خیلی وقتها سؤال ما اینه که «چه شغلی برای من مناسبه؟» یا «شغلم رو عوض کنم یا نه؟»، در حالی که شاید هنوز به سؤال مهمتری جواب ندادیم:
من از زندگی کاری خودم چی میخوام؟
- برای یه نفر درآمد اولویته.
- یکی دنبال رشد و آینده شغلیه.
- یکی محیط کار خوب میخواد،
- یکی استقلال،
- یکی جایگاه اجتماعی
- و یکی هم میخواد کاری انجام بده که واقعاً بهش علاقه داره.
پس قبل از اینکه دنبال شغل جدید بگردید، اول تعریف خودتون رو از یک موقعیت شغلی مناسب مشخص کنید.
اگه نمیدونید چه شغلی براتون مناسبه، از شغل فعلیتون راضی نیستید یا مدام به تغییر مسیر فکر میکنید، قبل از هر تصمیمی باید بفهمید مسئله دقیقاً کجاست. شاید مشکل از خود شغل نباشه؛ شاید محیط کار، درآمد، نبود مسیر رشد یا حتی مشخص نبودن اولویتهای خودتون باعث این سردرگمی شده.
برای تصمیمگیری، اول مشخص کنید از زندگی کاریتون چی میخواید. بعد «آوردههاتون» رو بشناسید؛ مهارت، تجربه، استعداد، آموزشپذیری، زمان و ارزشی که برای بازار کار ایجاد میکنید. در مقابل ببینید شغلتون چه «دستاوردی» بهتون میده؛ از حقوق و مزایا گرفته تا یادگیری، رشد، امنیت، تجربه و آینده شغلی.
در نهایت فقط به این نگاه نکنید که امروز چقدر حقوق میگیرید. ببینید بازار برای تواناییهای شما چقدر تقاضا داره و مسیری که انتخاب کردید، چند سال دیگه شما رو به چه آدم حرفهایتری تبدیل میکنه.
شاید مشکل از خود شغلتون نباشه
اینکه یه روز به خودتون بگید «من دیگه از این کار متنفرم»، بهتنهایی دلیل کافی برای تغییر مسیر نیست.
ممکنه حرفهتون رو دوست داشته باشید ولی محیطی که توش کار میکنید مناسب شما نباشه.
شاید مشکل از:
- مدیر،
- همکارها،
- فرهنگ سازمانی،
- ساعت کاری،
- مسیر رفتوآمد
- یا نبود فرصت رشد باشه.
حتی ممکنه در یک دوره سخت زندگی باشید و فشارهای مالی، خانوادگی یا اجتماعی روی احساستون نسبت به کار اثر گذاشته باشه.
پس قبل از تصمیم برای ترک شغل، از خودتون بپرسید:
این نارضایتی دقیقاً از کجا شروع شده و چقدر پایدار بوده؟
گاهی لازم نیست شغلتون رو عوض کنید؛ باید محیطی رو که اون شغل رو درش انجام میدید تغییر بدید.
علاقه مهمه، اما بهتنهایی کافی نیست
اینکه به کاری علاقه داشته باشید ارزشمنده، اما هر علاقهای الزاماً به معنی مناسب بودن اون حرفه برای شما نیست.
گاهی ما به تصویری که از یک شغل داریم علاقهمندیم، نه واقعیت اون.
برای همین باید علاقه رو کنار استعداد، توانایی، شخصیت، شرایط زندگی و واقعیت بازار قرار بدید.
از طرف دیگه همیشه هم اول علاقه شکل نمیگیره. ممکنه در کاری استعداد داشته باشید، نتیجه خوبی بگیرید، اعتمادبهنفستون بیشتر بشه و به مرور به اون حوزه علاقهمند بشید.
پس سؤال فقط این نیست که:
«به چی علاقه دارم؟»
باید ببینید این علاقه چقدر با تواناییها و واقعیت زندگی شما همخوانی داره.
بازار کار هم عرضه و تقاضا داره
برای تصمیمگیری درباره آینده شغلی، فقط خودتون رو نبینید؛ بازار رو هم ببینید.
کسبوکارها برای یک مهارت یا توانایی تقاضا ایجاد میکنن و شما مهارت و تواناییتون رو به بازار عرضه میکنید.
پس باید بدونید:
برای چیزی که من بلدم، چقدر تقاضا وجود داره؟
هرچقدر مهارت شما ارزشمندتر و کمیابتر باشه و بازار تقاضای بیشتری براش داشته باشه، قدرت انتخاب شما هم بیشتر میشه.
یعنی به نقطهای میرسید که فقط منتظر نیستید یک کارفرما شما رو انتخاب کنه؛ شما هم میتونید انتخاب کنید کجا و با چه شرایطی کار کنید.
آورده شما برای یک شغل چیه؟
قبل از اینکه بگید «این شرکت به اندازه ارزش من بهم بها نمیده»، اول باید بدونید دقیقاً چه چیزی دارید به اون شغل اضافه میکنید.
آورده شما میتونه شامل:
- مهارت تخصصی،
- تجربه،
- رزومه،
- استعداد،
- هوش،
- آموزشپذیری،
- خلاقیت،
- مهارتهای فردی
- و رفتاری و حتی زمان شما باشه.
در بعضی موقعیتها ابزارهایی مثل لپتاپ، تلفن یا خودرو هم بخشی از منابعیه که برای انجام کار در اختیار میذارید.
حتی زمان رو هم فقط با ساعت حضور در شرکت محاسبه نکنید.
اگه برای هشت ساعت کار، هر روز زمان زیادی صرف آمادهشدن و رفتوآمد میکنید، اون زمان هم بخشی از آورده شماست.
در مقابل این آوردهها چه چیزی به دست میارید؟
حالا طرف دیگه ترازو رو ببینید.
دستاورد شما فقط حقوق نیست.
مزایا، پاداش، امنیت شغلی، یادگیری، تجربه، رزومه، ارتباطات، محیط مناسب، امکان ارتقا و آینده شغلی هم بخشی از چیزهاییه که یک شغل میتونه در اختیارتون بذاره.
حالا این دو طرف رو کنار هم قرار بدید:
آورده من چیه و دستاوردم چیه؟
اگه احساس میکنید تناسبی وجود نداره، هنوز برای استعفا عجله نکنید.
بازار واقعاً برای شما چقدر ارزش قائله؟
ممکنه فکر کنید مهارت و تجربه شما خیلی بیشتر از حقوقیه که دریافت میکنید.
شاید درست فکر میکنید؛ اما باید بازار هم این موضوع رو تأیید کنه.
ببینید اگه امروز از سازمانتون خارج بشید، شرکتهای دیگه بابت همین سطح از مهارت، تجربه و توانایی چه شرایطی در اختیارتون قرار میدن.
ممکنه واقعاً در سازمان فعلی کمتر از ارزشتون دریافت کنید. ممکن هم هست شرایطی که دارید تقریباً متناسب با عرف بازار باشه و برای رسیدن به دستاورد بیشتر، اول لازم باشه ارزش حرفهای خودتون رو افزایش بدید.
تجربه فقط تعداد سالهای کار کردن نیست
اینکه سه سال در یک موقعیت کار کردید، الزاماً به معنی سه سال رشد حرفهای نیست.
ببینید در این سه سال چه چیزی به شما اضافه شده.
- مهارتتون بیشتر شده؟
- مسئولیتهای بزرگتری میتونید قبول کنید؟
- رزومه قویتری ساختید؟
- مهارتهای رفتاری و فردیتون بهتر شده؟
- ارزشتون برای بازار کار افزایش پیدا کرده؟
ممکنه کسی سه سال کار کرده باشه، اما در واقع تجربه یک سال رو سه بار تکرار کرده باشه.
شغلتون رو به چشم یک سرمایهگذاری ببینید
اگه میخواید مسیر کارمندی رو ادامه بدید، فقط به حقوق امروز نگاه نکنید.
از خودتون بپرسید:
«این شغل دو یا پنج سال دیگه من رو به چه آدمی تبدیل میکنه؟»
محیط کار شما میتونه مثل یک دانشگاه باشه. آدمهایی که کنارتون هستن، مدیرتون، فرهنگ سازمان و مسئولیتهایی که بهتون داده میشه میتونن روی رشد حرفهای و حتی رفتاری شما اثر بذارن.
خود کسبوکار هم باید ظرفیت رشد داشته باشه.
چون ممکنه شما رشد کنید، اما مجموعهای که داخلش هستید رشد نکنه و در نهایت به سقف اون سازمان برسید.
پول مهمه؛ اما همیشه تنها معیار نیست
نمیشه شرایط اقتصادی رو نادیده گرفت.
برای خیلی از آدمها درآمد واقعاً اولویت اول زندگیه و انتخاب زیادی هم ندارن. در چنین شرایطی منطقی نیست به کسی بگیم پول رو کنار بذار و فقط دنبال علاقهات برو.
اما اگه فشار مالی فوری ندارید، بهتره انتخابتون فقط بر اساس این نباشه که کدوم شرکت امروز حقوق بیشتری میده.
ببینید کدوم موقعیت علاوه بر درآمد، ارزش حرفهای شما رو برای آینده بیشتر میکنه.
بالاخره شغلم رو عوض کنم یا نه؟
قبل از اینکه تصمیم بگیرید، اول بفهمید مشکل دقیقاً کجاست.
- شاید حرفهتون مناسبه ولی سازمانتون مناسب نیست.
- شاید سازمان خوبه ولی موقعیت شغلی شما مناسب نیست.
- شاید هنوز مهارت و آورده کافی برای دستاوردی که انتظار دارید نساختید.
- شاید بازار فعلی تقاضای مناسبی برای توانایی شما نداره.
- یا شاید بعد از بررسی همه این موارد به این نتیجه برسید که اصلاً نمیخواید مسیر فعلی کارمندی رو ادامه بدید و گزینههایی مثل فریلنسری، تغییر مسیر شغلی یا حتی راهاندازی کسبوکار خودتون رو بررسی کنید.
مهم اینه که قبل از هر تصمیم، فقط از خودتون نپرسید:
«چه شغلی برام مناسبه؟»
بپرسید:
«من چی میخوام، چی برای عرضه دارم، بازار برای اون چه تقاضایی داره و این مسیر قراره من رو به کجا برسونه؟»
جواب این سؤالها میتونه نقطه شروع تصمیم درستتری برای آینده شغلی شما باشه.



عالی بود ✅
درود بر شما دوست عزیز
خوشحالیم که تونستیم رضایت شما رو جلب کنیم 🙏