می توانید اپیزود را از پلیر بالا گوش کنید یا نسخه متنی آن را در ادامه بخوانید.

اسم خوب قرار نیست یک کسب‌وکار بد را موفق کند؛ اما اسم بد می‌تواند برای یک کسب‌وکار خوب سال‌ها دردسر و کار اضافه ایجاد کند.

برای انتخاب اسم کسب‌وکار نباید فقط دنبال یک کلمه زیبا یا عجیب باشید. اسم باید:

  • با مخاطب و بازار شما هماهنگ باشد،
  • راحت گفته و نوشته شود،
  • مفهوم اشتباه ایجاد نکند،
  • بیش از حد شبیه برند دیگری نباشد و تا جای ممکن دست شما را برای رشد آینده نبندد.

از طرف دیگر، انتخاب اسم هم نباید آن‌قدر طولانی شود که خود راه‌اندازی کسب‌وکار متوقف بماند.

در این اپیزود از پاکار، ایمان پاکراه درباره تجربه خودش در نام‌گذاری برند، معیارهای انتخاب اسم مناسب، تست اسم روی مخاطب، بررسی دامنه و شبکه‌های اجتماعی و اشتباهاتی صحبت می‌کند که ممکن است چند سال بعد تازه هزینه آن‌ها را ببینیم.

خلاصه اپیزود: برای کسب‌وکارمان چه اسمی انتخاب کنیم؟

اگر بخواهم اصل این اپیزود را خلاصه کنم، برای انتخاب اسم کسب‌وکار فقط نپرسید:

«این اسم قشنگه؟»

سؤال‌های مهم‌تری وجود دارند:

آیا راحت تلفظ می‌شود؟

مخاطب بعد از شنیدنش می‌تواند آن را به خاطر بسپارد و دوباره بنویسد؟

چه تصویری در ذهن او ایجاد می‌کند؟

با واقعیت کسب‌وکار تناقض ندارد؟

بیش از حد شبیه یک برند موجود نیست؟

اگر چند سال بعد کسب‌وکار توسعه پیدا کند، این اسم همچنان مناسب است؟

و مهم‌تر از همه:

آیا این فقط یک اسم است، یا ابزاری است که قرار است چند سال آینده با آن برندتان را روایت کنید؟

قبل از انتخاب اسم کسب‌وکار، باید چه چیزهایی را بدانیم؟

یکی از اشتباهات رایج این است که قبل از شناخت دقیق کسب‌وکار شروع به ساختن لیست اسم کنیم.

اسم باید کم‌کم از دل همان شناختی بیرون بیاید که از بازار، مشتری و مدل کسب‌وکارتان به دست آورده‌اید.

قبل از Naming باید بدانید:

من معتقدم اسم را نباید فقط برای خودتان انتخاب کنید.

اسم قرار است در یک بازار، بین آدم‌ها و داخل یک فرهنگ زندگی کند.

ممکن است شما شخصاً عاشق یک کلمه باشید، اما اگر مخاطب نتواند آن را تلفظ کند، مفهوم اشتباه بگیرد یا اصلاً آن را به خاطر نسپارد، علاقه شخصی شما مشکل را حل نمی‌کند.

یک اسم خوب برای کسب‌وکار چه ویژگی‌هایی دارد؟

اولین چیزی که برای من مهم است آوای اسم است.

اسم باید راحت روی زبان بچرخد.

مخاطب برای تلفظ آن مکث نکند.

تا جای ممکن بیش از حد طولانی نباشد.

و وقتی یک نفر اسم را می‌شنود، بتواند دوباره آن را بگوید.

من شخصاً با اسم‌های خیلی طولانی ارتباط نمی‌گیرم.

بعضی وقت‌ها انگار قرار است کل شرح فعالیت شرکت داخل اسم قرار بگیرد؛ چند کلمه، چند سیلاب و یک عبارت طولانی.

قرار نیست مشتری هر بار که می‌خواهد برند شما را صدا کند نصف اساسنامه شرکت را بخواند.

از طرف دیگر:

اسم لازم نیست تمام فعالیت شما را توضیح دهد، اما نباید درباره کسب‌وکار مفهوم غلط ایجاد کند.

فرض کنید مجموعه‌ای محصولات کاملاً نو می‌فروشد، اما اسمی انتخاب کرده که در ذهن مخاطب مفهوم «کالای استوک یا دست‌دوم» را فعال می‌کند.

در این حالت مشتری قبل از اینکه محصول را بشناسد، باید ابتدا برداشتی را که خود اسم ساخته اصلاح کند.

این یعنی شما از روز اول برای خودتان یک مانع ارتباطی ساخته‌اید.

سه خط قرمز شخصی من برای اسم این‌ها هستند:

یک: خیلی طولانی نباشد.

دو: آوای بدی نداشته باشد و راحت روی زبان بچرخد.

سه: آن‌قدر شبیه یک برند موجود نباشد که هویت شما از همان روز اول زیر سایه آن برند قرار بگیرد.

و یک هشدار چهارم:

اسم نباید درباره واقعیت کسب‌وکارتان انتظار اشتباه ایجاد کند.

آیا اسم کسب‌وکار باید مرتبط با کاری باشد که انجام می‌دهیم؟

الزاماً نه.

قرار نیست اسم برند تمام محصولات و خدمات شما را توضیح دهد.

اما باید ببینید آن اسم چه فضای معنایی و روایی در اختیارتان می‌گذارد.

برای من یکی از معیارهای مهم این است:

«آیا می‌توانم با این اسم روایت بسازم؟»

می‌توانم از آن تبلیغ دربیاورم؟

تگ‌لاین بسازم؟

شعار ایجاد کنم؟

داستان برند تعریف کنم؟

مخاطب بتواند آن را داخل جمله به کار ببرد؟

چند سال بعد هنوز بتوانم با آن حرف بزنم؟

مثال:

مثلاً نامی مثل «آچاره» به‌صورت طبیعی مفاهیمی مثل ابزار، تعمیر، دست‌به‌آچار بودن و کار فنی را در اختیار برند می‌گذارد.

«ازکی» قابلیت ورود مستقیم به متن تبلیغاتی دارد:

«از کی بخرم؟»

«ازکی.»

«نشان» با مسیر، جهت و علامت ارتباط معنایی دارد.

«طاقچه» برای یک کسب‌وکار مرتبط با کتاب می‌تواند تصویری آشنا در فرهنگ ما ایجاد کند.

«دیوار» می‌تواند تداعی‌کننده جایی باشد که قبلاً آگهی‌ها و اطلاعیه‌ها روی آن قرار می‌گرفتند.

من نمی‌گویم بنیان‌گذاران این برندها الزاماً با همین تحلیل‌ها اسمشان را انتخاب کرده‌اند.

موضوع من این است:

این اسم امروز چه ظرفیتی برای روایت برند ایجاد کرده است؟

تجربه من از انتخاب نام «آی‌پی امداد» چه بود؟

این موضوع را از تجربه خودم هم لمس کرده‌ام.

آی‌پی امداد ریشه در یک کسب‌وکار خانوادگی دارد که از دهه هفتاد فعالیت داشته است. وقتی من وارد مجموعه شدم و کسب‌وکار را به سمت فضای آنلاین بردم، هنوز بلوغ کسب‌وکاری امروز را نداشتم.

در دوران دانشجویی، به‌خاطر اسم «ایمان پاکراه» و فعالیت من در فضای کامپیوتر و نرم‌افزار، بعضی‌ها به من می‌گفتند:

«ایمان آی‌پی.»

من هم دوست داشتم چیزی از خودم در نام کسب‌وکار وجود داشته باشد و در نهایت به «آی‌پی امداد» رسیدیم.

سال‌ها بعد، وقتی کسب‌وکار بزرگ‌تر شد و خواستم برای برند داستان، تبلیغات و تگ‌لاین طراحی کنم، متوجه شدم این اسم در بعضی جاها کارم را سخت کرده است.

مثلاً به مفهوم:

«برای هر IP یک امدادگر»

رسیدم.

اما IP می‌تواند ذهن مخاطب را به سمت اینترنت، شبکه و نرم‌افزار ببرد و «امداد» هم ممکن است حس اورژانس و فوریت ایجاد کند؛ درحالی‌که ما می‌خواستیم مفهوم یک پلتفرم تخصصی تعمیرات را منتقل کنیم.

در نهایت توانستم این مسئله را مدیریت کنم، اما درس مهم برای خودم این بود:

اسمی انتخاب کرده بودم که برای روایت‌کردنش باید بیشتر انرژی صرف می‌کردم.

برای همین امروز اسم را فقط یک کلمه کنار لوگو نمی‌بینم.

اسم ابزاری است که قرار است سال‌ها با آن حرف بزنید.

اسم کسب‌وکار فارسی باشد یا انگلیسی؟

به نظر من فارسی یا انگلیسی بودن به‌تنهایی معیار خوبی برای تصمیم‌گیری نیست.

اسم انگلیسی الزاماً کسب‌وکار شما را مدرن نمی‌کند و اسم فارسی هم الزاماً آن را سنتی نمی‌کند.

سؤال مهم‌تر این است:

  • مخاطب شما وقتی اسم را می‌شنود، می‌تواند آن را درست تلفظ کند؟
  • اگر فردا بخواهد جست‌وجویش کند، می‌داند چطور بنویسد؟
  • اگر بخواهد آن را برای دوستش تعریف کند، می‌تواند راحت بگوید؟
  • آیا چند شکل مختلف برای نوشتنش وجود دارد که بعدها شما را دچار سردرگمی کند؟

اگر مخاطب اصلی شما ایرانی است، یک اسم انگلیسی سخت که هرکس آن را به یک شکل تلفظ یا تایپ می‌کند، ممکن است فقط چون از نظر شما جذاب است انتخاب مناسبی نباشد.

از طرف دیگر، در بعضی بازارها یک نام غیر فارسی می‌تواند کاملاً طبیعی و متناسب با مخاطب باشد.

پس نسخه واحدی وجود ندارد.

زبان اسم را مخاطب، بازار و استراتژی برند مشخص می‌کند؛ نه سلیقه شخصی ما.

اسم خاص بهتر است یا اسم ساده؟

خیلی‌ها دنبال «خاص‌ترین اسم ممکن» می‌گردند.

اما خاص بودن با عجیب‌بودن فرق دارد.

اگر اسم آن‌قدر خاص باشد که مردم نتوانند تلفظش کنند، شکل نوشتنش را حدس بزنند یا آن را به خاطر بسپارند، بخشی از خاص‌بودن تبدیل به اصطکاک شده است.

از آن طرف، یک اسم کاملاً عمومی و بی‌هویت هم ممکن است نتواند تمایز ایجاد کند.

هدف این نیست که عجیب‌ترین اسم بازار را پیدا کنید.

هدف این است که به نقطه تعادلی برسید که اسم:

متمایز باشد، اما فهم و استفاده از آن برای مخاطب سخت نباشد.

اسم کسب‌وکار نباید آینده ما را محدود کند؟

این یکی از مهم‌ترین سؤال‌هاست.

فرض کنید امروز فقط یک محصول دارید و اسم کسب‌وکار را کاملاً مساوی همان محصول انتخاب می‌کنید.

چند سال بعد می‌خواهید دسته جدیدی اضافه کنید.

وارد شهر جدید شوید.

مخاطب تازه‌ای بگیرید.

یا حتی مدل کسب‌وکار را توسعه دهید.

آیا اسم هنوز روی کسب‌وکار جدید شما می‌نشیند؟

قرار نیست از روز اول تمام اتفاقات بیست سال آینده را پیش‌بینی کنید.

اما بهتر است بی‌دلیل برای آینده خودتان دیوار نسازید.

از خودتان بپرسید:

«این اسم فقط کسب‌وکار امروز من را توصیف می‌کند یا کسب‌وکاری که ممکن است چند سال دیگر داشته باشم را هم تحمل می‌کند؟»

همین موضوع درباره نام‌های وابسته به یک شهر، منطقه، محصول بسیار محدود یا یک ترند موقت هم وجود دارد.

ریشه فرهنگی می‌تواند برای Naming بسیار ارزشمند باشد.

تاریخ، فرهنگ بومی، ایران باستان و واژه‌هایی که سال‌ها در جامعه زندگی کرده‌اند می‌توانند ماده اولیه خوبی برای نام‌گذاری باشند.

اما:

ریشه فرهنگی ماندگار را با ترند زودگذر اشتباه نگیرید.

ممکن است یک اصطلاح امروز در شبکه‌های اجتماعی بسیار محبوب باشد و شش ماه بعد کاملاً فراموش شود؛ درحالی‌که برند شما قرار است شاید ده‌ها سال زندگی کند.

آیا از اسم برندهای موفق برای انتخاب نام الهام بگیریم؟

الهام گرفتن با کپی‌کردن یک الگوی موفق فرق دارد.

گاهی فرد می‌گوید:

«دیجی‌کالا موفق شده؛ من هم یک اسم شبیه دیجی‌کالا انتخاب کنم.»

یا:

«اسنپ معروف شده؛ یک اسم در همان سبک بسازیم.»

به نظر من این مسیر از ابتدا مشکل دارد.

اسم باید از داستان خودتان بیاید.

از بازار خودتان.

مخاطب خودتان.

و چیزی که قرار است در تمام سفر مشتری همراه کسب‌وکار باشد.

اگر یک اسم آن‌قدر شبیه برند موجود باشد که مخاطب دائماً شما را با آن مقایسه یا اشتباه بگیرد، از همان روز اول بخشی از هویتتان را زیر سایه یک Entity دیگر ساخته‌اید.

برند شما باید فرصت ساختن معنای مستقل خودش را داشته باشد.

از کجا برای اسم کسب‌وکار ایده بگیریم؟

جواب من این نیست که بنشینید و صدها اسم تصادفی تولید کنید.

می‌توانید از منابع مختلف ایده بگیرید:

  • مسئله‌ای که حل می‌کنید،
  • ارزش اصلی کسب‌وکار،
  • مخاطب،
  • داستان شکل‌گیری،
  • واژه‌های مرتبط با صنعت،
  • ریشه‌های فرهنگی،
  • کلمات قدیمی یا بومی،
  • ترکیب واژه‌ها،
  • نام‌های ساختگی،
  • یا حتی اسم شخصی.

هوش مصنوعی هم می‌تواند در این مرحله کمک کند.

می‌توانید از AI برای پیدا کردن ترکیب‌های تازه، واژه‌های مرتبط یا بازکردن ذهن خودتان استفاده کنید.

اما:

هوش مصنوعی می‌تواند برایتان اسم تولید کند؛ ولی مسئول انتخاب اشتباه شما نیست.

این شما هستید که باید بفهمید اسم پیشنهادی در فرهنگ، بازار، ذهن مشتری و داستان کسب‌وکارتان چه معنایی پیدا می‌کند.

مسئله امروز حتی گاهی کمبود اسم نیست.

برعکس:

ممکن است هوش مصنوعی صد اسم به شما بدهد و تازه ندانید کدام‌یک واقعاً مناسب است.

اسم خودم را روی کسب‌وکار بگذارم یا یک برند مستقل بسازم؟

اینجا باید بین برند شخصی و برند مستقل تفاوت بگذاریم.

اگر خود شما محور اصلی کسب‌وکار هستید، استفاده از نام شخصی می‌تواند کاملاً منطقی باشد.

مثلاً من روی «ایمان پاکراه» به‌عنوان برند شخصی کار کرده‌ام.

بعد «آکادمی پاکراه» به این هویت متصل شده و برای رسانه آکادمی هم «پاکار» را ساخته‌ایم.

یعنی یک معماری نام داریم:

ایمان پاکراه → آکادمی پاکراه → پاکار

در این مدل، حضور اسم شخص منطقی است؛ چون خود فرد بخشی از هویت برند است.

اما اگر قرار است کسب‌وکاری بسازید که بتواند مستقل از شما رشد کند، شریک بگیرد، مدیر دیگری داشته باشد یا حتی در آینده فروخته شود، وابسته‌کردن کامل نام به خودتان تصمیم متفاوتی است.

از خودتان بپرسید:

«آیا قرار است خود من برند باشم، یا دارم موجودی می‌سازم که باید بتواند مستقل از من زندگی کند؟»

چطور بفهمیم مشتری اسم انتخابی ما را درست درک می‌کند؟

وقتی چند اسم جدی دارید، فقط آن‌ها را روی کاغذ نگاه نکنید.

اسم را وارد دنیای واقعی کنید.

به چند نفر از مخاطبان نزدیک به جامعه هدف بگویید اسم را تلفظ کنند.

بعد بدون اینکه فلسفه اسم را برایشان توضیح دهید بپرسید:

«اولین چیزی که از این اسم فهمیدی چی بود؟»

«چه حسی گرفتی؟»

«فکر کردی مربوط به چه کسب‌وکاریه؟»

«فردا اگر بخوای سرچش کنی، چطور می‌نویسیش؟»

حتی می‌توانید بگویید:

«چشم‌هات رو ببند و فقط اسم رو بشنو؛ چه تصویری میاد توی ذهنت؟»

این اطلاعات برای من خیلی ارزشمندتر از این سؤال است:

«به نظرت اسم قشنگیه؟»

من دنبال تعریف نیستم.

دنبال داده‌ام.

و این داده بهتر است از کسی بیاید که واقعاً به مخاطب هدف شما نزدیک است؛ نه فقط دوستان و اعضای خانواده.

اگر خودم عاشق یک اسم باشم ولی مشتری آن را نپسندد چه؟

این اتفاق زیاد می‌افتد.

صاحب کسب‌وکار به یک اسم وابسته می‌شود.

بعد حتی اگر دلایل مشخصی وجود داشته باشد که:

  • تلفظ سخت است،
  • برداشت اشتباه ایجاد می‌کند،
  • بیش از حد شبیه برند دیگری است،
  • یا آینده کسب‌وکار را محدود می‌کند،

باز هم می‌گوید:

«نه؛ من همین رو دوست دارم.»

در نهایت کسب‌وکار متعلق به خود اوست و تصمیم نهایی هم با خودش است.

اما باید یک چیز را بدانیم:

دوست داشتن یک اسم، دلیل کافی برای مناسب بودن آن اسم نیست.

قرار نیست اسم نتیجه یک رأی‌گیری خانوادگی یا انتخاب صرفاً احساسی باشد.

هر اسمی که وارد فهرست نهایی می‌شود باید دلیل حضورش روی میز را داشته باشد.

اگر دامنه یا آیدی اینستاگرام اسم گرفته شده باشد چه؟

این اتفاق امروز بسیار طبیعی است.

ممکن است یک اسم عالی پیدا کنید، اما دامنه دقیق آن آزاد نباشد.

یا یوزرنیم ساده همان اسم در اینستاگرام قبلاً گرفته شده باشد.

من لزوماً معتقد نیستم باید همان لحظه اسم را کنار بگذارید.

اگر خود اسم واقعاً انتخاب خوبی است، گاهی می‌توان برای دامنه یا نام کاربری راه‌حل منطقی پیدا کرد.

مثلاً یک واژه مرتبط یا Modifier معنادار به آن اضافه شود.

اصل این است که چیزی که اضافه می‌کنید دلیل داشته باشد و هویت اسم را خراب نکند.

اسم برند خوب را فقط به خاطر آزاد نبودن Exact Domain قربانی نکنید.

اما وقتی چند گزینه جدی دارید، حتماً وضعیت دامنه و نام کاربری شبکه‌هایی که واقعاً قرار است در آن‌ها فعالیت کنید بررسی شود.

آیا آزاد بودن دامنه یعنی اسم برند هم قابل استفاده است؟

نه.

این‌ها سه موضوع جدا هستند:

  1. دامنه
  2. نام کاربری شبکه‌های اجتماعی
  3. وضعیت حقوقی و امکان ثبت نام یا علامت

ممکن است دامنه آزاد باشد، اما نام یا علامتی مشابه قبلاً در بازار یا مسیر ثبت وجود داشته باشد.

ممکن است یوزرنیم آزاد باشد، اما برای ثبت علامت با مشکل مواجه شوید.

یا برعکس، نام مناسبی داشته باشید ولی دامنه دقیق آن آزاد نباشد.

من اینجا وارد آموزش حقوقی ثبت برند نمی‌شوم؛ چون موضوع مستقلی است.

اما قبل از اینکه برای لوگو، تابلو، بسته‌بندی، تبلیغات و معرفی گسترده هزینه کنید، امکان استفاده و ثبت نام را بررسی کنید.

چون تغییر نام بعد از چند سال دیگر فقط عوض‌کردن یک کلمه نیست.

مشتری، دامنه، جست‌وجو، تبلیغات، بسته‌بندی و بسیاری از دارایی‌های برند ممکن است به آن متصل شده باشند.

از بین چند اسم چطور گزینه نهایی را انتخاب کنیم؟

من از شما نمی‌خواهم پنجاه اسم بنویسید.

برای هر اسمی که دارید فقط یک سؤال بنویسید:

«چرا؟»

چرا این اسم؟

چه داستانی پشت آن است؟

چه هویتی می‌سازد؟

چه مفهومی منتقل می‌کند؟

با واقعیت محصول یا خدمت تناقض ندارد؟

برای چه مخاطبی است؟

در چه فرهنگی شنیده می‌شود؟

وقتی با صدای بلند می‌گویید راحت روی زبان می‌چرخد؟

افراد مختلف چطور تلفظش می‌کنند؟

مخاطب بار اول چه تصویری از آن می‌سازد؟

در بازار امروز به چه برند یا مفهومی نزدیک است؟

پنج سال بعد اگر کسب‌وکار بزرگ‌تر شد هنوز مناسب است؟

می‌توانید از آن تبلیغ، تگ‌لاین، شعار و داستان بسازید؟

بعد گزینه‌های جدی را روی مخاطب واقعی تست کنید.

و در مرحله بعد:

  • برندهای مشابه،
  • دامنه،
  • شبکه‌های اجتماعی
  • و وضعیت حقوقی را بررسی کنید.

این فرایند خیلی مفیدتر از این است که بیست اسم را روی میز بریزید و از اطرافیان بخواهید به یکی رأی بدهند.

چقدر برای انتخاب اسم کسب‌وکار وقت بگذاریم؟

اسم مهم است.

اما اسم نباید تبدیل به بهانه‌ای برای شروع نکردن شود.

من در جلسات مشاوره مواردی دیده‌ام که تحقیقات بازار انجام شده، محصول مشخص است، تیم آماده است و تقریباً همه‌چیز وجود دارد، اما پروژه چند ماه متوقف شده چون:

«هنوز اسم مناسب پیدا نکردیم.»

از آن طرف، انتخاب اولین اسمی که به ذهنمان رسیده و سرمایه‌گذاری فوری روی آن هم منطقی نیست.

به نظرم باید بین این دو افراط فاصله بگیریم.

اسم را جدی بگیرید.

تحقیق کنید.

تست کنید.

بررسی کنید.

اما دنبال اسم کامل و بی‌نقصی که هیچ ایرادی نداشته باشد نگردید.

حتی ممکن است در طول تحقیقات اولیه متوجه شوید اسمی که روز اول دوست داشتید دیگر با چیزی که ساخته‌اید هماهنگ نیست.

اشکالی ندارد.

اولین اسم، وحی منزل نیست.

جمع‌بندی: چه اسمی برای کسب‌وکارمان انتخاب کنیم که بعداً پشیمان نشویم؟

اسم مناسب برای کسب‌وکار فقط اسمی نیست که خودمان دوستش داشته باشیم.

باید بتواند در بازار زندگی کند.

برای مخاطب قابل تلفظ و یادآوری باشد.

معنای اشتباه ایجاد نکند.

هویت مستقل داشته باشد.

بیش از حد شبیه برند دیگری نباشد.

بی‌دلیل آینده کسب‌وکار را محدود نکند.

و تا جای ممکن به شما امکان روایت‌سازی بدهد.

اگر چند گزینه دارید، به‌جای اینکه بپرسید:

«کدوم قشنگ‌تره؟»

از خودتان بپرسید:

چرا این اسم؟

چه چیزی به برند من اضافه می‌کند؟

مشتری از آن چه می‌فهمد؟

و آیا چند سال بعد هنوز می‌توانم با آن داستان برندم را تعریف کنم؟

برای من سؤال نهایی این است:

«این فقط یه اسمه، یا ابزاریه که قراره چند سال آینده باهاش برندم رو روایت کنم؟»

اسم خوب قرار نیست یک کسب‌وکار بد را نجات دهد.

ولی اسم بد می‌تواند برای یک کسب‌وکار خوب، سال‌ها کار اضافه درست کند.

چه امتیازی به این پادکست می دهید؟
امتیاز
منتظر خواندن دیدگاه شما بعد از گوش کردن به این پادکست خواهیم بود.
avatar
ایمان پاکراه کارآفرین و مربی کسب و کار

نزدیک به دو دهه است که در زمینه کسب و کار های مختلف فعالیت می‌کنم. خوشحال میشم که تجربیات خودم رو با شما به اشتراک بزارم و نقشی هرچند کوچک در ارتقاء دانش جامعه کارآفرین ایرانی و صاحبین کسب و کار داشته باشم.