وقتی در جلسه فروش میشنویم «این لید هنوز SQL نیست»، «پایپلاین پوشش کافی ندارد» یا «نرخ برد پایین آمده»، مهم است بدانیم هر عبارت دقیقاً به چه بخشی از فرایند فروش اشاره میکند.
در این واژهنامه از آکادمی پاکراه، اصطلاحات رایج فروش و فروشندگی را با عبارت انگلیسی، تلفظ فارسی و معنی کاربردی گردآوری کردهایم تا بتوانید گزارشها و گفتوگوهای تیم فروش را درست تفسیر کنید.
اصطلاحات فروش با اصطلاحات بازاریابی همپوشانی دارند، اما تمرکز این مقاله بر سرنخ، فرصت، مذاکره، معامله، پیشبینی، مدیریت تیم و حفظ مشتری است؛ نه آموزش مفصل تبلیغات و سئو.
مشتری، سرنخ و فرصت فروش
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| Lead | لید | فرد یا سازمانی که اطلاعات یا نشانهای از علاقه او به محصول یا خدمت در اختیار تیم فروش قرار گرفته و احتمال تبدیلشدنش به مشتری وجود دارد. |
| Prospect | پِراسْپِکت | فرد یا سازمانی که تناسب بیشتری با پیشنهاد فروش دارد و ارزش پیگیری دارد. |
| Qualified Lead | کْوالِفاید لید | سرنخی که با معیارهای تعیینشده برای ادامه گفتوگوی فروش مناسب شناخته شده است. |
| MQL | اِمکیواِل | سرنخی که بازاریابی آن را بر پایه رفتار یا ویژگیهایش برای پیگیری مناسب میداند. |
| SQL | اِسکیواِل | سرنخی که تیم فروش برای گفتوگو و ارزیابی جدی پذیرفته است. |
| PQL | پیکیواِل | سرنخی که استفاده از محصول، آمادگی احتمالی او برای خرید را نشان میدهد. |
| Opportunity | آپِرچونیتی | فرصت فروش واجد شرایط با احتمال تبدیل به معامله قابل پیگیری. |
| Decision Maker | دِسیژِن مِیکِر | شخص دارای اختیار تصمیم نهایی برای خرید. |
| Economic Buyer | اِکانامیک بایِر | فردی که کنترل یا تأیید بودجه خرید را بر عهده دارد. |
| Champion | چَمپیِن | حامی داخلی در سازمان مشتری که فعالانه خرید راهکار شما را پیش میبرد. |
| Gatekeeper | گِیتکیپِر | فردی که مسیر ارتباط فروشنده با تصمیمگیرنده را کنترل میکند. |
| Stakeholder | اِستِیکهولدِر | فرد یا گروهی که بر تصمیم خرید اثر میگذارد یا از آن اثر میپذیرد. |
| Buying Committee | بایینگ کُمیتی | گروه مشارکتکننده در ارزیابی و تصمیم خرید سازمانی. |
| ICP | آیسیپی | ویژگیهای شرکت ایدهآل برای فروش، مانند اندازه، صنعت و نیاز. |
| Buyer Persona | بایِر پِرسونا | پرسونای خریدار؛ نمایه پژوهشمحور از نقش، دغدغه و معیارهای خریدار نمونه. |
| B2B | بیتوبی | فروش محصول یا خدمت از یک کسبوکار به کسبوکار دیگر. |
| B2C | بیتوسی | فروش مستقیم کسبوکار به مصرفکننده نهایی. |
| B2G | بیتوجی | فروش به نهادها و سازمانهای دولتی. |
| Account | اَکاونت | پرونده یک شرکت یا مشتری در مدیریت فروش سازمانی. |
| Contact | کانتَکت | شخص حقیقی ثبتشده برای ارتباط با یک حساب یا فرصت فروش. |
| Lead Scoring | لید اِسکورینگ | امتیازدهی به سرنخها بر اساس تناسب و نشانههای آمادگی خرید. |
| Lead Qualification | لید کْوالِفیکِیشِن | بررسی نیاز، اختیار، بودجه و زمان خرید برای تشخیص تناسب سرنخ. |
| Lead Routing | لید روتینگ | تخصیص سرنخ به فروشنده مناسب بر اساس قواعد سازمان. |
| Lead Nurturing | لید نِرچِرینگ | پرورش رابطه با سرنخ تا زمان مناسب گفتوگوی فروش. |
| Buying Journey | بایینگ جِرنی | مراحل بررسی، مقایسه و تصمیمگیری خریدار؛ لزوماً با مراحل داخلی تیم فروش یکسان نیست. |
| Multi-threading | مالتیتْرِدینگ | ایجاد رابطه با چند ذینفع و تصمیمگیرنده در یک حساب سازمانی برای کاهش وابستگی به یک نفر. |
فرایند، قیف و پایپلاین فروش
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| Sales Process | سِیلز پراسِس | مراحل تعریفشدهای که تیم از شناسایی مشتری تا نتیجه معامله دنبال میکند. |
| Sales Funnel | سِیلز فانِل | مدل تعداد مخاطبان یا سرنخها در مراحل تبدیل به مشتری. |
| Sales Pipeline | سِیلز پایپلاین | نمای فرصتهای مشخص فروش و مرحلهای که هر فرصت در آن قرار دارد. |
| Sales Cycle | سِیلز سایکِل | چرخه فعالیتهای مرتبط با یک فروش از آغاز پیگیری تا بستهشدن معامله. |
| Sales Cycle Length | سِیلز سایکِل لِنگث | میانگین مدت لازم برای نهاییشدن یک معامله. |
| Prospecting | پْراسْپِکتینگ | جستوجو و شناسایی افراد یا شرکتهای مناسب برای فروش. |
| Outreach | آوتریچ | برقراری ارتباط اولیه با مخاطب از راه تماس، ایمیل یا پیام. |
| Cold Calling | کُلد کالینگ | تماس فروش با فردی که پیشتر با فروشنده ارتباطی نداشته است. |
| Warm Calling | وارم کالینگ | تماس با شخصی که پیشتر نوعی آشنایی یا تعامل داشته است. |
| Discovery Call | دیسکاوِری کال | گفتوگوی اولیه برای کشف نیاز، شرایط و معیارهای خرید. |
| Needs Assessment | نیدز اَسِسمِنت | شناخت مسئله و نیاز واقعی خریدار پیش از پیشنهاد راهکار. |
| Demo | دِمو | نمایش عملی محصول یا خدمت برای روشنشدن قابلیت و ارزش آن. |
| Sales Presentation | سِیلز پْرِزِنتِیشِن | ارائه منظم راهکار و مزایای آن برای مخاطب مشخص. |
| Sales Pitch | سِیلز پیچ | معرفی کوتاه و متقاعدکننده پیشنهاد فروش. |
| Elevator Pitch | اِلِوِیتِر پیچ | معرفی بسیار کوتاه پیشنهاد، قابل بیان در زمانی محدود. |
| Proposal | پْرُپوزال | پیشنهاد رسمی حاوی راهکار، دامنه کار و شرایط پیشنهادی. |
| Quotation | کْوُتِیشِن | اعلام قیمت و شرایط یک محصول یا خدمت مشخص. |
| Negotiation | نِگوشیاِیشِن | مذاکره فروش؛ گفتوگو برای توافق بر سر قیمت، دامنه، تعهدات یا زمانبندی. |
| Objection | آبجِکشِن | پرسش یا مانعی که مشتری در مسیر تصمیم خرید مطرح میکند. |
| Objection Handling | آبجِکشِن هَندلینگ | شناسایی علت تردید و پاسخ مستند به آن. |
| Follow-up | فالواپ | پیگیری هدفمند پس از تماس، جلسه یا ارسال پیشنهاد. |
| Next Step | نِکست اِستِپ | اقدام بعدی مشخص با مسئول و زمان توافقشده. |
| Closing | کلوزینگ | نهاییکردن تصمیم خرید و شرایط معامله. |
| Closed Won | کلوزد وان | فرصتی که به قرارداد یا خرید موفق تبدیل شده است. |
| Closed Lost | کلوزد لاست | فرصتی که بدون خرید یا قرارداد بسته شده است. |
| No Decision | نو دِسیژِن | وضعیتی که خریدار فعلاً هیچ راهکاری را انتخاب نمیکند. |
| Stalled Deal | اِستالد دیل | معاملهای که پیشرفت موردانتظار آن متوقف یا کند شده است. |
| Sales Handoff | سِیلز هَندآف | انتقال مسئولیت مشتری از یک تیم یا مرحله به مرحله دیگر. |
| Pipeline Hygiene | پایپلاین هایجین | بهروز نگهداشتن وضعیت، ارزش و زمان فرصتها در سامانه فروش. |
| Deal Slippage | دیل اِسلیپِج | عقبافتادن تاریخ موردانتظار نهاییشدن معامله. |
| Mutual Action Plan (MAP) | میوچوئَل اَکشِن پْلَن | برنامه مشترک خریدار و فروشنده با اقدامها، مسئولان و زمانبندی لازم برای پیشبرد معامله. |
| Sales Accepted Lead (SAL) | سِیلز اَکسِپتِد لید | سرنخی که تیم فروش دریافت و برای بررسی پذیرفته است؛ پذیرش الزاماً به معنی واجد شرایط بودن نیست. |
| Sales Stage | سِیلز اِستِیج | مرحله مشخص یک فرصت در فرایند فروش؛ مانند کشف نیاز، ارائه پیشنهاد یا مذاکره. |
روشها و مهارتهای فروش
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| Consultative Selling | کِنسالتِتیو سِلینگ | فروش مشاورهای با تکیه بر شناخت مسئله و توصیه متناسب. |
| Solution Selling | سِلوشِن سِلینگ | فروش راهکار کامل بهجای تمرکز صرف بر ویژگی محصول. |
| Value-Based Selling | وَلیو بِیست سِلینگ | توضیح ارزش اقتصادی یا عملی راهکار برای خریدار. |
| Relationship Selling | ریلِیشِنشیپ سِلینگ | ایجاد و حفظ رابطه قابل اعتماد برای فروش مداوم. |
| Transactional Selling | تْرَنزَکشِنال سِلینگ | فروش متمرکز بر معامله مشخص و نسبتاً کوتاهمدت. |
| Challenger Sale | چَلِنجِر سِیل | رویکردی که با بینش جدید، مفروضات مشتری را به چالش میکشد. |
| SPIN Selling | اِسپین سِلینگ | شیوه پرسشگری مبتنی بر موقعیت، مسئله، پیامد و ارزش حل مسئله. |
| BANT | بَنت | چارچوب ارزیابی بودجه، اختیار، نیاز و زمانبندی خرید. |
| MEDDIC | مِدیک | چارچوب ارزیابی فروش پیچیده بر اساس معیارها، خریدار اقتصادی، فرایند تصمیم، مسئله، حامی و شاخصها. |
| MEDDPICC | مِدپیک | نسخه گسترده MEDDIC با بررسی فرایند اداری و رقابت. |
| Sandler Selling | سَندلِر سِلینگ | روش فروش با تأکید بر توافقهای اولیه، کشف درد و ارزیابی متقابل. |
| SNAP Selling | اِسنَپ سِلینگ | رویکرد سادهسازی تصمیم خرید برای خریداران پرمشغله. |
| Social Selling | سوشال سِلینگ | ساخت رابطه و کشف فرصت فروش با شبکههای اجتماعی. |
| Inbound Sales | اینبَوند سِیلز | رسیدگی به خریدارانی که با تعامل یا درخواست خود وارد مسیر فروش میشوند. |
| Outbound Sales | آوتبَوند سِیلز | آغاز ارتباط فروش به ابتکار تیم برای یافتن مشتری جدید. |
| Account-Based Selling | اَکاونت بِیست سِلینگ | فروش هدفمند به حسابهای منتخب با شخصیسازی برای تصمیمگیران. |
| Upselling | آپسِلینگ | پیشنهاد نسخه گرانتر یا دارای ارزش بیشتر از انتخاب اولیه مشتری. |
| Cross-selling | کراسسِلینگ | پیشنهاد محصول یا خدمت مکمل برای خرید اصلی. |
| Downselling | داونسِلینگ | ارائه گزینه ارزانتر یا سادهتر برای حفظ فرصت خرید. |
| Bundling | باندلینگ | عرضه چند کالا یا خدمت در یک بسته مشترک. |
| Add-on Sale | اَدآن سِیل | فروش قابلیت، خدمت یا گزینه اضافی در کنار خرید اصلی. |
| Trial Close | ترایِل کلوز | سنجش آمادگی خریدار برای تصمیم نهایی با یک پرسش کوچک. |
| Assumptive Close | اَسامپتیو کلوز | روش بستن فروش با فرض آمادگی مشتری؛ باید بدون فشار و گمراهسازی به کار رود. |
| Buying Signals | بایینگ سیگنَلز | رفتارها یا پرسشهایی که از آمادگی احتمالی خرید خبر میدهند. |
| FAB | اِفاِیبی | ساختار توضیح ویژگی، مزیت و منفعت محصول برای مشتری. |
| BATNA | بَتنا | بهترین گزینه جایگزین در صورت نرسیدن به توافق در مذاکره. |
قیمت، پیشنهاد و قرارداد فروش
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| List Price | لیست پرایس | قیمت اعلامی پیش از تخفیف یا مذاکره. |
| Net Price | نِت پرایس | قیمت خالص پس از اعمال تعدیلات تعریفشده. |
| Discount | دیسکاونت | کاهش قیمت نسبت به قیمت مبنا با شرایط مشخص. |
| Volume Discount | والیوم دیسکاونت | تخفیفی که به میزان خرید وابسته است. |
| Tiered Pricing | تیِرد پرایسینگ | مدل قیمتگذاری چندسطحی با امکانات یا مقادیر متفاوت. |
| Dynamic Pricing | داینامیک پرایسینگ | تغییر قیمت بر اساس قواعدی مثل تقاضا، زمان یا موجودی. |
| Price Objection | پرایس آبجِکشِن | تردید مشتری درباره مبلغ یا ارزش دریافتی در برابر قیمت. |
| Value Proposition | وَلیو پْراپِزیشِن | بیان روشن منفعت ویژهای که پیشنهاد برای مشتری ایجاد میکند. |
| USP | یواِسپی | مزیت یا پیشنهاد متمایزی که دلیل انتخاب فروشنده را روشن میکند. |
| ROI | آراوآی | نسبت سود یا بازده حاصل از سرمایهگذاری به هزینه آن، با تعریف محاسبات مشخص. |
| TCO | تیسیاو | مجموع هزینه مالکیت و استفاده از راهکار در بازه معین. |
| POC | پیاوسی | اجرای نمونه محدود برای نشاندادن امکانپذیری راهکار. |
| Pilot | پایْلِت | اجرای آزمایشی محدود پیش از استقرار یا خرید گسترده. |
| RFP | آراِفپی | درخواست رسمی ارائه پیشنهاد از فروشندگان برای نیاز مشخص. |
| RFQ | آراِفکیو | درخواست رسمی قیمت برای اقلام یا مشخصات نسبتاً معلوم. |
| SOW | اِساودابلیو | شرح محدوده کار، خروجیها و تعهدات پروژه. |
| SLA | اِساِلاِی | توافق سطح خدمات و معیارهای سنجش تعهدات آن. |
| MSA | اِماِساِی | قرارداد چارچوب همکاری که قواعد اصلی معاملات بعدی را مشخص میکند. |
| Contract Renewal | کانتْرَکت رینیوئَل | تمدید همکاری یا اشتراک پس از پایان دوره قرارداد. |
| Purchase Order | پِرچِس اُردِر | سفارش خرید رسمی صادرشده از طرف خریدار. |
| Invoice | اینوویس | فاکتور شامل اقلام، مبالغ و شرایط پرداخت. |
| Payment Terms | پِیمِنت تِرمز | شرایط مربوط به زمان، روش و مهلت پرداخت. |
| Gross Margin | گْروس مارجین | سهم درآمد باقیمانده پس از کسر بهای تمامشده کالای فروختهشده. |
| Deal Desk | دیل دِسک | تیم یا فرایند هماهنگکننده تأیید قیمت، شروط قراردادی و ملاحظات مالی و حقوقی معاملات پیچیده. |
عملکرد، گزارشدهی و پیشبینی فروش
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| Sales Quota | سِیلز کْوُتا | هدف کمی تعیینشده برای فروشنده یا تیم در یک دوره. |
| Sales Target | سِیلز تارگِت | مقدار فروش مطلوب در بازه زمانی مشخص. |
| Quota Attainment | کْوُتا اَتِینمِنت | درصد تحقق هدف تعیینشده فروش. |
| Sales Forecast | سِیلز فورکَست | برآورد فروش آینده بر اساس فرصتها، روند و مفروضات. |
| Weighted Pipeline | وِیتِد پایپلاین | ارزش فرصتها پس از وزندهی بر اساس احتمال برد یا مرحله. |
| Pipeline Coverage | پایپلاین کاوِریج | نسبت ارزش فرصتهای موجود به هدف فروش دوره. |
| Win Rate | وین رِیت | نسبت معاملات برنده به کل معاملات مختومه (برده و باخته) در دوره مشخص؛ در برخی گزارشها مخرج متفاوت است و باید اعلام شود. |
| Loss Rate | لاس رِیت | سهم فرصتهای ازدسترفته با مبنای محاسبه مشخص. |
| Conversion Rate | کِنوِرژِن رِیت | درصد افرادی یا فرصتهایی که از مرحله مشخص به مرحله هدف میرسند. |
| Stage Conversion | اِستِیج کِنوِرژِن | نرخ عبور فرصتها از یک مرحله فروش به مرحله بعد. |
| Average Deal Size | اَوِریج دیل سایز | میانگین ارزش معاملات بستهشده در یک دوره. |
| ASP | اِیاِسپی | میانگین قیمت فروش هر واحد یا معامله، مطابق تعریف کسبوکار. |
| ACV | اِیسیوی | ارزش قرارداد سالانهشده، معمولاً در مدلهای اشتراکی یا قراردادی. |
| ARR | اِیآرآر | درآمد تکرارشونده سالانه حاصل از اشتراکهای فعال. |
| MRR | اِمآرآر | درآمد تکرارشونده ماهانه حاصل از اشتراکهای فعال. |
| Bookings | بوکینگز | ارزش تعهدات قراردادی جدید در دوره؛ لزوماً درآمد شناساییشده نیست. |
| Billings | بیلینگز | مبالغ صورتحسابشده در دوره؛ ممکن است با درآمد متفاوت باشند. |
| Revenue | رِوِنیو | درآمد شناساییشده طبق مبنای حسابداری کسبوکار. |
| Sales Velocity | سِیلز وِلاسیتی | شاخص ارزش فروش موردانتظار در واحد زمان، که معمولاً از ضرب تعداد فرصتها، متوسط ارزش معامله و نرخ برد، تقسیم بر طول چرخه فروش به دست میآید. |
| CAC | سیاِیسی | میانگین هزینه جذب هر مشتری جدید با احتساب هزینههای مرتبط بازاریابی و فروش. |
| CLV | سیاِلوی | ارزش اقتصادی موردانتظار رابطه با مشتری طی دوره همکاری؛ مبنای محاسبه باید روشن باشد، زیرا گاهی بر اساس درآمد و گاهی حاشیه سود محاسبه میشود. |
| LTV:CAC | اِلتیوی به سیاِیسی | نسبت ارزش طول عمر مشتری به هزینه جذب او، با مبنای یکسان. |
| Churn Rate | چِرن رِیت | درصد مشتریان یا درآمد تکرارشونده ازدسترفته در یک دوره نسبت به مبنای ابتدای همان دوره؛ ریزش مشتری و ریزش درآمد دو شاخص متفاوتاند. |
| Retention Rate | ریتِنشِن رِیت | سهم مشتریان حفظشده در دوره از گروه مبنای ابتدای دوره. |
| Repeat Purchase Rate | ریپیت پِرچِس رِیت | نسبت مشتریانی که در بازه تعریفشده بیش از یکبار خرید میکنند. |
| KPI | کِیپیآی | شاخص کلیدی عملکرد؛ شاخص کلیدی برای سنجش میزان پیشرفت در هدف معین. |
| Activity Metric | اَکتیویتی مِتریک | معیاری از فعالیتهای فروش مانند تماس، جلسه یا پیشنهاد ارسالشده. |
| Leading Indicator | لیدینگ ایندیکِیتِر | شاخص پیشرو که میتواند نشانهای از عملکرد آینده باشد. |
| Lagging Indicator | لَگینگ ایندیکِیتِر | شاخص پسرو که نتیجه تحققیافته را گزارش میکند. |
| Sales Forecast Accuracy | سِیلز فورکَست اَکیورِسی | میزان نزدیکی پیشبینی فروش به فروش واقعی در دوره مشخص؛ روش محاسبه باید تعیین شود. |
| Pipeline Generation | پایپلاین جِنِرِیشِن | ارزش یا تعداد فرصتهای فروش جدید ایجادشده در یک دوره. |
تیم، نقشها و عملیات فروش
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| Sales Manager | سِیلز مَنِجِر | مدیر مسئول عملکرد، برنامهریزی و هدایت تیم فروش. |
| Sales Rep | سِیلز رِپ | نمایندهای که مستقیماً با مشتری برای فروش کار میکند. |
| SDR | اِسدیآر | نقش توسعه فروش با تمرکز بر شناسایی و آمادهسازی فرصتها. |
| BDR | بیدیآر | نقش توسعه کسبوکار با تمرکز بر فرصتهای جدید، معمولاً از مسیر ارتباط خروجی. |
| AE | اِیای | مدیر یا کارشناس حساب فروش که مسئول پیشبرد و بستن معاملات است. |
| AM | اِیاِم | مدیر حساب مسئول ارتباط و توسعه همکاری با مشتریان مشخص. |
| CSM | سیاِساِم | مدیر موفقیت مشتری مسئول کمک به تحقق ارزش و تداوم استفاده از محصول. |
| Sales Enablement | سِیلز اِنِیبْلْمِنت | آموزش، محتوا و ابزارهای لازم برای اثربخشی تیم فروش. |
| Sales Operations | سِیلز آپِرِیشِنز | مدیریت فرایند، داده، سامانه و گزارشدهی عملیات فروش. |
| RevOps | رِوآپْس | هماهنگسازی عملیات بازاریابی، فروش و موفقیت مشتری پیرامون درآمد. |
| Territory | تِریتوری | قلمرو جغرافیایی، صنعتی یا حسابهای تخصیصیافته به فروشنده. |
| Account Ownership | اَکاونت اونِرشیپ | مسئولیت رسمی نگهداری و پیگیری یک حساب مشتری. |
| Sales Playbook | سِیلز پْلِیبوک | راهنمای اجرایی موقعیتها، پیامها و مراحل رایج فروش. |
| Call Script | کال اِسکریپت | چارچوب پیشنهادی گفتوگو در تماس فروش. |
| Sales Coaching | سِیلز کوچینگ | آموزش فردی بر اساس مشاهده عملکرد و بازخورد کاربردی. |
| Commission | کُمیشِن | پورسانت وابسته به عملکرد یا فروش طبق توافق. |
| Sales Incentive | سِیلز اینسِنتیو | پاداش برای تحقق رفتار یا نتیجه هدفگذاریشده. |
| Sales Dashboard | سِیلز دَشبورد | نمای یکپارچه شاخصها و وضعیت فروش. |
| CRM | سیآراِم | مدیریت ارتباط با مشتری؛ رویکرد و سامانه مدیریت ارتباطها، دادهها و تعاملات با مشتری. |
| Sales Automation | سِیلز آتومِیشِن | خودکارسازی وظایف تکراری مانند یادآوری پیگیری یا ثبت گردشکار. |
| Lead Response Time | لید ریسپانس تایم | فاصله زمانی دریافت سرنخ تا اولین پاسخ تیم فروش. |
فروش آنلاین، تلفنی و حضوری
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| Inside Sales | اینساید سِیلز | فروش از راه دور، بدون نیاز معمول به مراجعه حضوری فروشنده. |
| Field Sales | فیلد سِیلز | فروش مبتنی بر بازدید و ملاقات حضوری با مشتری. |
| Retail Sales | ریتیل سِیلز | فروش کالا یا خدمت به مصرفکننده از مسیر خردهفروشی. |
| Wholesale Sales | هولسِیل سِیلز | فروش عمده به خردهفروش یا خریدار تجاری. |
| Direct Sales | دایرِکت سِیلز | فروش مستقیم بدون واسطه فروش مستقل. |
| Indirect Sales | ایندایرِکت سِیلز | فروش از طریق نماینده، شریک یا توزیعکننده. |
| Channel Partner | چَنِل پارتنِر | شریک تجاری کمککننده به فروش یا توزیع محصول. |
| Reseller | ریسِلِر | فروشندهای که محصول را خریداری و دوباره عرضه میکند. |
| Distributor | دیسْتریبیوتِر | توزیعکننده مسئول رساندن کالا به شبکه فروش یا مشتری. |
| POS | پیاواِس | نقطه یا سامانه ثبت و پردازش خرید در محل فروش. |
| Checkout | چِکآوت | مرحله نهایی تکمیل سفارش و پرداخت در فروش آنلاین. |
| Cart Abandonment | کارت اَبَندِنمِنت | ترک سبد خرید پیش از تکمیل سفارش. |
| Sales Call | سِیلز کال | تماس هدفمند فروش برای کشف نیاز، ارائه یا پیگیری. |
| Call Conversion | کال کِنوِرژِن | نسبت تماسهایی که به نتیجه تعریفشده مثل فروش منجر میشوند. |
| First Contact Resolution | فِرست کانتَکت رِزُلوشِن | حل مسئله در نخستین تعامل؛ در فروش خدمات و پاسخگویی کاربرد دارد. |
| Show Rate | شو رِیت | نسبت جلسات برگزارشده به جلسات رزروشده. |
| No-show | نو شو | حاضرنشدن مخاطب در جلسه یا قرار تنظیمشده. |
| Appointment Setting | اَپوینتمِنت سِتینگ | هماهنگی زمان جلسه با مشتری احتمالی. |
| Lead Magnet | لید مَگنِت | پیشنهاد رایگان ارزشمند برای دریافت رضایتمندانه اطلاعات تماس. |
| CTA | سیتیاِی | دعوت روشن مخاطب به اقدام مشخص مانند درخواست مشاوره یا ثبت سفارش. |
| Average Order Value (AOV) | اَوِریج اُردِر وَلیو | میانگین ارزش هر سفارش؛ مجموع مبلغ سفارشهای دوره تقسیم بر تعداد سفارشها. |
حفظ مشتری، توسعه حساب و خدمات پس از فروش
| اصطلاح انگلیسی | تلفظ فارسی | معنی و کاربرد در فروش |
|---|---|---|
| Onboarding | آنبوردینگ | آغاز همکاری و آموزش اولیه مشتری برای استفاده موفق. |
| Customer Success | کاستومِر سَکسِس | کمک فعالانه به مشتری برای دستیابی به نتیجه مورد انتظار. |
| Customer Support | کاستومِر ساپورت | پاسخگویی و حل مسائل مشتری هنگام استفاده یا خرید. |
| After-sales Service | اَفتِر سِیلز سِرویس | خدمات و تعهدات پس از انجام فروش. |
| Account Expansion | اَکاونت اِکسپَنشِن | افزایش ارزش همکاری با مشتری موجود. |
| Renewal | رینیوئَل | تمدید اشتراک یا قرارداد برای دوره بعد. |
| Customer Loyalty | کاستومِر لویالتی | ترجیح و رابطه مثبت پایدار مشتری با کسبوکار. |
| Customer Satisfaction | کاستومِر سَتیسفَکشِن | رضایت مشتری؛ میزان برآوردهشدن انتظار مشتری از تجربه خرید یا خدمت. |
| CSAT | سیسَت | امتیاز رضایت مشتری از یک تجربه یا تعامل مشخص. |
| NPS | اِنپیاِس | شاخص تمایل پاسخدهنده به توصیه برند بر مبنای مقیاس مشخص. |
| CES | سیایاِس | شاخص میزان تلاش ادراکشده مشتری برای انجام کار یا حل مسئله. |
| Referral Sale | ریفِرَل سِیل | فروشی که از معرفی مشتری یا فرد دیگر ایجاد میشود. |
| Win-back | وینبَک | تلاش برای بازگرداندن مشتری ازدسترفته. |
| Customer Churn | کاستومِر چِرن | قطع همکاری یا خرید گروهی از مشتریان در دوره مشخص. |
| Expansion Revenue | اِکسپَنشِن رِوِنیو | درآمد افزوده از مشتریان موجود بر اثر ارتقا یا خرید تکمیلی. |
| NRR | اِنآرآر | نرخ حفظ درآمد مشتریان موجود با احتساب توسعه، کاهش و ریزش، بدون درآمد مشتری تازه. |
| GRR | جیآرآر | نرخ حفظ درآمد مشتریان موجود بدون احتساب افزایش درآمد ناشی از توسعه. |
| Customer Advocacy | کاستومِر اَدوُکِسی | حمایت و توصیه داوطلبانه مشتری از کسبوکار. |
تفاوت اصطلاحات مشابه فروش
این مقایسهها برای اصطلاحاتی است که در گزارشهای فروش بهاشتباه جای هم به کار میروند.
Lead / Prospect / Opportunity:
- لید نشانه اولیه علاقه یا تناسب است؛
- پراسپکت گزینه مناسبتر برای پیگیری است؛
- فرصت فروش یک پرونده مشخص برای پیشبرد معامله است.
Sales Funnel / Sales Pipeline:
- قیف فروش روند ریزش یا تبدیل تعداد افراد در مراحل را نشان میدهد؛
- پایپلاین وضعیت فرصتهای منفرد فروش را.
Sales Process / Sales Cycle:
- فرایند فروش توالی کارهاست؛
- چرخه فروش یک مسیر کامل معامله است
- و طول چرخه مدت آن را میسنجد.
MQL / SQL / PQL:
- MQL از نگاه بازاریابی آماده پیگیری است؛
- SQL از نگاه تیم فروش پذیرفته شده؛
- PQL نشانه آمادگی را از رفتار استفاده از محصول میگیرد.
Upselling / Cross-selling / Downselling:
- آپسلینگ پیشنهاد ارتقا،
- کراسسلینگ پیشنهاد مکمل
- و داونسلینگ پیشنهاد گزینه سادهتر یا ارزانتر است.
Cold Calling / Warm Calling:
- در تماس سرد ارتباط قبلی وجود ندارد؛
- در تماس گرم مخاطب با برند یا فروشنده آشنایی قبلی دارد.
Quota / Forecast / Bookings:
- کوتا هدف تعیینشده است؛
- فورکست برآورد آینده؛
- بوکینگز ارزش قراردادهای ثبتشده است، نه الزاماً درآمد شناساییشده.
Revenue / Billings / Bookings:
- درآمد طبق قواعد حسابداری شناسایی میشود،
- بیلینگز صورتحسابهای صادرشده
- و بوکینگز تعهدات فروش قراردادی است.
ACV / ARR / MRR:
- ACV ارزش سالانه یک قرارداد است؛
- ARR و MRR درآمد تکرارشونده سالانه و ماهانه کل قراردادهای فعالاند.
CAC / CLV / LTV:CAC:
- CAC هزینه جذب است؛
- CLV ارزش تخمینی رابطه با مشتری است؛
- نسبت LTV:CAC این دو را با مبنای همسان مقایسه میکند.
Win Rate / Conversion Rate:
- نرخ برد سهم فرصتهای موفق از معاملات تعیینتکلیفشده است؛
- نرخ تبدیل برای هر گذار تعریفشده در مسیر فروش قابل محاسبه است.
Sales Manager / AE / SDR / CSM:
- مدیر فروش تیم را هدایت میکند؛
- AE معامله را جلو میبرد؛
- SDR فرصت را آماده میکند؛
- CSM روی موفقیت پس از خرید تمرکز دارد.
مخففهای رایج فروش
در این جدول، عبارت کامل انگلیسی هر مخفف همراه با تلفظ فارسی همان عبارت و معنی کاربردی آن آمده است.
| مخفف | عبارت کامل انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
| MQL | Marketing Qualified Lead | سرنخ واجد شرایط از نگاه تیم بازاریابی |
| SQL | Sales Qualified Lead | سرنخ واجد شرایط برای پیگیری تیم فروش |
| PQL | Product Qualified Lead | سرنخ واجد شرایط بر اساس استفاده از محصول |
| ICP | Ideal Customer Profile | مشخصات مشتری ایدهآل |
| B2B | Business to Business | فروش به کسبوکارها |
| B2C | Business to Consumer | فروش به مصرفکننده نهایی |
| B2G | Business to Government | فروش به نهادهای دولتی |
| SPIN | Situation, Problem, Implication, Need-payoff | روش پرسشگری فروش بر پایه موقعیت، مشکل، پیامد و ارزش رفع مشکل |
| BANT | Budget, Authority, Need, Timeline | چارچوب ارزیابی مشتری از نظر بودجه، اختیار، نیاز و زمانبندی |
| MEDDIC | Metrics, Economic Buyer, Decision Criteria, Decision Process, Identify Pain, Champion | چارچوب ارزیابی فرصت فروش شامل شاخصها، خریدار اقتصادی، معیارها و فرایند تصمیم، درد مشتری و حامی داخلی |
| MEDDPICC | Metrics, Economic Buyer, Decision Criteria, Decision Process, Paper Process, Identify Pain, Champion, Competition | چارچوب تکمیلشده ارزیابی فرصت فروش با بررسی تشریفات قرارداد و رقبا |
| FAB | Features, Advantages, Benefits | چارچوب بیان ویژگی، مزیت و منفعت محصول |
| BATNA | Best Alternative to a Negotiated Agreement | بهترین گزینه جایگزین در صورت بهنتیجهنرسیدن مذاکره |
| USP | Unique Selling Proposition | پیشنهاد ارزش یا مزیت متمایز فروش |
| ROI | Return on Investment | نرخ بازگشت سرمایه |
| TCO | Total Cost of Ownership | مجموع هزینه مالکیت و استفاده از محصول یا راهکار |
| POC | Proof of Concept | اثبات امکانپذیری ایده یا راهکار با آزمایش محدود |
| RFP | Request for Proposal | درخواست ارائه پیشنهاد فنی یا تجاری |
| RFQ | Request for Quotation | درخواست استعلام قیمت |
| SOW | Statement of Work | شرح محدوده کار، تعهدات و خروجیها |
| SLA | Service Level Agreement | توافقنامه سطح خدمات |
| MSA | Master Service Agreement | قرارداد چارچوب اصلی همکاری |
| ASP | Average Selling Price | میانگین قیمت فروش |
| ACV | Annual Contract Value | ارزش سالانه قرارداد |
| ARR | Annual Recurring Revenue | درآمد تکرارشونده سالانه |
| MRR | Monthly Recurring Revenue | درآمد تکرارشونده ماهانه |
| CAC | Customer Acquisition Cost | هزینه جذب هر مشتری |
| CLV | Customer Lifetime Value | ارزش طول عمر مشتری |
| KPI | Key Performance Indicator | شاخص کلیدی عملکرد |
| SDR | Sales Development Representative | کارشناس توسعه سرنخ و تنظیم جلسات فروش |
| BDR | Business Development Representative | کارشناس توسعه فرصتهای کسبوکار |
| AE | Account Executive | کارشناس مسئول پیشبرد و نهاییکردن معاملات |
| AM | Account Manager | مدیر حساب مشتری |
| CSM | Customer Success Manager | مدیر موفقیت مشتری |
| CRM | Customer Relationship Management | مدیریت ارتباط با مشتری |
| POS | Point of Sale | نقطه یا سامانه ثبت فروش |
| CTA | Call to Action | دعوت مخاطب به اقدام مشخص |
| CSAT | Customer Satisfaction Score | امتیاز رضایت مشتری |
| NPS | Net Promoter Score | شاخص تمایل مشتری به توصیه برند |
| CES | Customer Effort Score | امتیاز میزان تلاش مشتری برای انجام کار |
| NRR | Net Revenue Retention | نرخ حفظ خالص درآمد مشتریان موجود، با احتساب توسعه و کاهش قرارداد |
| GRR | Gross Revenue Retention | نرخ حفظ ناخالص درآمد مشتریان موجود، بدون احتساب درآمد توسعهای |
| RevOps | Revenue Operations | هماهنگسازی عملیات درآمد در فروش، بازاریابی و موفقیت مشتری |
| MAP | Mutual Action Plan | برنامه اقدام مشترک فروشنده و خریدار |
| SAL | Sales Accepted Lead | سرنخ پذیرفتهشده برای پیگیری توسط تیم فروش |
| AOV | Average Order Value | میانگین ارزش هر سفارش |
شناخت این واژهها زمانی مفید است که هر تیم برای تعریف مراحل، شاخصها و مسئولیتها زبان مشترک داشته باشد. برای بررسی مدل و فرایند فروش، خدمات مشاوره بازاریابی و فروش نیز میتواند مسیر بررسی تخصصی باشد.
روی دکمه «مشاوره آنلاین» کلیک کنید تا مهندس ایمان پاکراه و تیم آکادمی پاکراه بهصورت آنلاین و کاملاً رایگان راهنماییتان کنند.
مشاوره آنلاین