می توانید اپیزود را از پلیر بالا گوش کنید یا نسخه متنی آن را در ادامه بخوانید.

داشتن یک ایده، سرمایه یا مهارت به‌تنهایی به این معنا نیست که برای راه‌اندازی کسب‌وکار آماده‌اید. قبل از شروع باید ببینید چه چیزی واقعاً در اختیار دارید، چقدر توان مدیریت افراد و شرایط سخت را دارید، تصمیمتان بر اساس داده است یا هیجان و اصلاً به سمت یک فرصت واقعی حرکت می‌کنید یا فقط می‌خواهید از شرایط شغلی فعلی خارج شوید.

در این اپیزود از پاکار، ایمان پاکراه درباره نشانه‌های آمادگی برای راه‌اندازی کسب‌وکار، ترس از شروع، تفاوت روحیه کارمندی و کارآفرینی و شرایطی صحبت می‌کند که می‌تواند به تصمیم‌گیری سنجیده‌تر برای شروع کمک کند.

خلاصه اپیزود: چه زمانی برای راه‌اندازی کسب‌وکار آماده‌ایم؟

هیچ تست یا عدد مشخصی وجود ندارد که نشان دهد یک فرد صددرصد برای راه‌اندازی کسب‌وکار آماده است؛ اما چند نشانه می‌تواند به تصمیم‌گیری بهتر کمک کند.

معمولاً باید چیزی واقعی برای شروع داشته باشید؛ مثل مهارت، سرمایه، ایده، تیم یا شبکه ارتباطی. علاوه بر آن، توان تصمیم‌گیری، مدیریت ریسک، کار با افراد و تحلیل شرایط هم اهمیت دارد.

مهم‌تر از همه باید مشخص کنید که تصمیم شما برای شروع کسب‌وکار از یک فرصت واقعی می‌آید یا فقط نتیجه نارضایتی از شغل فعلی است.

ترس هم همیشه به معنی آماده نبودن نیست. گاهی فقط به این دلیل می‌ترسیم که وارد مسیری می‌شویم که تجربه‌ای از آن نداریم.

در نهایت سؤال اصلی این نیست که:

«آیا دوست دارم کسب‌وکار خودم را داشته باشم؟»

بلکه باید بپرسید:

«آیا برای ساختن و اداره کردن آن آماده‌ام؟»

نشانه‌های آمادگی برای راه‌اندازی کسب‌وکار چیست؟

برای شروع کسب‌وکار نمی‌توان یک نسخه ثابت برای همه نوشت، اما چند نشانه می‌تواند نشان دهد که حداقل مایه اولیه لازم برای ورود به این مسیر را دارید.

۱. چیزی واقعی برای شروع دارید

به نظر من، زمان شروع از جایی معنا پیدا می‌کند که شما یک چیزی در چنته داشته باشید.

این چیز برای همه یکسان نیست.

  • ممکن است سرمایه داشته باشید.
  • ممکن است یک مهارت تخصصی داشته باشید.
  • شاید ایده‌ای دارید که مدتی درباره آن تحقیق کرده‌اید.
  • ممکن است شبکه ارتباطی مناسبی داشته باشید که مخصوصاً در بعضی کسب‌وکارها می‌تواند ارزش زیادی ایجاد کند.
  • یا شاید خودتان همه مهارت‌های لازم را ندارید، اما آدم‌های مناسبی اطرافتان هستند.
مثال: مثلاً خودتان توان رهبری خوبی دارید، یک نفر در تیم برنامه‌نویسی بلد است، دیگری تولید محتوا می‌داند و فرد دیگری فروش خوبی دارد.

وجود این منابع هنوز به معنی آماده بودن قطعی نیست؛ اما نشان می‌دهد یک مایه اولیه واقعی برای شروع و آزمایش وجود دارد.

یکی از جمله‌هایی که در این اپیزود روی آن تأکید دارم این است:

«انگیزه از توهم نمیاد؛ انگیزه از داده میاد.»

اگر فقط در ذهنمان تصور کنیم کسب‌وکاری راه می‌اندازیم، درآمد خوبی خواهیم داشت، تیم بزرگی می‌سازیم و همه‌چیز هم عالی پیش می‌رود، هنوز دلیل قابل اتکایی برای شروع نداریم.

اما وقتی می‌دانیم مهارت، سرمایه، تیم یا فرصتی واقعی در بازار داریم، اعتمادبه‌نفس ما دیگر فقط از تصور نمی‌آید.

۲. فقط متخصص نیستید؛ توان اداره کسب‌وکار را هم دارید

یکی از اشتباهات رایج این است که مهارت تخصصی خودمان را با توانایی ساختن و اداره کردن یک کسب‌وکار یکی بدانیم.

  • ممکن است برنامه‌نویس بسیار خوبی باشید.
  • تعمیرکار فوق‌العاده‌ای باشید.
  • یا فروشنده بسیار توانمندی باشید.

اما این به‌تنهایی به این معنی نیست که می‌توانید یک مجموعه را مدیریت کنید.

  • یک روز ممکن است یکی از نیروهای کلیدی شما مجموعه را ترک کند.
  • یک روز تیم خسته باشد.
  • یک روز منابع مالی کم شود.
  • یک روز چند نفر از اعضای تیم با هم اختلاف پیدا کنند.
  • و یک روز مجبور شوید تصمیمی بگیرید که هیچ پاسخ کاملاً مطمئنی برای آن وجود ندارد.

در چنین شرایطی فقط تخصص فنی شما نیست که کمک می‌کند؛ توان مدیریت، رهبری و تصمیم‌گیری هم اهمیت پیدا می‌کند.

اگر می‌خواهید این تفاوت را عمیق‌تر بررسی کنید، مطلب تفاوت نگاه کارمند و واقعیت مدیریت می‌تواند تصویر روشن‌تری از مسئولیت‌هایی بدهد که معمولاً از جایگاه کارمندی دیده نمی‌شوند.

۳. می‌توانید بر اساس داده تصمیم بگیرید

کسی که می‌خواهد کسب‌وکاری بسازد، به نظر من باید تا حدی ذهن تحلیلی داشته باشد.

منظورم این نیست که حتماً تحلیلگر حرفه‌ای باشید.

یعنی بتوانید قبل از تصمیم گرفتن بپرسید:

«بر چه اساسی؟»

اگر می‌گویید:

«فکر می‌کنم این محصول فروش می‌رود.»

چرا؟

اگر تصور می‌کنید:

«مردم به این خدمت نیاز دارند.»

چه شواهدی دارید؟

اگر فکر می‌کنید از رقبا بهتر عمل خواهید کرد، این نتیجه بر چه داده‌ای استوار است؟

تحلیل یعنی بتوانیم بین چیزی که فکر می‌کنیم و چیزی که برای آن شواهد داریم تفاوت قائل شویم.

برای شناخت بهتر موقعیت خودتان هم می‌توانید از ابزارهایی مثل تحلیل SWOT برای بررسی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها استفاده کنید.

آیا کارآفرینی برای من مناسب است؟

فقط داشتن سرمایه، مهارت یا حتی یک ایده خوب تعیین نمی‌کند که کارآفرینی مسیر مناسبی برای شماست.

یکی از موضوعاتی که من در جلسات مشاوره کسب‌و‌کار به آن توجه زیادی دارم، روحیه فرد است.

وقتی شرایط طبق برنامه جلو نمی‌رود چه واکنشی دارید؟

می‌توانید افراد مختلف را کنار یکدیگر نگه دارید؟

توان انتخاب آدم مناسب را دارید؟

در شرایط سخت می‌توانید تصمیم بگیرید؟

اگر تیم ناامید شود می‌توانید دوباره به آن جهت بدهید؟

تحمل عدم قطعیت چقدر برای شما امکان‌پذیر است؟

نکته:

ساختن کسب‌وکار فقط تولید محصول یا ارائه خدمت نیست.

بخش مهمی از آن، مدیریت آدم‌ها، ساختن سیستم و تصمیم‌گیری در شرایطی است که همیشه همه اطلاعات موردنیازتان را در اختیار ندارید.

بنابراین اگر در تخصص خودتان بسیار خوب هستید، هنوز باید این سؤال را هم از خودتان بپرسید:

«آیا فقط متخصص خوبی هستم یا می‌توانم صاحب و مدیر یک کسب‌وکار هم باشم؟»

کارمندی یا کارآفرینی؛ آیا نارضایتی از شغل دلیل خوبی برای شروع کسب‌وکار است؟

یکی از موقعیت‌هایی که در جلسات مشاوره زیاد با آن مواجه می‌شوم، افرادی هستند که می‌خواهند کسب‌وکار راه بیندازند چون از شرایط شغلی فعلی‌شان ناراضی‌اند.

یکی می‌گوید:

«از محیط کارم خسته شده‌ام.»

فرد دیگری می‌گوید:

«کرج زندگی می‌کنم و هر روز باید تا تهران بروم و برگردم. چند ساعت از روزم در مسیر از بین می‌رود.»

یکی می‌گوید:

«مدیرم از من کمتر می‌داند ولی دارد به من دستور می‌دهد.»

و فرد دیگری احساس می‌کند هرچقدر تلاش می‌کند دیده نمی‌شود.

ممکن است همه این مشکلات واقعی باشند.

اما این مسائل فقط می‌توانند نشان دهند که:

شاید زمان یک تغییر رسیده است.

نشان نمی‌دهند که آن تغییر حتماً باید راه‌اندازی کسب‌وکار باشد.

شاید باید شرکتتان را عوض کنید.

شاید جایگاه شغلی مناسب‌تری پیدا کنید.

شاید مسیر حرفه‌ای فعلی نیاز به اصلاح دارد.

و حتی ممکن است کارمندی همچنان مسیر مناسب‌تری برای شما باشد.

من کارآفرینی را جایگاهی بالاتر از کارمندی نمی‌دانم.

این‌ها دو مسیر متفاوت‌اند.

پس قبل از اینکه برای فرار از شرایط فعلی، کسب‌وکار خودتان را راه بیندازید، از خودتان بپرسید:

«من واقعاً به سمت یک فرصت حرکت می‌کنم یا فقط می‌خواهم از شرایط فعلی خارج شوم؟»

ترس از شروع کسب‌وکار طبیعی است؟

بله. حتی ممکن است مهارت، سرمایه، تیم و اطلاعات خوبی داشته باشید و باز هم از شروع بترسید.

ترس همیشه نشانه آماده نبودن نیست.

فرض کنید در خانواده‌ای بزرگ شده‌اید که پدر، مادر، عمو، خاله، دایی و بیشتر آدم‌های تأثیرگذار اطرافتان کارمند بوده‌اند.

شما از کودکی یک مدل مشخص از زندگی حرفه‌ای را دیده‌اید.

طبیعی است ورود به دنیای کارآفرینی برایتان ناشناخته باشد.

شاید از نزدیک ندیده باشید یک صاحب کسب‌وکار چطور بحران را مدیریت می‌کند، چطور تیم می‌سازد، شکست می‌خورد و دوباره ادامه می‌دهد.

بنابراین بخشی از ترس می‌تواند از ناشناخته بودن مسیر بیاید.

راه مدیریت این ترس هم صرفاً شنیدن جمله:

«نترس و شروع کن»

نیست.

بهتر است ناشناخته‌ها را کمتر کنید.

بازار را بررسی کنید.

با افراد باتجربه صحبت کنید.

هزینه‌ها را بشناسید.

رقبا را بررسی کنید.

و برای سؤال‌های مهم خودتان پاسخ پیدا کنید.

قبل از شروع کسب‌وکار چه سؤال‌هایی از خودمان بپرسیم؟

بخش مهمی از آمادگی برای شروع، این است که فقط بهترین حالت ممکن را نبینیم.

از خودتان بپرسید:

  • اگر چند ماه اول درآمد کافی نداشتم چه می‌شود؟
  • هزینه زندگی من از کجا تأمین می‌شود؟
  • هزینه‌های خود کسب‌وکار را چگونه پرداخت می‌کنم؟
  • اگر نیاز به نیروی انسانی داشته باشم، حقوق آن‌ها از کجا تأمین می‌شود؟
  • اگر بازار آن‌طور که انتظار داشتم پیش نرفت چه؟
  • اگر شرایط اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی تغییر کرد چه؟
  • اگر شش ماه اول نتیجه موردانتظارم را نگرفتم، منابع و توان ادامه دادن را دارم؟

قرار نیست برای همه این سؤال‌ها جواب قطعی داشته باشید.

اما باید حداقل آن‌ها را دیده باشید.

ممکن است یک کسب‌وکار چند ماه، یک سال یا حتی بیشتر زمان لازم داشته باشد تا به درآمدی برسد که بتوان روی آن حساب کرد.

این زمان برای همه کسب‌وکارها یکسان نیست.

مسئله این است که فقط خوش‌بینانه‌ترین سناریو را نبینیم.

نکته: واقع‌بینی قرار نیست ناامیدمان کند؛ قرار است کمک کند غافلگیر نشویم.

آیا برای شروع کسب‌وکار باید استعفا بدهیم؟

نه؛ الزاماً.

برای بعضی افراد یکی از گزینه‌های منطقی‌تر می‌تواند این باشد که مدتی کسب‌وکار خود را در کنار شغل فعلی جلو ببرند.

فرض کنید ایده را بررسی کرده‌اید.

یک MVP یا نسخه اولیه از محصول یا خدمتتان ساخته‌اید.

آن را وارد بازار کرده‌اید.

چند مشتری واقعی پیدا کرده‌اید.

و حتی درآمد اولیه‌ای شکل گرفته است.

در چنین شرایطی ممکن است لازم نباشد همان روز اول استعفا دهید.

مزیت این روش این است که دیگر فقط فکر نمی‌کنید ایده شما جواب می‌دهد؛ دارید آن را در دنیای واقعی آزمایش می‌کنید.

اگر هنوز نمی‌دانید ایده شما واقعاً مشتری دارد یا نه، بهتر است این موضوع را جداگانه بررسی کنید؛ در اپیزود از کجا بفهمم ایده من مشتری دارد؟ دقیقاً درباره همین سؤال صحبت کرده‌ایم.

چه زمانی می‌توانیم شغل فعلی را کنار بگذاریم؟

برای این تصمیم هیچ عدد جادویی‌ای وجود ندارد.

ممکن است یک نفر وقتی درآمد کسب‌وکارش به حدود ۲۰ درصد درآمد فعلی می‌رسد احساس کند آمادگی بیشتری برای تمرکز روی آن دارد.

فرد دیگری ممکن است تا ۳۰ درصد یا ۵۰ درصد صبر کند.

شخص دیگری هم ممکن است تا زمانی که درآمد کسب‌وکار تقریباً جایگزین حقوق قبلی نشده، شغلش را کنار نگذارد.

این تصمیم به شرایط مالی، هزینه زندگی، پس‌انداز، مسئولیت‌های خانوادگی، ریسک‌پذیری و وضعیت خود کسب‌وکار بستگی دارد.

اگر یکی از نگرانی‌های اصلی شما کمبود سرمایه برای شروع است، اپیزود با سرمایه کم کارم را شروع کنم یا صبر کنم؟ هم می‌تواند ادامه مناسبی برای این بحث باشد.

از کجا بفهمیم تصمیم برای شروع کسب‌وکار هیجانی نیست؟

قبل از اینکه از کسی بخواهید به شما بگوید:

«شروع کن»

یا:

«شروع نکن»

چند سؤال را از خودتان بپرسید.

من امروز واقعاً چه چیزی در چنته دارم؟

  • مهارت؟
  • سرمایه؟
  • ایده؟
  • تیم؟
  • شبکه ارتباطی؟
  • شناخت بازار؟

آیا فقط در تخصص خودم خوب هستم یا توان اداره یک کسب‌وکار را هم دارم؟

تصمیم من بر اساس داده است یا چیزی که در ذهنم ساخته‌ام؟

دارم به سمت یک فرصت واقعی حرکت می‌کنم یا فقط از شرایط فعلی فرار می‌کنم؟

ترسم به خاطر ناشناخته بودن مسیر است یا واقعاً برای سؤال‌های مهمم جوابی ندارم؟

و شاید مهم‌ترین سؤال این باشد:

اگر امروز شروع کنم، دارم یک تصمیم سنجیده می‌گیرم یا یک تصمیم هیجانی؟

در نهایت؛ آیا برای راه‌اندازی کسب‌وکار آماده‌اید؟

هیچ تستی وجود ندارد که در پایان به شما بگوید:

«تبریک، شما صددرصد آماده‌اید.»

  1. ممکن است بعد از بررسی شرایطتان به این نتیجه برسید که زمان مناسبی برای شروع است.
  2. ممکن است بفهمید هنوز باید روی مهارت، سرمایه، شناخت بازار یا شرایط مالی خودتان کار کنید.
  3. و حتی ممکن است به این نتیجه برسید که اصلاً راه‌اندازی کسب‌وکار مسیر مناسب شما نیست.

هر سه پاسخ می‌تواند منطقی باشد.

چون قرار نیست همه کارآفرین شوند.

هدف این نیست که با چند جمله انگیزشی شما را به استعفا و راه‌اندازی کسب‌وکار تشویق کنیم.

نسخه شما باید برای خود شما نوشته شود؛ بر اساس روحیه، مهارت، سرمایه، تجربه، شرایط مالی و چیزهایی که امروز واقعاً در چنته دارید.

اگر بعد از این ارزیابی به این نتیجه رسیده‌اید که می‌خواهید وارد مرحله اجرایی شوید، پیشنهاد می‌کنم راهنمای مراحل راه‌اندازی کسب‌وکار را در ادامه بخوانید.

و اگر هنوز برای تصمیم‌گیری درباره شرایط شخصی خودتان نیاز به بررسی دقیق‌تری دارید، می‌توانید درباره مشاوره راه‌اندازی و توسعه کسب‌وکار بیشتر بخوانید.

در نهایت قرار نیست صرفاً کسب‌وکاری راه بیندازید.

قرار است:

تصمیم درست خودتان را بگیرید.

چه امتیازی به این پادکست می دهید؟
5/5 - (2 امتیاز)
منتظر خواندن دیدگاه شما بعد از گوش کردن به این پادکست خواهیم بود.
avatar
ایمان پاکراه کارآفرین و مربی کسب و کار

نزدیک به دو دهه است که در زمینه کسب و کار های مختلف فعالیت می‌کنم. خوشحال میشم که تجربیات خودم رو با شما به اشتراک بزارم و نقشی هرچند کوچک در ارتقاء دانش جامعه کارآفرین ایرانی و صاحبین کسب و کار داشته باشم.