوژه برای نمایش حس سرعت با زمینه محو.
Motion Blur موشِن بلِر تاری حاصل از حرکت سوژه یا دوربین در طول نوردهی.
Freeze Motion فریز موشِن ثبت سوژه متحرک به‌شکل نسبتاً ثابت و واضح.
Silhouette سیلوئِت ثبت سوژه عمدتاً تیره در برابر زمینه روشن.
Double Exposure دابِل اِکسپوژِر ترکیب دو نوردهی در یک قاب.
Multiple Exposure مالتیپِل اِکسپوژِر ترکیب چند نوردهی در یک تصویر.
Panorama پانوراما نمای گسترده حاصل از ثبت و گاه اتصال چند عکس.
Focus Stacking فوکِس اِستَکینگ ترکیب عکس‌هایی با فاصله فوکوس متفاوت برای عمق میدان بیشتر.
HDR Photography اِیچ‌دی‌آر فُتاگرافی ثبت یا ترکیب دامنه روشنایی گسترده، اغلب با چند نوردهی متفاوت؛ الزاماً همیشه با ترکیب چند عکس انجام نمی‌شود.
Time-lapse تایم‌لَپس ثبت متوالی تصویر در فواصل زمانی و نمایش آن به‌صورت حرکت سریع.
Intentional Camera Movement اینتِنشِنال کَمِرا موومِنت حرکت عمدی دوربین حین نوردهی برای ایجاد جلوه انتزاعی.
Candid Photography کَندید فُتاگرافی عکاسی از لحظه‌های طبیعی و بدون ژست‌دهی مستقیم.
Street Photography اِستریت فُتاگرافی عکاسی از زندگی و رخدادهای فضاهای عمومی.
Macro Photography مَکرو فُتاگرافی عکاسی از سوژه‌های بسیار کوچک با بزرگ‌نمایی زیاد.
Product Photography پروداکت فُتاگرافی عکاسی محصول برای معرفی ویژگی‌های آن.
Food Photography فود فُتاگرافی عکاسی غذا با تمرکز بر بافت، نور و چیدمان.
Portrait Photography پورتِرِیت فُتاگرافی عکاسی پرتره با تمرکز بر فرد و شخصیت او.
Landscape Photography لَندسکِیپ فُتاگرافی عکاسی منظره و طبیعت.

کیفیت تصویر، رنگ و پردازش

در این بخش، اصطلاحات مرتبط با کیفیت تصویر، رنگ و پردازش و کاربرد آن‌ها آمده است.

اصطلاح انگلیسی تلفظ فارسی معنی و کاربرد
Resolution رِزولوشِن وضوح ابعادی تصویر بر حسب تعداد پیکسل‌ها.
Pixel پیکسِل کوچک‌ترین عنصر نمونه‌برداری یا نمایش تصویر دیجیتال.
Megapixel مِگاپیکسِل واحد یک میلیون پیکسل در تصویر.
Sharpness شارپْنِس وضوح ادراکی لبه‌ها و جزئیات تصویر.
Contrast کانتراست تفاوت روشنایی میان نواحی تصویر.
Microcontrast مایکروکانتراست تفاوت‌های ظریف روشنایی در جزئیات کوچک.
Saturation سَچورِیشِن شدت یا خلوص ادراکی رنگ‌ها.
Vibrance وایبرَنس تنظیم هوشمند غلظت رنگ با اثر متفاوت بر رنگ‌های ازپیش اشباع.
Hue هیو فام یا خانواده رنگ مانند قرمز، سبز و آبی.
Tint تینت اصلاح ته‌رنگ معمولاً در محور سبز و ارغوانی.
Noise نویز اختلال تصادفی روشنایی یا رنگ در داده تصویر.
Luminance Noise لومینَنس نویز نویز روشنایی با ظاهر دانه‌ای.
Color Noise کالِر نویز نویز رنگی با نقاط رنگی نامنظم.
Grain گرِین دانه‌بندی فیلم یا جلوه مشابه آن در عکس.
Clipping کلیپینگ از دست رفتن جزئیات به علت رسیدن مقادیر به حداقل یا حداکثر ثبت.
Banding بَندینگ نوارهای ناخواسته در گذار تدریجی روشنایی یا رنگ.
Moiré موآره نقش‌های تداخلی ناخواسته در بافت‌های تکراری.
Color Grading کالِر گِرِیدینگ پرداخت خلاقانه رنگ و تون برای رسیدن به حس بصری مطلوب.
Color Correction کالِر کِرِکشِن اصلاح خطاهای رنگ و نور برای بازنمایی متعادل‌تر.
Retouching ریتاچینگ رتوش؛ اصلاح جزئیات ظاهری عکس مانند لک، پوست یا عناصر مزاحم.
Dodging داجینگ روشن‌تر کردن انتخابی بخش‌هایی از تصویر.
Burning بِرنینگ تیره‌تر کردن انتخابی بخش‌هایی از تصویر.
Crop کراپ برش کادر برای تغییر ترکیب‌بندی یا نسبت تصویر.
Sharpening شارپِنینگ افزایش وضوح ادراکی لبه‌های تصویر در پردازش.
Noise Reduction نویز ریداکشِن کاهش نویز دیجیتال با پردازش تصویر.
Lens Correction لِنز کِرِکشِن اصلاح اعوجاج و تیرگی گوشه‌ها یا خطاهای نوری لنز.

فرمت فایل، چاپ و مدیریت عکس

در این بخش، اصطلاحات مرتبط با فرمت فایل، چاپ و مدیریت عکس و کاربرد آن‌ها آمده است.

اصطلاح انگلیسی تلفظ فارسی معنی و کاربرد
RAW را داده خام یا کم‌پردازش‌شده حاصل از حسگر با انعطاف بالا در ویرایش؛ بسته به دوربین ممکن است فشرده‌سازی بدون اتلاف یا اتلاف‌دار داشته باشد.
JPEG جِی‌پِگ فرمت رایج فشرده‌سازی اتلاف‌دار برای عکس.
HEIF هیف قالب تصویر با قابلیت فشرده‌سازی کارآمد و ویژگی‌های نوین.
TIFF تیف فرمت تصویری مناسب کار حرفه‌ای و بایگانی با پشتیبانی از داده‌های باکیفیت.
PNG پی‌اِن‌جی فرمت تصویر بدون اتلاف با امکان شفافیت، رایج‌تر برای گرافیک.
DNG دی‌اِن‌جی قالب بازِ نگه‌داری داده خام دیجیتال.
EXIF اِگزیف فراداده استاندارد فایل تصویر، مانند زمان ثبت، تنظیمات دوربین و گاهی موقعیت مکانی؛ مقدار و نوع داده‌ها بسته به فایل متفاوت است.
IPTC Metadata آی‌پی‌تی‌سی مِتادِیتا فراداده توصیفی و حقوقی عکس مانند عنوان و نام پدیدآورنده.
Metadata مِتادِیتا اطلاعات همراه فایل درباره نحوه ثبت، محتوا یا حقوق استفاده.
Color Space کالِر اِسپِیس مدلی مشخص برای تعریف و تفسیر رنگ‌ها و گستره قابل بازنمایی آن‌ها.
sRGB اِس‌آرجی‌بی فضای رنگ رایج برای وب و نمایشگرهای عمومی.
Adobe RGB اَدوبی آرجی‌بی فضای رنگ گسترده‌تر در برخی کاربردهای چاپ و ویرایش.
Bit Depth بیت دِپث تعداد بیت برای نمایش سطوح هر کانال؛ مرتبط با دقت پردازش رنگ.
DPI دی‌پی‌آی تعداد نقاط چاپ یا خروجی دستگاه در هر اینچ.
PPI پی‌پی‌آی تعداد پیکسل تصویر در هر اینچ از اندازه نمایش یا چاپ.
Soft Proofing سافت پروفینگ پیش‌نمایش شبیه‌سازی‌شده رنگ‌های خروجی چاپ.
Contact Sheet کانتَکت شیت صفحه‌ای از بندانگشتی چند عکس برای انتخاب یا ارائه.
Watermark واتِرمارک نشان متنی یا تصویری روی عکس برای معرفی یا بازدارندگی از استفاده بدون اجازه.
Portfolio پورتفولیو مجموعه نمونه‌کارهای منتخب عکاس.
Backup بَک‌آپ نسخه پشتیبان تصاویر برای جلوگیری از ازدست‌رفتن داده.

مخفف‌های رایج عکاسی

در این جدول تلفظ عبارت کامل انگلیسی درج شده است، نه تلفظ حروف مخفف.

مخفف عبارت کامل انگلیسی تلفظ فارسی عبارت کامل معنی فارسی
AF Autofocus آتوفوکِس فوکوس خودکار
MF Manual Focus مَنیوال فوکِس فوکوس دستی
DOF Depth of Field دِپث آو فیلد عمق میدان
EV Exposure Value اِکسپوژِر وَلیو ارزش نوردهی
AE Automatic Exposure آتوماتیک اِکسپوژِر نوردهی خودکار
AEB Automatic Exposure Bracketing آتوماتیک اِکسپوژِر بِرَکِتینگ براکتینگ خودکار نوردهی
AWB Auto White Balance آتو وایت بَلِنس تراز سفیدی خودکار
WB White Balance وایت بَلِنس تراز سفیدی
DR Dynamic Range داینامیک رِینج محدوده دینامیکی
HDR High Dynamic Range های داینامیک رِینج محدوده دینامیکی گسترده
DSLR Digital Single-Lens Reflex دیجیتال سینگِل لِنز ریفلِکس دوربین دیجیتال تک‌لنزی بازتابی
EVF Electronic Viewfinder اِلِکترانیک ویوفایندِر منظره‌یاب الکترونیکی
OVF Optical Viewfinder آپتیکال ویوفایندِر منظره‌یاب اپتیکی
IBIS In-Body Image Stabilization این‌بادی ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن لرزش‌گیر داخلی بدنه
OIS Optical Image Stabilization آپتیکال ایمیج اِستِیبِلایزِیشِن لرزش‌گیر اپتیکی
HSS High-Speed Sync های اِسپید سینک همگام‌سازی فلاش با سرعت بالای شاتر
TTL Through The Lens ثرو دِ لِنز نورسنجی یا کنترل فلاش از مسیر لنز
FPS Frames Per Second فِرِیمز پِر سِکِند تعداد فریم در ثانیه؛ در عکاسی پیاپی یا ویدئو
JPEG Joint Photographic Experts Group جوینت فوتوگرافیک اِکسپِرتس گروپ نام گروه تدوین استاندارد و فرمت رایج عکس
DNG Digital Negative دیجیتال نِگِتیو قالب نگاتیو دیجیتال
TIFF Tagged Image File Format تَگد ایمیج فایل فورمَت قالب فایل تصویری برچسب‌دار
PNG Portable Network Graphics پورتِبِل نِتوِرک گِرَفیکس قالب گرافیکی قابل حمل
HEIF High Efficiency Image File Format های اِفیشِنسی ایمیج فایل فورمَت قالب فایل تصویری با کارایی بالا
EXIF Exchangeable Image File Format اِکسچِینجِبِل ایمیج فایل فورمَت استاندارد ساختار فایل و فراداده قابل تبادل تصویر
IPTC International Press Telecommunications Council اینتِرنَشِنال پِرِس تِلِکامیونیکِیشِنز کانسِل استانداردها و فراداده حرفه‌ای خبر و عکس
DPI Dots Per Inch داتس پِر اینچ تعداد نقاط چاپ در هر اینچ
PPI Pixels Per Inch پیکسِلز پِر اینچ تعداد پیکسل در هر اینچ
CPL Circular Polarizing Filter سِرکیولِر پولارایزینگ فیلتِر فیلتر پلاریزه دایره‌ای؛ نام رایج Circular Polarizer است
نکته: ISO و RAW نام‌های رایج در عکاسی‌اند اما بسط دادن آن‌ها به عنوان یک مخفف فنی در همه متون، درست نیست؛ به همین دلیل در جدول مخفف‌ها نیامده‌اند.

تفاوت اصطلاحات مشابه در عکاسی

دیافراگم (Aperture) و عدد f (F-number):

  • دیافراگم دهانه عبور نور است؛
  • عدد f اندازه نسبی این دهانه را نشان می‌دهد و با بازتر شدن دهانه کوچک‌تر می‌شود.

سرعت شاتر (Shutter Speed) و ISO:

  • شاتر مدت ورود نور را تغییر می‌دهد؛
  • ISO عمدتاً میزان تقویت و پردازش سیگنال ثبت‌شده را تغییر می‌دهد.

فوکوس (Focus) و عمق میدان (Depth of Field):

  • فوکوس فاصله تنظیم وضوح است؛
  • عمق میدان محدوده‌ای است که اطراف آن قابل‌قبول واضح دیده می‌شود.

بوکه (Bokeh) و تاری پس‌زمینه (Background Blur):

  • تاری پس‌زمینه میزان محوشدگی است؛
  • بوکه کیفیت زیبایی‌شناختی شکل و بافت آن تاری است.

لنز پرایم (Prime Lens) و زوم (Zoom Lens):

  • پرایم فاصله کانونی ثابت دارد؛
  • زوم امکان تغییر فاصله کانونی را فراهم می‌کند.

لرزش‌گیر اپتیکی (OIS) و لرزش‌گیر بدنه (IBIS):

  • OIS با اجزای اپتیکی لنز کار می‌کند
  • و IBIS با حرکت حسگر؛
  • هر دو برای کاهش اثر لرزش دوربین هستند.

RAW و JPEG:

  • RAW برای پردازش پس از ثبت انعطاف بیشتری دارد؛
  • JPEG برای اشتراک‌گذاری سریع‌تر و حجم کمتر مناسب است.

نویز (Noise) و گرین (Grain):

  • نویز اختلال تصادفی در داده دیجیتال است؛
  • گرین از ساختار فیلم یا شبیه‌سازی هنری آن ناشی می‌شود.

HDR و براکتینگ (Bracketing):

  • براکتینگ یعنی گرفتن چند نوردهی؛
  • HDR یکی از کاربردهای ترکیب آن عکس‌ها یا پردازش دامنه دینامیکی است.

PPI و DPI:

  • PPI به پیکسل تصویر
  • و DPI به نقاط خروجی چاپگر مربوط است.

اگر عکاسی را به‌عنوان کسب‌وکار دنبال می‌کنید، برای تصمیم‌گیری درباره بازار هدف، قیمت‌گذاری خدمات و توسعه فعالیت حرفه‌ای می‌توانید از مشاوره کسب و کار آکادمی پاکراه استفاده کنید.

اگر اصطلاحی در این واژه‌نامه جا مانده یا درباره کاربرد یکی از تنظیمات دوربین ابهامی دارید، در بخش دیدگاه‌ها مطرح کنید تا این فرهنگ اصطلاحات به‌مرور دقیق‌تر و کامل‌تر شود.

سوالات متداول
f/1.8 دهانه بازتری دارد و معمولاً عمق میدان کمتری ایجاد می‌کند؛ f/16 دهانه بسته‌تری است و عمق میدان را افزایش می‌دهد، هرچند پراش نور می‌تواند از وضوح بکاهد.
خیر؛ ISO در دوربین دیجیتال عموماً بهره و پردازش سیگنال را تغییر می‌دهد، نه تعداد فوتون‌های رسیده به حسگر. افزایش ISO می‌تواند نویز را آشکارتر کند.
RAW داده انعطاف‌پذیرتری برای تنظیم رنگ و نور دارد، درحالی‌که JPEG معمولاً پردازش‌شده و با فشرده‌سازی اتلاف‌دار ذخیره می‌شود.
فوکوس فاصله وضوح اصلی را تعیین می‌کند؛ عمق میدان بازه‌ای از فاصله‌هاست که در عکس قابل‌قبول واضح به نظر می‌رسند.
عمق میدان کم، دیافراگم باز، فاصله سوژه تا زمینه و فاصله دوربین تا سوژه تعیین‌کننده‌اند. بوکه به کیفیت نمای ظاهری تاری اشاره دارد.
حرکت دوربین یا سوژه در طول ثبت می‌تواند تاری حرکتی ایجاد کند؛ سه‌پایه و لرزش‌گیر تنها بخشی از این مشکل را کاهش می‌دهند.
PPI تراکم پیکسل در ابعاد نمایش یا چاپ است و DPI به تراکم نقاط چاپ دستگاه اشاره دارد.
نوردهی، فوکوس، HDR، تراز سفیدی، RAW، حالت پرتره و پردازش محاسباتی از اصطلاحات کلیدی‌اند.